متولد ۱۳۶۱ | تهران
مترجم، منتقد و عضو انجمن منتقدان و نویسندگان آثار سینمایی
او از سال ۱۳۸۰ فعالیت مطبوعاتی را آغاز کرده و در این سالها با مجلات مختلفی همچون فیلم، فیلم امروز، فیلم و سینما، هنر و تجربه، ۲۴ و... همکاری داشته. او سایت منتقدان فارسی زبان را نیز به راه انداخته است.
فیلم بلک آدام (Black Adam) با بازی دواین جانسن ملقب به راک، تازگی عرضه شده است؛ فیلمی که 15 سال زمان برد تا بالاخره ساخته شود و در این مدت، جانسن هرگز از بازی در قالب این ضدقهرمان مایوس نشد! ژاومه کویت-سرا که پیش از این جانسن را در «گشتوگذار در جنگل» (Jungle Cruise) محصول 2021 هدایت کرده بود، این فیلم را هم کارگردانی کرده است. داستان درباره کشوری ساختگی به نام خندق و قهرمانش تِث-آدام (جانسن) است در 2600 سال پیش از میلاد مسیح. در سال 2022 خندق تحت سلطه گروهی جنایتکار درآمده است که با عنوان اینترگنگ شناخته میشوند؛ و زمانی که یک باستانشناس بومی (سارا شاهی) و اینترگنگ مسیرشان بههم برمیخورد، تث-آدام بیدار میشود و ویرانی همهجانبهای در راه انتقامگیری او به بار میآید. آنچه در پیش رو دارید، گفتوگوی رودریگو پرز از «پلیلیست» است که در آن دواین جانسن درباره دلسپردگیاش به این شخصیت، مبارزه طولانی و مصرانهاش برای جا گرفتن تمام شخصیتهای مکمل در فیلم و موارد جالب دیگری صحبت کرده است.
فیلم ابرقهرمانی بلک آدام Black Adam بر اساس داستانهای شخصیتی به همین نام از کتابهای مصور دیسی شکل گرفته است؛ و البته فیلمی فرعی (اسپینآف/ Spin-off) از «شزم!» Shazam است و یازدهمین فیلم در جهان توسعهیافته دیسی DCEU به شمار میرود و اولین قسمت از فاز اول آن.
ژاومه کویت-سرا اسپانیاییالاصل فیلم را کارگردانی کرده است که پیش از این با فیلمهای ترسناک «خانه مومی» و «یتیم» و تریلرهایی با بازی لیام نیسن چون «ناشناس» و «بدون توقف» بیشتر شناخته میشد. البته او قبل از «بلک آدام» بلاکباستر دیگری را هم با نام «گشتوگذار در جنگل» در سال 2021 کارگردانی کرده بود که بازیگر مرد اصلی آن فیلم نیز دواین جانسن - ملقب به راک - است؛ فیلمی ماجراجویانه و فانتزی که انتظارها را برآورده نکرد. «بلک آدام» با بودجهای 195 میلیون دلاری تولید شده است.
احتمالا بهراحتی میتوان فیلمهای ارباب حلقهها The Lord of the Rings و سریال بازی تاج و تخت Game of Thrones را محبوبترین آثار فانتزی هزاره جدید و دهههای اخیر دانست. پس طبیعی است که این آثار و نویسندگان کتابهایی که این مجموعهها از آنها اقتباس شدهاند، بارها و به روشهای مختلف با هم قیاس شده باشند و نظرهای متفاوتی درباره برتری یکی بر دیگری وجود داشته باشد. از این رو، ما این مطلب پروپیمان را برای شما تدارک دیدهایم تا در یک نگاه، جی. آر. آر. تالکین و «ارباب حلقهها»یش و جرج آر. آر. مارتین و «ترانه یخ و آتش»اش را کنار هم معرفی اجمالی کنیم؛ و برای بررسی هرچه بهتر شباهتها و تفاوتها، سه مقاله کوتاه اما جالب و خواندنی را برای شما انتخاب کردیم تا در یک نگاه کلی، علاقهمندان به ماهیت کلی قیاسهای این دو پدیده فانتزی پی ببرند.
آلاسکا دیلی Alaska Daily سریالی درام است که تامس مککارتی آن را برای شبکه «ایبیسی» خلق کرده و نقش اصلیاش را هیلاری سوانک بازی کرده است؛ بازیگری که تا امروز دو بار برنده اسکار بهترین بازیگر زن اصلی برای فیلمهای دیدنی «پسرها گریه نمیکنند» و «عزیز میلیون دلاری» شده است.
تامس مککارتی هم کارنامه جالبی دارد. خیلی از تماشاگران عمومی سینما او را با ایفای نقشهای مکمل یا کوچک در فیلمهای جریان اصلی میشناسند (یا بهتر بگوییم برای آنها چهرهای آشناست) مثل کمدی «ملاقات با والدین» یا فیلم فاجعهای «2012» (به کارگردانی رولاند امریش)؛ اما از سوی دیگر، او به عنوان نویسنده و کارگردان فیلمهای مستقلی چون «مامور ایستگاه»، «مهمان» و «اسپاتلایت» بهترتیب محصول سالهای 2003، 2007 و 2015 بسیار تحسین شده و مثلا برای آخری، اسکار بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه اورجینال را برنده شده و نامزدی تندیس طلایی بهترین کارگردانی را کسب کرده است. «آلاسکا دیلی» اولین سریال تامس مککارتی است که علاوه بر نویسندگی و کارگردانی، خالق آن هم هست.
والتر هیل، به عنوان یکی از بزرگان باقیمانده هالیوود، پس از گذشت ۶ سال از آخرین فیلمش با یک وسترن تجدیدنظرطلبانه بازگشته است. هیل فعالیت حرفهای خود را به عنوان نویسنده و کارگردان دقیقا همزمان با اسطورههای هالیوود جدید، مارتین اسکورسیزی، برایان دی پالما و استیون اسپیلبرگ آغاز کرد. البته هیل در میان این چهرههای هالیوود جدید بخاطر علاقهاش به ساخت فیلمهای اکشن سرگرمکننده و بدون زرق و برق و تمایلش به زنده نگه داشتن سنتهای وسترن آمریکایی، کمتر از همه مورد بررسی و تحلیل جدی قرار گرفت. فیلمسازی که آخرین فیلمش، مردن برای یک دلار، یک وسترن کمبودجه و به وضوح یک مرثیه عاشقانه است.
۴ دهه بازیگری ژولیت بینوش لحظههای سینمایی بیشماری را برای ما به ارمغان آورده است... و حالا در «دو لبه تیغ» (Both Sides of the Blade)، او و دُنی کلر (فیلمساز تحسینشده فرانسوی) یکی از غنیترین و موثرترین همکاریهای یک بازیگر و کارگردان را در سینمای معاصر ادامه دادهاند. دنی یکی از ستارگان دیرینه فیلمهایش، ونسان لندون، را هم دعوت کرده تا در اقتباسش از رمان سال 2018 کریستین آنگو با عنوان «نقطه عطفی در زندگی» (Un tournant de la vie) در کنار بینوش هنرنمایی کند.
آنچه در ادامه میخوانید گفتوگوی خواندنی متیو اِنگ است که پس از نمایش افتتاحیه موفق «دو لبه تیغ» در جشنواره برلین و اولین نمایش آمریکایی آن در برنامه سالانه مرکز فیلم لینکن با عنوان «دیدار با سینمای فرانسه» انجام شد و ژولیت بینوش دوستداشتنی، از شرایط نامعمولی که به تولید فیلمهای کلر دنی میانجامند، تنشهای دنیای واقعی که به روایتهای داستانی فیلمها راه پیدا میکنند و اهداف اصلیاش به عنوان یک هنرمند متعهد به سینما و... صحبت کرده است.
مل گیبسون در فیلم جدید «راهزن» یا «سارق» (Bandit) همدست یک سارق بانک است؛ شخصیتی با نام تامی کِی که رباخوار است و به گیلبرت گالوان جونیور (با بازی جاش دومِل) کمک میکند تا با 59 سرقت، به رکورد بیشترین سرقت متوالی در تاریخ کانادا دست پیدا کند. گفتوگویی که در ادامه میخوانید توسط گرنت هرمانز انجام شده و در «اسکرین رنت» منتشر شده است؛ و مل گیبسن درباره این فیلم و داستان حقیقی باورنکردنیاش، فیلمهای مستقلی که او را تحت تاثیر قرار دادهاند، «سلاح مرگبار 5» (Lethal Weapon 5) و مواردی دیگر صحبت کرده است.
پدرو آلمودوار دههها است که به وسوسه پروژههای استودیویی آمریکایی بیاعتنایی کرده است، از «راهبه بدلی» (Sister Act) تا «کوهستان بروکبک» (Brokeback Mountain)، و همچنان به نظام استودیویی اعتماد ندارد. او در جریان گفتوگوی تازهاش با اریک کوهن در دفترش واقع در مادرید میگوید: «بهنوعی ضدونقیض است. هالیوود میخواهد از استعدادهای خارجی بهره ببرد اما همیشه به فیلمسازان خارجی اجازه نمیدهند که کاری را بکنند که میخواهند.» در عوض خود این فیلمساز 72 ساله این روزها پذیرای استعدادها است و در آستانه برداشتن گام بعدیاش در خصوص تجربه فیلمسازی به زبان انگلیسی؛ که با فیلم کوتاه «صدای انسان» (The Human Voice) با بازی تیلدا سویینتن از سال 2020 شروع شد.
آنا دِ آرماس - که تابش نور خورشیدِ نیمه بعدازظهر کالیفرنیا چهرهاش را برازندهتر کرده است - میکوشد زمان یا چگونگی اولین برخوردش با مریلین مونرو را به خاطر بیاورد؛ اما در نهایت این ستاره سینما - که بهسرعت پلههای ترقی را طی کرده و به شهرت رسیده است - نمیتواند بگوید که چه زمانی مسیرشان با هم برخورد کرد: «صادقانه میگویم که یادم نمیآید کی اولین بار او را دیدم.» احتمالا دههها پیش در شهر سانتا کروز دل نورته کوبا بوده و شاید زمانی که یکی از فیلمهای مونرو در تلویزیون پخش میشد، آرماس بیآنکه بداند او بخشی از سرنوشتش خواهد بود، برای نخستین بار تصویری از وی را دیده است؛ اما آرماس زمانی حقیقتا مجذوب تصویر محونشدنی مریلین مونرو شد که در ۱۸ سالگی زادگاه کاراییبی خود را ترک کرد و به اسپانیا مهاجرت کرد؛ دورهای که جهانش پذیرای فیلمهایی شد که قبلا به آنها دسترسی نداشت.
اینجا گزیدهای از مصاحبه لسانجلس تایمز را با آرماس میخوانید. درباره بازی در بلوند و چیز جذاب دیگر...
بخش اعظمی از فیلمنامه فیلم راهزن Bandit بر اساس مصاحبهها و روایتهای منتشرشده در کتاب سال 1996 «راهزن پرنده» به قلم رابرت ناکِل و اِد آرنولد نوشته شد. ابتدا قرار بود ونکوور و اوتاوا مکانهای اصلی فیلمبرداری باشند اما به دلیل شیوع جهانی کووید-نوزده، بیشتر تولید در ایالت جرجیای آمریکا صورت گرفت. در ماه سپتامبر 2021، فیلمبرداری تکمیلی در اوتاوا اتفاق افتاد.