متولد ۱۳۶۳ | تهران
نویسنده و روزنامهنگار
او دانشآموخته رشته علوم ارتباطات اجتماعی است و در این سالها در نشریاتی نظیر هفتهنامه سروش، همشهری جوان، ایراندخت، خطخطی، تماشاگران و... نوشته. او به عنوان نویسنده با برنامههای تلویزیونی خندوانه، سیم آخر و... همکاری داشته است.
تماشای یک فیلم، در ظاهر کاری ساده و روزمره بهنظر میرسد؛ ما مینشینیم، نگاه میکنیم و در پایان، یا لذت میبریم یا نه. اما در پسِ این تجربه ظاهرا ساده، امکانی عمیقتر نهفته است: اینکه از یک مخاطب منفعل، به تماشاگر آگاه و تحلیلگر تبدیل شویم. نقطه آغاز این مسیر، «نوشتن» است؛ نوشتن درباره آنچه دیدهایم، حس کردهایم، و به آن اندیشیدهایم.
این یادداشتها، که میتوانند کوتاه، ساده و بدون اصطلاحات تخصصی باشند، ما را وادار میکنند که دقیقتر ببینیم و روشنتر فکر کنیم. بسیاری از منتقدان، نویسندگان و حتی فیلمسازان، فعالیت خود را با همین تحلیلهای شخصی آغاز کردهاند؛ تحلیلهایی که نه برای چاپ در مجله یا ارائه در دانشگاه، بلکه صرفا برای ثبت تجربهای شخصی نوشته شدهاند.
مجموعه «ماموریت: غیرممکن» داستان عجیبی از تکامل و بازآفرینی مداوم است؛ مسیری که از یک سریال تلویزیونی دهه ۱۹۶۰ آغاز شد و در نهایت به یک غول تمامعیار سینمایی بدل شد؛ غولی که امروز چهره اصلیاش «تام کروز» است. برویم سراغ یک کنجکاوی دوستداشتنی و چالشبرانگیز؛ ردهبندی تمام فیلمهای ماموریت غیرممکن و ببینیم ضعیفترین و بهترین فیلمهای این مجموعه کدامهاست.
اگر قرار باشد فقط یک نکته از سینمای سال ۲۰۲۵ را بهعنوان نشانهای امیدوارکننده برای آینده این صنعت نام ببریم، آن درخشش چشمگیر بازیگران تازهنفس و اجراهای پرفروغ ستارههای در آستانه ظهور است. یکی از جنبههای نسبتا ناامیدکننده فهرست فیلمهای ۲۰۲۵ فقط این نبود که بسیاری از آثار پرهزینه و پرتبلیغ عملکرد ضعیفی داشتند، بلکه این واقعیت هم بیش از پیش به چشم آمد که «ستارههای سینما» دیگر ارزش و کشش سابق را ندارند. گزارش را بخوانید متوجه میشوید درباره چی حرف میزنیم.
کارنامه رابرت دووال درخشان و سرشار از فیلمهای درجهک و پرستاره است. او شاید تجسم کامل وقار و سنگینیِ حضور روی پرده سینما بود. فرقی نمیکرد نقش یک پدر سختگیر را بازی کند، یک رئیس بیرحم شرکتی، یک افسر نظامیِ بیاخلاق، یا یک خلافکار سالخورده و خشن؛ او همیشه جوهره خاموش شخصیت را میگرفت و تنها با یک نگاه، تمام نیروی زندگی یک کاراکتر را منتقل میکرد. کارنامه سینمایی او از ۱۹۶۰ تا ۲۰۲۲ امتداد داشت؛ دهههایی که تقریبا همگیشان پر بودند از اجراهای درخشان. به بهانه درگذشت وکیل و مشاور خانواده «کورلئونه»، میخواهیم 10 فیلم برتر کارنامه رابرت دووال را با هم مرور کنیم.
حتما برایتان پیش آمده بعد از دیدن خبرهای جشنواره کن یا ونیز یا برلین، اسم فیلمی را بشنوید که همه منتقدها عاشقش شدهاند و تماشاگران جشنواره برای فیلم 20 دقیقه ایستاده دست زدهاند؛ اما وقتی خودتان تماشایش میکنید، وسط فیلم پلکهایتان سنگین میشود و با خودتان میگویید: «واقعا این همون فیلمی بود که نخل طلا گرفت؟» چنین تجربهای فقط مخصوص ما نیست؛ در سراسر دنیا، فاصلهای بزرگ بین فیلمهای جشنوارهای و فیلمهای عامهپسند وجود دارد.
«کان پدرسن»، پیشگام جلوههای ویژه کامپیوتری (CGI) که دو سال و نیم در کنار «داگلاس ترامبول» صرف خلق جلوههای بصری خیرهکننده و برنده اسکار برای شاهکار «استنلی کوبریک» یعنی «۲۰۰۱: ادیسه فضایی» کرده بود، درگذشت. او ۹۱ سال داشت.
آخرین باری که در سال ۲۰۲۳ شاهد یک اکران عظیم از کریستوفر نولان بودیم، اکران فیلم «اوپنهایمر» همراه با «باربی» باعث شد مخاطبان بهطور چشمگیری به سالنهای سینما برگردند. حالا این سوال مطرح است: آیا اودیسه نولان، در کنار یکی دو فیلم بزرگ دیگر در سال ۲۰۲۶، میتواند دوباره چنین موجی ایجاد کند؟
صنعت سینما امیدوار است مجموعهای از پروژههای بسیار مورد انتظار - مثل چهارمین فیلم مرد عنکبوتی با بازی تام هالند، دومین فیلم برادران سوپر ماریو و شیطان پرادا میپوشد ۲ - به یک انفجار فروش در گیشه منجر شوند. این را هم اضافه کنید به «انتقامجویان: روز رستاخیز» و سومین فیلم «تلماسه». در کنار فیلمهایی که شانس حضور در اسکار دارند، مثل «همنت»، سال ۲۰۲۶ میتواند سالی بسیار بزرگ برای صنعتی باشد که هنوز اثرات دوران قرنطینه کرونا را با خود حمل میکند. در ادامه، ۲۰ فیلمی را میخوانید که باید در سال ۲۰۲۶ حواستان به آنها باشد.
«ارزش عاطفی» فیلمی است که آرام شروع میشود، اما بهتدریج لایهلایه باز میشود و نشان میدهد با اثری ساده یا صرفا احساساتی طرف نیستیم. این فیلم، ساخته «یواخیم تریه»، نهتنها ادامه منطقی مسیر فیلمسازی او بعد از «بدترین آدم دنیا»ست، بلکه قدمی جسورانهتر در مواجهه با مفاهیمی میگذارد که هم شخصیترند و هم بهشدت جهانشمول: رابطه والد و فرزند، میراث عاطفی، خودشیفتگی هنرمندانه، و این پرسش تلخ که آیا هنر میتواند جای خالی محبت را پر کند یا نه؟
در ظاهر، «ارزش عاطفی» داستان یک خانواده ازهمگسیخته است که به خاطر مرگ مادر، دوباره دور هم جمع شدهاند. اما در لایههای زیرین، فیلم درباره چیزهای بسیار عمیقتری حرف میزند: درباره نسلی که با پدران موفق، اما به لحاظ عاطفی غایب بزرگ شده؛ درباره هنرمندانی که جهان را نجات میدهند، اما خانواده خودشان را نه؛ و درباره خاطراتی که قرار بوده گرم باشند، اما حالا مثل اشیای قدیمی، هم ارزشمندند و هم دردناک و البته خاکخورده.
نام جفری اپستین از آن اسمهایی است که هر بار شنیده میشود، حس یک پرونده ناتمام را زنده میکند؛ پروندهای که هرچقدر زمان میگذرد نهتنها بسته نمیشود، بلکه لایههای تازهای از آن بیرون میزند. انتشار تصاویر، اسناد و بخشهایی از پروندههای موسوم به «فایلهای اپستین» در روزهای اخیر، بار دیگر نگاهها را به سمت شخصیتی برگردانده که سالها نماد پیوند تاریک میان ثروت، قدرت و مصونیت قضایی بود.