متولد ۱۳۶۳ | تهران
نویسنده و روزنامهنگار
او دانشآموخته رشته علوم ارتباطات اجتماعی است و در این سالها در نشریاتی نظیر هفتهنامه سروش، همشهری جوان، ایراندخت، خطخطی، تماشاگران و... نوشته. او به عنوان نویسنده با برنامههای تلویزیونی خندوانه، سیم آخر و... همکاری داشته است.
«ناتالی پورتمن» بازیگر برنده اسکار است که در طول سه دهه فعالیت سینمایی خود بسیار پرکار و عموما در معرض توجه بوده است. پورتمن از جمله بازیگرانی بود که هنرنمایی در سینما را از سن کم شروع کرد و به واسطه هوش سرشار و قدرت بازیگریاش، خیلی زود به یک بازیگر برجسته تبدیل شد.
او بازیگری را در 13 سالگی و با حضور در فیلم کلاسیک «لئون» (حرفهای) در سال 1994 شروع کرد و 10 سال بعد برای فیلم «نزدیکتر» اولین نامزدی اسکارش را بهدست آورد و برای بازی در همین فیلم برنده جایزه گلدن گلوب شد. در طول 30 سالی که از آغاز کارنامه پورتمن 42 ساله گذشته، او در آثاری با کیفیتهای مختلف ظاهر شده است. در این مطلب میخواهیم 8 فیلم برتر کارنامه ناتالی پورتمن را به شما معرفی کنیم.
اغراق نیست اگر «وسترن» را «سینماییترین» و شاید قدیمیترین ژانر تثبیتشده تاریخ سینما بدانیم. سینما در شکل امروزی و مدرنش در آمریکا متولد شد و یانکیها از همان ابتدای تاریخ، علاقه زیادی به دوران پرحادثه قرنهای 18 و 19 و نمایش هفتتیرکشی و تنشهای بین اهالی غرب وحشی داشتند.
وسترن خود سینماست. شماری از بهترین قابهای سینمایی تاریخ در دل این فیلمها ثبت شده و بزرگانی چون «جان فورد»، «سرجیو لئونه»، «هاوارد هاکس»، «جان استرجس» و «سام پکینپا» چنان آثاری در فضای غرب وحشی خلق کردهاند که تمام این آثار را میتوان شاهکار نامید. روایت است که جان فورد کبیر وقتی میخواست خودش را معرفی کند، به سادگی میگفت: «جان فورد هستم، وسترن میسازم.» چنین کارگردانی با آن کارنامه درخشان، هویتش را با وسترن گره زده بود و به ساخت وسترن افتخار میکرد.
هنوز که هنوز است، فیلمهای وسترن مخاطبان پروپا قرصی دارد و البته کارگردانان زیادی هم هستند که چراغ این ژانر قدیمی را روشن نگه داشتهاند تا ثابت شود: تا سینما هست، وسترن هم هست. در این مطلب میخواهیم 19 وسترن برتر تاریخ سینما را به شما معرفی کنیم. آنقدر فیلم وسترن خوب در تاریخ وجود دارد که میتوان این فهرست را براساس 30 فیلم هم بست، اما تلاش کردهایم بهترینها را از هر زمانی انتخاب کنیم تا کیفیت و تنوع لیست در سطح بالایی قرار بگیرد.
ساختن فیلم، آنچنان که فکر میکنیم پدیده شیک و جذاب و آسانی هم نیست. پشت پرده فرش قرمزهای پرزرقوبرق و فستیوالهای پرشکوه، سالها ممارست و سختی قرار دارد. در یک نظام استودیویی عظیم مانند هالیوود، کارگردان باید سالها تلاش کند و با به خرج دادن پشتکار و ممارست زیاد، راهی بین بزرگان بیابد و تبدیل به ستاره شود. بدیهی است که نه «اسپیلبرگ»، نه «اسکورسیزی»، نه «تارانتینو» و حتی فیلمسازان جوانتری مانند «گرتا گرویگ» ساده به جایگاه فعلی خود نرسیدهاند.
بنابراین، ساختن تنها یک فیلم که از نظر منتقدان یا جلب مخاطبان موفق باشد، به خودی خود موفقیت بزرگی است، چه برسد به اینکه یک کارگردان کارنامه یا اصطلاحا «فیلمشناسی» بینقصی داشته باشد و تمام فیلمهای کارنامهاش مورد توجه قرار گرفته باشد.
در این فهرست به 7 ذهن زیبای حوزه فیلمسازی پرداختهایم و فیلمشناسی این هفت کارگردان را تجزیهوتحلیل کردهایم. این 7 نفر دارای مجموعهای از آثار هستند که این آثار حتی در ریزترین جزئیات هم قابل ستایش است و به لحاظ هنری نمره بالایی میگیرد. استانداردهای درنظر گرفته شده برای گردآوری این لیست کمی سختگیرانه است، به همین دلیل متاسفانه کارگردانان بزرگی مانند اسکورسیزی، اسپیلبرگ یا تارانتینو که حداقل یک اثر ضعیف در فیلمشناسیشان داشتهاند از داوری نهایی حذف شدهاند.
بیاغراق یکی از محبوبترین ستارههای عصر هالیوود است. پسر خوب و کمحاشیهای که به طور مرتب با کارگردانان بزرگی مثل «استیون سودربرگ»، «ریدلی اسکات» و «پل گرین گرس» همکاری کرده و بازیهایش همیشه استاندارد بوده است. ماجرای رسیدن او به شهرت هم عجیب است. احتمالا میدانید که او و رفیق قدیمیاش «بن افلک» با نوشتن فیلمنامه «ویل هانتینگ خوب» دنبال راهی برای ورود به حرفهایهای هالیوود بودند و سرانجام از طریق ساخته شدن همین فیلم دوستداشتنی به رویای کودکیشان رسیدند و اسکار بهترین فیلمنامه را هم گرفتند تا یکشبه ره صد ساله طی کنند.
کارنامه حرفهای مت دیمون قابل تحسین است. اکثر فیلمهایی که او بازی کرده هم نظر منتقدان را جلب کردهاند و هم در گیشه موفق بودهاند. فیلمهای او مجموعا رقمی بیش از ۳ میلیارد دلار در جهان فروش کرده تا ثابت شود که این جوان خوشرو، بازیگر محبوبی است. ۱6 فیلم و ۲ سری فیلم از بهترین فیلم های مت دیمون را به شما معرفی میکنیم.
برای عموم مردم، هر زمان که نام کارگردان بزرگی در میان باشد، فرایند ساخت فیلم همیشه آسان به نظر میرسد. تنها کاری که باید انجام دهند این است که بازیگران را جمع، فیلمبرداری را شروع، تدوین را آغاز و نهایتا فیلم را منتشر کنند. اما در واقعیت هرگز چنین نیست. «فرانسیس فورد کاپولا» پدرش سر ساخت «پدرخوانده» درآمد، «اورسون ولز» هم هنگام ساخت «همشهری کین» در تنش شدیدی با امپراطوری رسانههای «ویلیام رندولف هرست» بود. «مارتین اسکورسیزی» عزیز هم از این حواشی و دردسرها مستثنا نیست و تقریبا همه فیلمهای او پر از معضلات و حاشیههای مختلف در مراحل پیشتولید و فیلمبرداری بوده است.
در نتیجه حقایق کمتر شنیده شده زیادی درباره پشت صحنه آثار استاد وجود دارد. از زمانی که او در اواخر دهه 60 وارد هالیوود شد، مجبور بود با مشکلاتی مثل ریجکت شدن توسط استودیوها، عدم اطمینان تهیهکنندگان در مورد بازیگران و عوامل فیلم، جنجالهای عمومی و افسردگی دستوپنجه نرم کند. خوشبختانه اسکورسیزی از پس این مشکلات برآمد و به یکی از بزرگترین کارگردان تاریخ سینما تبدیل شد. بنابراین همیشه قبل، حین و بعد از ساخت فیلمهای مارتین اسکورسیزی اتفاقات حاشیهای زیادی افتاده است. موارد زیر برخی از جزئیات کمتر شنیده شده درباره کارنامه اوست.
سینما در خالصترین شکل خود، هنر تصویر متحرک است که در آن تکپلانها پشت سر هم قرار میگیرند تا در ذهن مخاطب، توهم حرکت را ایجاد کنند. حالا بعد از گذشت 100 سال از اختراع این شعبده، صنعت سینما بسیار پیشرفتهتر شده است، با این حال بسیاری هنوز از ساختن فیلمهایی در ابتداییترین شکل سینمایی آن لذت میبرند: انیمیشن و یا حتی شکل بدیهیتر آن «استاپ موشن». در این مطلب میخواهیم هفت فیلم استاپ موشن برتر تاریخ سینما را به شما معرفی کنیم.
گاهی یکی از انتقاداتی که به فیلمهای کلاسیک سینمای وحشت میشود این است که «این فیلمها آنقدرها هم ترسناک نیستند!» این انتقاد هم درست است و هم نه. طبعا با توجه به پیشرفتهای بصری و جلوههای ویژه در سینما، ژانر وحشت پیشرفتهای قابل ملاحظهای داشته است و کارگردانان قادرند هر موجود قابل تخیلی را روی پرده سینما زنده کنند. بنابراین مخاطب سینما بهمرور سختگیرتر شده و امروزه با دیدن ترسناکهای کلاسیک دهههای 60 و 70 هالیوود نمیترسد و چه بسا به ابتدایی بودن جلوههای ویژه و گریم آنها بخندد.
اما از طرفی نمیتوان نوآوریهای قابل توجهی که در این فیلمها وجود داشت را یکسره نادیده گرفت. بسیاری از همین فیلمهایی که امروز کمدی به نظر میرسند، قواعد ژانر را تغییر دادند و شالوده سینمای وحشت امروزی را شکل دادند. بسیاری از قواعد تثبیتشده امروزی ژانر وحشت، حاصل نوآوریها و بدعتهای بزرگانی مانند «جرج رومرو»، «ترنس فیشر»، «جان کارپتنر» و «داریو آرجنتو» است و کارگردانان امروزی اصطلاحا بر شانههای این بزرگان ایستادهاند.
این مقدمه طولانی از این جهت نوشته شد که بدانید وجود سکانسهایی از فیلمهای کلاسیک در این فهرست، ادای دینی است به بزرگانی که یکی از محبوبترین ژانرهای سینمایی را ارتقاء دادند. در ادامه معرفی 7 سکانس ترسناک برتر تاریخ سینمای وحشت را بخوانید.
در دهههای طولانی حیات سینما، فیلمهای خارقالعادهای توسط کارگردانانی کاملا توانا ساخته شدهاند، اما درخشش سازندهشان به همان فیلم محدود مانده و خالق آن دیگر نتوانسته آن کار شگفتانگیز را در آثار دیگرش تکرار کند. گویی جادوی آنها فقط یکبار اثر داشته و با همان یکبار شاهکار زندگیشان را ساختهاند ستاره بختشان افول کرده است.
اینجاست که مخاطب شک میکند آیا ساخت همان تکشاهکار هم اتفاقی و با جور شدن همه عوامل مهم رقم خورده یا اینکه بخت بد کارگردان باعث شده تا آثار بعدیاش یکی پس از دیگری ضعیف باشند. دلیلش هرچه که باشد، در تاریخ سینما کارگردانان زیادی داشتهایم که بعد از ساخت یک اثر درخشان، دیگر هیچگاه به اوج بازنگشتهاند و با همان یک فیلم در حافظه سینمایی سینمادوستان ماندگار شدهاند.
تارانتینو یکی از اساتید به تصویر کشیدن مرگ روی پرده است. در فیلمهای او همهجور مرگی دیدهایم. از مرگهای مسخره و خندهدار گرفته، تا مرگهای خشن و البته مرگهای باشکوه. او استاد قصهگویی و سرگرمیسازی است، نگاه منحصربهفردی به زندگی دارد و همین ویژگیها باعث شده تا «مرگ» نیز عنصر مهمی در سینمای او باشد. در این مطلب سری به سینمای تارانتینو زدهایم و 5 صحنه برتر «مرگ» در سینمای او را انتخاب کردهایم.
حتما اصطلاح «سینمای مستقل» به گوشتان خورده است. میدانید که بسیاری از سینماگرانی که سینما را به شکل «هنری» دنبال میکنند، پیرو این گونه از سینما هستند و نگرانند که مبادا نظام استودیویی مبتنی بر سرمایه، دنیای سینما را یکسره اشغال کند. در اینجا میخواهیم ابتدا «سینمای مستقل» را تعریف و بعد 7 فیلم مستقل برتر تاریخ سینما را به شما معرفی کنیم.