متولد ۱۳۶۳ | تهران
نویسنده و روزنامهنگار
او دانشآموخته رشته علوم ارتباطات اجتماعی است و در این سالها در نشریاتی نظیر هفتهنامه سروش، همشهری جوان، ایراندخت، خطخطی، تماشاگران و... نوشته. او به عنوان نویسنده با برنامههای تلویزیونی خندوانه، سیم آخر و... همکاری داشته است.
برای آنهایی که سودای کارگردان شدن در سر دارند، هالیوود یک مکان رویایی محسوب میشود. احتمالا رویای بسیاری از کارگردانهای مشهور غیرآمریکایی تاریخ، این بوده که بتوانند لااقل یک فیلم در نظام استودیویی عظیم هالیوود کارگردانی کنند و بفهمند شیوه کار در چنین ابرسیستمی چگونه است.
البته این فقط یک روی سکه است، هالیوود به همان اندازه که میتواند سکوی پرتاب باشد، قادر است شما را از عرش به فرش بکشاند. قانون اول چنین سیستمی این است: اگر نتوانی پول بسازی، محکوم به فنایی. پول فقط یکی از مشکلات است؛ کار کردن در پروژهای که نمایندگان چند کمپانی سرمایهگذار دائما در حال بازرسی از آن هستند اعصابی پولادین میخواهد. برای کارگردانی در هالیوود باید قلق کار کردن با تهیهکنندگان را بلد بود و پروژه را در مسیری سخت به انتها رساند.
وجود همین مشکلات است که باعث شده پشت صحنه بسیاری از فیلمهای سینمایی برای همه عوامل تبدیل به جهنم شود و کار به اخراج یا استعفای کارگردان برسد. در این مطلب قصد داریم به نیمه تاریک کارگردانی در هالیوود بپردازیم و هشت کارگردانی را به شما معرفی کنیم که در میانه راه از یک پروژه سینمایی اخراج شدند.
در زندگی بارها شنیدهایم که «برداشت اولیه» یا اثر اولیه درباره برخورد با پدیدههای مختلف خیلی مهم است. اما در سینما معمولا این پایان است که نقش بسیار پررنگی در شکل دادن به یک فیلم دارد. پایانبندی یکی از مهمترین عناصر سینماست و قرار است تکلیف ما را با فیلم یکسره و آن را در ذهنمان جاویدان کند.
فارغ از اهمیت پایانبندی که ممکن است شامل یک سکانس طولانی باشد، گاهی آخرین فریم یا قاب از یک اثر سینمایی هم آنچنان قدرتمند است که تا ابد در ذهن مخاطب نقش میبندد. این قاب پایانی حتی این قدرت را دارد که یک فیلم معمولی را در ذهن ما تبدیل به اثری ماندگار کند؛ از این رو مانند دسر خوشمزهای است که بعد از خوردن یک غذای معمولی یا بد، وعده غذایی انسان را نجات میدهد!
به بهانه اهمیت «پایان» در سینما، میخواهیم 10 قاب پایانی برتر تاریخ سینما را به شما معرفی کنیم.
سرطان را هم مثل آلزایمر میتوان «بیماری خانواده» دانست. هجومش به بدن یک انسان فقط فرد مبتلا را درگیر نمیکند، بلکه کل اعضای یک خانواده را تحت تاثیر قرار میدهد و رنجی جمعی ایجاد میکند. به عنوان کسی که هم خودش درگیر سرطان بوده و هم عزیزترین کسش را به خاطر این بیماری از دست داده اعتراف میکنم رنج ابتلای یک عزیز به سرطان به مراتب بیشتر از ابتلای خود انسان است.
این بیماری وجود دارد. هست. برای انواعی از آن راههای درمانی بسیار موثری کشف شده و آینده انواع خطرناکتر آن هم به دلیل تحقیقات شبانهروزی دانشمندان، روشنتر از قبل به نظر میرسد. سرطان یک میهمان ناخوانده است که در اولین قدم باید حضور آن را پذیرفت. باید قبول کرد که سلول سرطانی جزئی از بدن خود ماست که به بیراهه رفته، پس باید با آن کنار آمد و با صبر و تحمل تمام تلاش را برای بدرقه کردنش به کار بست.
هفت فیلم امیدبخش با موضوع سرطان و بیماریهای سخت را به شما معرفی کنیم.
HBO را بدون شک میتوان یکی از موفقترین شرکتهای تولیدی بین رسانههای عصر حاضر دانست که خالق برخی از بهترین سریالهای تلویزیونی تمام دوران، از جمله «وایر»، «سوپرانوها» و «بازی تاجوتخت» است. در حالیکه مدتهاست از نمایش این سریالها گذشته و هرکدام به یک کلاسیک تبدیل شدهاند، این شبکه همچنان در رقابت با رقبای گردنکلفتش یکهتاز است و این روزها با پخش سریال بسیار موفق «وراثت» Succession نبض بازار را در دست گرفته.
وراثت به عنوان یک درام با محوریت تجارت، پر از طنز و خنجر از پشت زدنهای شکسپیری است و میتوان آن را ادای دینی به آمریکای معاصر دانست که کامش با تب فراگیر عشق به ثروتاندوزی و شهرت تلخ شده. این سریال که توسط نویسنده بریتانیایی «جسی آرمسترانگ» ساخته شده است، به عنوان یک نمایش تجاری تمامعیار یا به عنوان یک کمدی جذاب، مملو از شخصیتهای جذاب قابل تماشاست و طرفداران و منتقدان آن را دوست دارند. یک فیلمنامه دقیق از آرمسترانگ و یک تیم بازیگری عالی باعث شدهاند تا این روزها همهجا صحبت از وراثت باشد.
طبق یک قانون نوشته، 90 دقیقه یا همان یک ساعتونیم تبدیل شده به زمان استاندارد یک فیلم سینمایی. تهیهکنندگان طی سالها آزمونوخطا میدانستند که یک فیلم میتواند 90 دقیقه در اوج باشد و بعد از آن ممکن است بیننده را در سالنهای سینما دچار خستگی و فرسودگی کند.
طبعا در این بین فیلمهای طولانیتری هم وجود داشت که اکثرا «فیلم هنری» محسوب میشدند و به ندرت فیلمی طولانی مثل «خوب، بد، زشت» یا «برباد رفته» میتوانست هم نظر منتقدان را جلب کند و هم تماشاگر را چند ساعت روی صندلیاش میخکوب نگه دارد.
حالا این قاعده چندسالی است بههم ریخته. بعد از مد شدن فیلمهای دنبالهدار و ابرقهرمانی و البته بهبود فوقالعاده تکنولوژیهای ضبط و پخش فیلم، حالا تهیهکنندهها نگران ریزش مخاطب نیستند و بیپروا آثار بالای دو ساعت را راهی اکران میکنند و آنقدر به محصولاتشان اطمینان دارند که میدانند مخاطبی که به فیلمهای یک دقیقهای اینستاگرامی و تیکتاکی عادت کرده، حاضر است چند ده دقیقه از وقتش را در سالن جادویی سینما سپری کند.
پروژههای هیجانانگیز زیادی قرار است در سال 2023 اکران شوند. علاقهمندان به سینما در ۳ سال گذشته به خاطر وجود محدودیتهای کرونایی نتوانستند آنطور که باید از تماشای فیلم در سالنهای سینما لذت ببرند و بحث اکران آنلاین بسیار داغ شد. اما حالا انتظار میرود در سال جدید رونق دوباره به سالنهای سینما بازگردد و مردم دنیا بتوانند دوباره با سالنهای نمایش آشتی کنند. اینجا میخواهیم از فیلم های هیجانانگیزی که انتظار میرود اکران موفقی داشته باشند برایتان بگوییم.
این شخصیت انفجاری و باهوش با آن میل آتشینش به سینما نه تنها یکی از بزرگترین کارگردانان تاریخ سینماست، بلکه نویسندهای درجهیک با مهارتهای منحصربهفردی در نگارش دیالوگ و پرداخت شخصیت هم هست. حتی اگر سبک کار او را نپسندیم هم بعید است نسبت به مهارتش در خلق کاراکترهای جذاب ادای احترام نکنیم. داریم درباره کوئینتین تارانتینو حرف میزنیم. ورود به دنیای مخلوقات چنین ذهنی قطعا جذاب است. برای همین در این مطلب قصد داریم هفت شخصیت برتر فیلمهای تارانتینو را به شما معرفی کنیم.
پادشاه خونسردی یا باحالی. این لقبی بود که در هالیوود به یکی از باحالترین و زیباترین مردان تاریخ سینما داده بودند. استفاده از صفت زیبا برای آقایان معمول نیست، اما پل نیومن واقعا صورت زیبایی داشت و در تمام طول دوران بازیگریاش تلاش کرد بیش از یک مرد خوشچهره چشمآبی باشد و او را به خاطر هنرش به یاد بیاورند. آیا پادشاه در این امر موفق بود؟ ۵۰ سال حضور در هالیوود و بازی در شماری از بهترین آثار تاریخ سینما در ژانرهای مختلف ثابت کرد که بله، از نیومن امروز به عنوان یک «بازیگر» خوب یاد میشود.
اگر خوره فیلم باشید و فهرستی از فیلمهای مورد علاقهتان را در دهه 90 میلادی در ذهن مجسم کنید، به احتمال زیاد «تام سایزمور» لااقل در یکی از آنها حضور داشته. این بازیگر دوستداشتنی در هیچ فیلم مطرحی نقش اول را بر عهده نداشت، اما در فیلمهای مهمی نقشهای مکمل درجهیکی را ایفا کرد. از «نجات سرباز رایان» حماسه جنگی «استیون اسپیلبرگ» گرفته تا «مخصمه» به کارگردانی «مایکل مان» که شاید بهترین فیلم با محوریت سرقت در تاریخ سینما باشد.
سایزمور همیشه این توانایی را داشت که تمام توانش را وقف نقشش کند و در شخصیت غرق شود. علیرغم ایفای نقشهایی که مستلزم قدرت بازیگری بالایی بود، او هیچوقت نمایشی بازی نکرد و هنرش تمامقد در خدمت مصالح فیلم بود. این بازیگر قدرنادیده که در طول زندگی با حواشی مختلفی – از جمله سوءمصرف انواع و اقسام مواد مخدر سنگین و اتهام آزار جنسی – روبرو بود، دو روز پیش پس از چند روز وخامتِ حال ناشی از عفونت مغزی درگذشت و البته میراث هنری قابل افتخاری از خود به جا گذاشت. به مناسبت درگذشت تام سایزمور میخواهیم پنج فیلم برتر او را به شما معرفی کنیم.
معمولا اعتقاد بر این است که هالیوود عاشق ساخت فیلمهایی است که از بزرگی و شکوه هالیوود تجلیل میکنند: اینکه چقدر جادوی سینما شگفتانگیز است و چه برق خوشایندی در چشمان تماشاچیانی که مبهوت تولیدات هالیوود هستند وجود دارد. اسکار و سایر جشنوارههای سینمایی آمریکا هم معمولا فیلمهایی را که درباره خود سینما هستند تحویل میگیرند، مثل فیلم «آرتیست» یا همین «خانواده فیبلمنها» فیلم اخیر اسپیلبرگ.
به نظر میرسد هیچ رسانه-هنری به اندازه سینما شیفته قدردانی از خودش نیست، اما باز هم فیلمهایی وجود دارند که از آشفتگیهای موجود یا نیمه تاریک هالیوود و صنعت سینما پرده برداشته باشند. چند فیلم درخشان در تاریخ سینما وجود دارد که تم اصلی آن، ماهیت بیرحم دنیای ستارهسازی هالیوود و ریاکاریهای موجود در این دنیا را نشانه رفته است. از آنجایی که جذابیت موجود در شهرت و پول میتواند حتی خوشنیتترین هنرمندان را هم به فساد بکشاند، هوشیاری درباره این وجه از آن چیزی که بهش «صنعت نمایش» میگویند ارزشمند است.
در این مطلب میخواهیم هشت فیلمی که هالیوود علیه خودش ساخته است را به شما معرفی کنیم.