متولد ۱۳۶۱ | تهران
مترجم، منتقد و عضو انجمن منتقدان و نویسندگان آثار سینمایی
او از سال ۱۳۸۰ فعالیت مطبوعاتی را آغاز کرده و در این سالها با مجلات مختلفی همچون فیلم، فیلم امروز، فیلم و سینما، هنر و تجربه، ۲۴ و... همکاری داشته. او سایت منتقدان فارسی زبان را نیز به راه انداخته است.
چهره ویلم دفو میتواند به بهترین شکل ممکن جواب بدهد؛ و فقط به نور و زاویهای بستگی دارد که از آن دیده میشود. به همین خاطر است که این بازیگر 66 ساله میتواند به تندیسی از یونان باستان یا یک گرملین (موجود خیالی شرور) که از بخش زیرین یک پل حفاظت میکند، شباهت پیدا کند. این گستره را -که از چهرهاش آغاز میشود و با تعمیم به روحش ادامه مییابد- میتوان در کارنامه بازیهای درخشان او در طول بیش از چهار دهه بازیگری یافت؛ کارنامهای که از صحنه تئاتر تجربی نیویورک شروع شد و همواره میان ستارهای از جنس سینمای کلاسیک و نقشآفرینیهای افراطی او در سینمای هنری، در رفتوآمد بوده است. او حتی برای بلاکباسترهای ابرقهرمانی نظیر «اسپایدرمن: راهی به خانه نیست» (Spider-Man: No Way Home) و «آکوامن» (Aquaman) وقار و شأن به ارمغان آورده است چه برسد به آثار فیلمسازان مؤلفی چون دیوید لینچ (قلباً مهارنشده/ Wild at Heart) و لارس فون تریه (ضدمسیح/ Antichrist).
فیلمهای بیشماری شامل صحنه(های) خواب و رویا میشوند اما کمتر فیلمی توانسته بهتر از عمارت توتفرنگی (Strawberry Mansion) یک خواب/رویا را به تصویر بکشد؛ فیلمی مستقل که یک درامدی (درام-کمدی) سوررئالیستی است که اولین نمایش جهانیاش در جشنواره ساندنس سال گذشته رقم خورد و ماه گذشته در سینماها عرضه شد و خیلی زود نسخههای دیجیتال آن هم در دسترس قرار گرفت.
جسی باکلی فقط 31 سال دارد ولی یکی از درخشانترین ستارههای هالیوود است که میتواند بازیهای تمامعیاری ارائه دهد که از جنبههای مختلف حائز اهمیت هستند، مثل شخصیت خواننده خوشآتیهای که در «رز وحشی» Wild Rose بازی کرد و با آن در کانون توجه قرار گرفت و زن جوان دمدمیمزاجی که در اثر غریب چارلی کافمن با عنوان «در فکر پایان دادن به همه چیزم» I’m Thinking of Ending Things به او جان بخشید. جدیدترین هنرنمایی جسی باکلی هم در نقش یک مادر جوان درمانده، در اولین فیلم مگی جیلنهال در مقام کارگردان است که «دختر گمشده» The Lost Daughter نام دارد؛ مادری که بهواسطه تصمیمی کوتاهمدت دوباره سرپا میشود و میتواند به زندگیاش ادامه دهد؛ شخصیتی که جسی باکلی با ایفای آن، هنر وقف کردن تمامعیار خود به یک شخصیت و حضور تماموکمال در صحنه و کالبد شخصیت را به نمایش گذاشته است.
آلانا هایم تنهایی نواخت. این موسیقیدان ۲۹ ساله به عنوان عضوی از گروه موسیقی سهنفره پاپ راک «هایم»، در کنار دو خواهر بزرگترش دنیئله و اِسته، گیتار و ارگ مینواخت؛ از زمانی که نوجوان بودند و در «دره» (دره سن فرناندو که مسکونی است و در لسآنجلس قرار دارد) بزرگ شدند؛ اما وقتی پل تامس اندرسن فیلمساز که چند ویدیوی موسیقی این گروه را کارگردانی کرده است، از او درخواست کرد تا اولین تجربه بازیگریاش را در «لیکریش پیتزا» (Licorice Pizza) داشته باشد - که داستان دوران بلوغ نوجوانی را در دهه 1970 روایت میکند - آلانا هایم نمیتوانست فرصت همکاری با یکی از بزرگترین کارگردانان سینمای جهان را از دست بدهد؛ احساسی که جان سی. رایلی، دیگر بازیگری که بارها با پل تامس اندرسن همکاری کرده، بهخوبی آن را درک میکند.
ثور: عشق و تندر عنوان جدیدترین ساخته تایکا وایتیتی است که در استودیو مارول تولید شده و در اکران سینماها به فروشی بالاتر از 500 میلیون دلار رسیده است. در این مطلب چکیدهای از صحبتهای کارگردان و ۲ بازیگر اصلی فیلم را در ادامه با هم میخوانیم.
نیکلاس کیج وقتی برای اولین دفعه با پیشنهاد بازی در نسخهای کمی روانپریش از خودش در «مسئولیت سنگین استعداد فراوان» (The Unbearable Weight of Massive Talent) مواجه شد، واقعاً دچار تردید شد و قرارداد بازی در این فیلم را امضا نکرد. او وقتی متوجه شد که شخصیت نیکلاس کیج در فیلم، در آستانه ورشکستگی قرار دارد، در یک هتل زندگی میکند، از همسر و دختر نوجوانش دور شده و باید یک پیشنهاد شخصی برای حضور در مهمانی یک طرفدار خرپول را بپذیرد تا بتواند بدهیهای خود را پرداخت کند، بر ترسهایش افزوده شد. تازه به این معجون اضافه کنید نسخهای جوانتر و دیوانه از روزهایی که کیج در فیلمهایی مثل «قلباً وحشی» (Wild at Heart) بازی میکرد، که گاهی ناگهان ظاهر میشود تا با کیج روزگار حال بحث کند.
سریال علمیتخیلی و وسترن و درامِ وست ورلد Westworld یکی از آثار تلویزیونی محبوب چند سال اخیر است که فرازوفرودهای خودش را تجربه کرده است. پیش از این، معرفی کامل این سریال را -که فصلهای اول تا سوم آن بهترتیب با بیش از 88، 107 و 100 میلیون دلار تولید شدهاند- مطالعه کرده بودید (اینجا) و حالا میتوانید بخشی از صحبتهای خالقان و دو تن از بازیگران فصل چهارم را در ادامه بخوانید.
برادران روسو فیلم اکشن تریلر جدیدشان با عنوان مرد خاکستری (The Gray Man) را بر اساس فیلمنامهای ساختهاند که از رمانی به همین نام از مارک گرینی اقتباس شده است. تهیهکننده فیلم نیز کمپانی این دو برادر است با عنوان «AGBO» که میخواهند مجموعه فیلمهایی (فرنچایزی) را بر اساس رمانهای «مرد خاکستری» تولید کنند. اکران محدود «مرد خاکستری» از 15 ژوییه (24 تیر) شروع شده و از 22 ژوییه (31 تیر) به صورت مجازی و آنلاین در نتفلیکس عرضه شده است. این فیلم که با بودجهای دویست میلیون دلاری تولید شده، برخی منتقدان را راضی کرده است و بعضی را نه؛ اما بازیهای بازیگرانش تحسین شدهاند.
کریستن استوارت در اثر جدید دیوید کراننبرگ - که در آن بدن هنرمندی (با بازی ویگو مورتنسن) اندامها و تومورهای جدید تولید میکند و او با همکاری دوستش آنها را در قالب اجراهای نمایشی (پرفورمنس آرت) از بدن خود خارج میکند - نقش یک کارمند اداری کمرو را بازی کرده است که بهسرعت به طرفداری پرشور و دوآتشه هنرمند بدل میشود. شخصیت استوارت در جرمهای آینده (Crimes of the Future) به تمام معنا از مشاهدات خود در اجراهای نمایشی به وجد میآید و حتی میتوان گفت که از یک طرفدار فراتر میرود و به یک هنرمند تبدیل میشود.
کریستن استوارت در این گفتوگوی خواندنی درباره مضامین «جرمهای آینده»، سفر هنری خودش و موارد جالب دیگری صحبت کرده است.
فیلم ثور: عشق و تندر (Thor: Love and Thunder) چهارمین فیلم ابرقهرمانی با محوریت شخصیت تور یل ثور بر اساس کتابهای مصور مارول است که بیستونهمین فیلم در جهان سینمایی مارول به شمار میرود. «تور: عشق و تندر» که ترکیب بازیگران واقعاً پرستارهای دارد و قطعاً یکی از دلایل بودجه 250 میلیون دلاریاش نیز همین موضوع است، به عنوان یکی از فیلمهای فاز چهارم جهان سینمایی مارول اکران شده؛ و با فروش جهانی بیش از 505 میلیون دلار در رتبه هفتم پرفروشترین فیلمهای 2022 قرار گرفته است.
یک نکته مهم؛ به دلیل نوع شهرت، تفاوت زبانی و سرچهای گوگلی، مجبور شدیم در این متن از ۲ عنوان «ثور» و «تور» برای شخصیت اول این فیلم استفاده کنیم. این اشتباه عمدی را بر ما ببخشید!