متولد ۱۳۶۳ | تهران
نویسنده و روزنامهنگار
او دانشآموخته رشته علوم ارتباطات اجتماعی است و در این سالها در نشریاتی نظیر هفتهنامه سروش، همشهری جوان، ایراندخت، خطخطی، تماشاگران و... نوشته. او به عنوان نویسنده با برنامههای تلویزیونی خندوانه، سیم آخر و... همکاری داشته است.
31 سال پیش، اکران یک فیلم گنگستری دیوانهوار حسابی جشنواره فیلمهای مستقل «ساندنس» را بههم ریخت. وقتی فیلم «سگهای انباری» اکران شد، ولولهای بین منتقدان و خورههای سینما بهپا شد و همه از ظهور یک استعداد بسیار باهوش در دنیای سینما خبر دادند. این استعداد جوانک لاغراندام و وراجی بود به اسم «کوئنتین تارانتینو» که با کار در یک کلوپ اجاره فیلمهای ویدئویی تبدیل شده بود به یک خوره فیلم. خوره فیلمی که در دوران کارش در آن کلوپ تقریبا تمام فیلمهای مهم و حتی درجهچند تاریخ سینما را روفیده بود و یکتنه یک دایرهالمعارف سینمایی کامل بود!
از زمان ساخت سگهای انباری تا به امروز که تارانتینو 60 ساله شده، او با هر فیلمش مخاطبان سینما را غافلگیر کرده است. جوانکی که با شور و شرش یکی از پایهگذاران سینمای پستمدرن هالیوود بود، حالا با ساخت 10 فیلم به یکی از بزرگترین کارگردانان تاریخ تبدیل شده. کارگردانی که هر پروژهاش مدتها به صدر اخبار میرود و تا فیلم بعدیاش نقل محافل سینمایی است. او کارش را بلد است، هم قصهگوی درجهیکی است، هم فیلمساز کاربلدی و هم بازاریاب بالفطرهای که میداند چطور با اظهارات جنجالی و شیطنت های دوستداشتنیاش تنور اکران فیلمهایش را داغ کند.
وس اندرسون فیلمساز بینظیر بااستعدادی است که در مدت کمی بیش از دو دهه، به سرعت از یک کارگردان مستقل و محبوب قلبها، حالا مورد توجه اسکار هم قرار گرفته و فیلمهایش در گیشه هم موفق هستند. او در سال 1996 و در 27 سالگی نخستین فیلمش را ساخت و ۵ سال بعد برای نگارش فیلم «خانواده اشرافی تتنبام» نامزد جایزه اسکار شد و ۸ سال بعد برای ساخت انیمیشن «آقای فاکس شگفتانگیز» به نامزدی اسکار رسید و نهایتا با ساخت شاهکارش «هتل بزرگ بوداپست» در سال 2014، نامزدی بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه اریجینال را بهدست آورد.
اندرسون فیلمهای کلاسیک عجیب و غریب و از لحاظ بصری فوقالعادهای خلق کرده است. بیایید نگاهی به ۷ فیلم برتر وس اندرسون بیندازیم.
«ارنست ویلهلم ویم وندرس» فیلمساز آلمانی، بدون شک یکی از بزرگترین فیلمسازان قرن گذشته و همچنین یکی از چهرههای برجسته سینمای جدید آلمان است. فیلمهای او در طول سالیان طولانی، تحسین گسترده منتقدان و چندین افتخار بزرگ (مانند نخل طلای کن و جایزه بفتا برای بهترین کارگردانی «پاریس، تگزاس») را کسب کرده است. وندرس در کارنامه پربار خود صاحب ۳ نامزدی اسکار برای ۳ فیلم مستندش نیز شده، هرچند هیچگاه مجسمه طلایی را لمس نکرده است.
وندرس که در دوسلدورف آلمان به دنیا آمد، دانشگاه را رها کرد و در اکتبر 1966 به پاریس رفت تا نقاش شود. او کار فیلمسازی خود را تنها در اواخر دهه 1960 و در اوج دوران سینمای جدید آلمان آغاز کرد. او پیش از فارغالتحصیلی از یک موسسه سینمایی در مونیخ، چندین فیلم کوتاه ساخت و اولین فیلم بلند زندگیاش هم یک اثر سیاهوسفید 16 میلیمتری بود که در سال 1970 ساخته شد. اینجا میخواهیم 7 فیلم برتر ویم وندرس را به شما معرفی کنیم.
بسیاری هالیوود را استانداردی طلایی برای تولید فیلم میدانند و چه کسی میتواند به آنها خرده بگیرد؟ با این حال و علیرغم اوج عظمت و حرفهایگری، هالیوود هم معصوم نیست و اشتباه میکند! در سیستمی که طراح صحنه و فیلمبردار و منشی صحنه و کارگردان و تدوینگر همه در نوع خود بهترین هستند، باز هم گافها و سوتیهای بزرگی از بین دهها لایه نظارتی دقیق راه خودشان را به سوی پرده سینما پیدا میکنند. جالب اینجاست که این اشتباهات نه فقط در فیلمهای کمبودجه و آماتور، که در آثار بزرگترین کارگردانان تاریخ سینما نیز قابل رویت است.
مثلا «استنلی کوبریک» که به داشتن وسواسی دیوانهوار در ساخت فیلم مشهور بود هم از گزند گاف در امان نماند و در طول ساخت فیلم اولین فیلم بلندش به نام «هراس و هوس» سوتی داد. با حضور کارگردانهای بزرگی مانند «کوئنتین تارانتینو»، «کریستوفر نولان»، «آلفرد هیچکاک»، «جرج لوکاس»، «مل گیبسون» و «ریدلی اسکات» در فهرستی که آماده کردهایم، کاملا روشن است که حتی غولها هم در بهترین آثار خود از گاف و سوتی در امان نبودهاند. در این مطلب میخواهیم با هفت گاف بزرگی در فیلمهای سینمایی مشهور تاریخ سینما روی پرده رفته است آشنا شویم.
ویلیام فردکین به زبان ساده یک اسطوره بود. مهارت فنی، تسلط بر لحن و تعهد او به داستانگویی بینظیر بود. و همینطور تمایل او برای جابجایی از مرزهای پذیرفتهشده و متعارف. میل او فقط به چالش کشیدن افراد خوشسلیقه نبود، او میخواست در همه ژانرها جاهطلب باشد، از قواعد مرسوم آشناییزدایی کند و حتی باعث ناراحتی مخاطبش شود. به این ترتیب میشود او را قاطعانه یک «هنرمند» نامید. درگذشت یک «هنرمند» واقعی در عصری که سینما تبدیل شده به محل تاختوتاز ابرقهرمانها و رباتها و باربیها، حقیقتا یک خلاء بزرگ است.
جهان سینما فقط یکی از بزرگترین فیلمسازان نسل او را از دست نداد، بلکه آرتیستی را از دست داد که مدافع سرسخت ساخت فیلمهایی بود که دیگر به ندرت در سینما ساخته میشوند و خریدار دارند. خوشبختانه، فریدکین انبوهی از آثار کلاسیک مدرن را از خود به جای گذاشت؛ فیلمهایی که هر چه بیشتر آنها را تماشا کنید غنیتر، ارزشمندتر و البته تحریککنندهتر میشوند. به بهانه درگذشت ویلیام فریدکین میخواهیم 5 فیلم ارزشمند او را به شما معرفی کنیم.
بدبختانه هرچقدر بیشتر درباره قرن 21 تامل کنیم، جای نگرانی بیشتر میشود؛ اگر تغییرات اقلیمی و ماجرای بحرانهای اقتصادی هم برای کور کردن اشتهای آدم کافی نباشد، وجود سلاحهای هستهای در دنیا کاملا کافی است! هر از گاهی خبری از امکان وقوع جنگ هستهای و شاخوشانه کشیدن کشورهای صاحب این فناوری به گوش میرسد و بدون تردید یاد فاجعهای که میافتیم در پایان جنگ جهانی دوم، بر سر ژاپن فرود آمد. این فاجعه تنها استفاده از بمب اتم توسط انسان در طول تاریخ بوده که دو شهر «هیروشیما» و «ناگازاکی» را با خاک یکسان کرد.
حالا پس از اکران فیلم «اوپنهایمر» ساخته کریستوفر نولان که درباره حساسترین برهه زندگی «رابرت اوپنهایمر» پدر بمب اتمی است، بحث در مورد این فناوری شیطانی مجددا بالا گرفته. عموم مردم به لطف فیلم نولان و تیم قدرتمند بازیگریاش مجددا درباره ماجرای اخلاقیات علمی و البته لزوم جلوگیری از خشونت و دستیابی حکومتهای شرور به سلاح هستهای بحث میکنند. حال که بحث درباره جنگ هستهای و بمب اتم داغ است، میخواهیم هشت فیلم برتر تاریخ سینما با موضوع جنگ هستهای را به شما معرفی کنیم.
توجه به سرگذشت انسانهای واقعی و مشهور در طول تاریخ همیشه مورد توجه انسان بوده است. سینما محل نمایش درام است و زندگی انسانهای مهم سرشار از پیچوخمهای دراماتیک. مردم دوست دارند بدانند چه حوادث و روندهایی باعث شکلگیری شخصیت یا انجام کارهای خیر و شر توسط مشاهیر شده؛ ضمن اینکه دانستن درونیات و سرک کشیدن به گوشههای نادیده و خصوصی مشاهیر نیز همواره برای انسانها جذاب بوده و خواهد بود. کتابهای بیوگرافیک امروز جزو پرفروشترین کتابهای ویترین کتابفروشیها هستند و اقبال به دانستن زندگی انسانهای مهم مورد توجه قشر کتابخوان نیز هست.
جهان سینما یکی از بازیگران نمادین و قدرتمندش را از دست. «آلن آرکین» 89 ساله که تباری از آلمان و روسیه داشت و اجدادش از مهاجران یهودی آمریکا بودند، در طول چند دهه فعالیت حرفهای به عنوان بازیگر، نقشهای بهیادماندنی زیادی بازی کرد و موفق به دریافت جایزه اسکار هم شد. آرکین بازیگر شیرینی بود و در تمام نقشهایش رگههای ظریفی از طنازی به چشم میخورد. در فیلمهای مهمی ایفای نقش کرد و سبک بازیاش آنچنان خودنمایانه نبود که او را مانند همدورههای مشهورش صاحب شهرتی گسترده کند.
در اکثر فیلمهای خوبش به عنوان بازیگر مکمل ظاهر شد و سرانجام در سال 2006 برای بازی در نقش فوقالعادهاش در فیلم «میس سانشاین کوچولو» توانست اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل را بهدست آورد. خانوادهاش او را انسانی شریف با استعدادی منحصربهفرد و بالطفره خوانده بودند و همکارانش نیز او را هم جلوی دوربین و هم در پشت آن شخصیتی دوستداشتنی و گرم توصیف میکردند. آرکین چند روز پیش در سن 89 سالگی از دنیا رفت. به مناسبت درگذشت آلن آرکین میخواهیم 7 بازی برتر او را به شما معرفی کنیم.
مهم نیست چقدر تلاش کنید، راضی کردن همه ممکن نیست. مثلا در حالیکه عدهای فیلم «همه چیز، همهجا، به یکباره» را شاهکار میدانستند، عدهای مشغول ناسزا دادن به اعضای آکادمی بودند که چنین فیلمی را شایسته اسکار بهترین فیلم دانسته. این ماجرا تازه مربوط به بخش هنری-سینمایی فیلمها برمیگردد. ورای مرز هنر هم هر چیزی که بسازید و با هر لحن و رویکردی که بسازید، ممکن است حاصل کارتان به مذاق فرد یا عدهای خوش نیاید و اگر از قضا آن افراد صاحب منصب یا قدرتی باشند، جلوی نمایش کارتان را بگیرند!
سانسور یا ممنوعیت پخش یک اثر همیشه طبق استاندارد جلو نمیرود. ممیزی موضوعی است نسبی و سلیقهای، چیزی که نمایشش تا 20 سال پیش آزاد بوده، ممکن است امروز سانسور شود. برعکس این ماجرا هم زیاد اتفاق افتاده و امروز چیزهایی روی پرده سینما پخش میشود که تا همین 40 سال پیش پخشش تابو بود. مسائلی مانند جنسیت، خشونت یا استفاده از مواد ممکن است روی ممیزی اثر بذارد، اما گاهی دلایل سانسور بسیار عجیبتر از این حرفهاست.
متاسفانه افراد صاحبمنصب سلایق و تنگنظریها و حساسیتهای متفاوتی دارند و همین حساسیتها باعث میشود تا گاهی اتفاقات عجیب و حتی خندهداری در حیطه سانسور به چشم بخورد. در این مطلب رفتهایم سراغ 9 فیلم معمولی که نمایش آنها به دلایل عجیبی در کشورهای مختلف ممنوع شده است.
نزدیک به دو دهه فعالیت و ساخت 10 فیلم کافی است تا کریستوفر نولان به یکی از پرسروصداترین و محبوبترین فیلمسازان حال حاضر سینمای جهان تبدیل شود. نولان نشان داده که استاد پروژههای بزرگ و پیچیده است و میتواند قواعد ژانرها را تغییر دهد. همین رویکرد او باعث شده که هواداران پرشوری برای خودش دستوپا کند.
حتی مخالفان او و منتقدانی که اعتقاد دارند آثار او بیشتر از اینکه عمیق باشد، متظاهرانه و عمیقنماست، نمیتوانند تاثیری را که او بر سینمای دنیا گذاشته را انکار کنند. هر فیلم جدید او موجی از نقد و سروصدا به راه میاندازد و اخبار را تحتالشعاع قرار میدهد. کافی است فقط نگاهی کنیم به حواشی پیرامون فیلم جدید او «اوپنهایمر». بعید است در چند دهه اخیر فیلمی که هنوز اکران نشده، اینقدر در صدر اخبار باشد و همه دربارهاش حرف بزنند. اینجا 11 فیلم کارنامه نولان را براساس سال تولید آنها به شما معرفی کردیم و بعد از پخش و نقد اوپنهایمر، آن هم به این فهرست اضافه خواهد شد.