متولد ۱۳۶۷ | تهران
نویسنده و روزنامهنگار و کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی
او در نشریات دنیای تصویر، فیلمنگار و ۲۴ سابقه فعالیت مستمر دارد و پیش از این، در کافهسینما، ماهنامه فیلم، روزنامه تهران امروز، روزنامه هفت صبح و... نوشته است.
بعد از توقیف دو فیلم چریکه تارا و مرگ یزدگرد بهدلیل بحث پوشش بازیگران زن، بهرام بیضایی بهسراغ ساخت فیلمی با عنوان باشو غریبه کوچک رفت. فیلم در سال 64 آماده نمایش شد اما ظاهراً تهیهکننده این فیلم پس از مشاهده نتیجه نهایی، تمایلی به درخواست پروانه نمایش از خود نشان نداد. نگاه متفاوت بیضایی به پدیده جنگ، عاملی بود که شانس دریافت پروانه نمایش را – لااقل تا زمانی که جنگ به پایان نرسیده بود – به صفر نزدیک میکرد.
فیلم مسافران مهتاب ساخته مهدی فخیم زاده اگر چه در زمان خود با بیمهری از سوی منتقدان و نویسندگان روبهرو شد اما یکی از آثار ماندگار سینمای ایران است. هنوز هم شخصیت نمکی در میان مخاطبان سینما به عنوان یکی از مهمترین چهرههای سینمایی در ذهن علاقهمندان به سینما حک شده و تکیهکلامهای او در یادهاست. در این گزارش به بهانه سالگرد اکران فیلم، مروری بر نقدها و اظهارنظرهای قدیمی داشتهایم.
ابوالفضل جلیلی یکی از فیلمسازانی بود که در آن دوران پا به سینمای حرفهای گذاشت. او در آن دوران عمدتا فیلمهایی مرتبط با دنیای کودکان و نوجوانانی میساخت که با بحرانهایی در دل دنیایی خشک و بیرحم مواجه میشدند. فیلم گال سومین فیلم بلند او پس از ۲ فیلم میلاد و بهار بود که گامی بلند برای او محسوب میشد و به شناختهشدن او در میان سینمادوستان جدی کمک کرد. در این مطلب سعی کردیم به ابعاد مختلف نظر منتقدان در دهه ۶۰ درباره فیلم بپردازیم و درباره سینمای جشنواره ای نمونههای جالبی را بررسی کنیم.
مهمترین نکتهای که هنگام اکران فیلم مادیان جلب توجه کرد، تفاوت آن با جریان مسلط سینمای ایران در آن دوران بود. در زمانهای که بسیاری از فیلمسازان نمیدانستند که باید در آثارشان چه تصویری از جایگاه زن در جامعه ارائه دهند و به همین دلیل شخصیتهای زن در بسیاری از این فیلمها، افرادی منفعل و حاشیهای به تصویر کشیده میشدند، علی ژکان در اولین ساختهاش -شاید تحت تأثیر سینمای بهرام بیضایی؛ شباهتی که عدهای از منتقدان هم به آن اشاره کردند- زنی تنها را به تصویر میکشید که در مقابل جبر محیط مردسالار ایستادگی میکرد و سعی میکرد حق خود و دخترش را از این جامعه بگیرد.
زمانی که کیانوش عیاری فیلم روز باشکوه (با نام کامل «روز باشکوه شهر کوچک») را ساخت، یکی از فیلمسازان محبوب منتقدان سینمای ایران بود. او با اولین فیلم خود (تنوره دیو) نظر مثبت کارشناسان را به خود جلب کرده بود و دو فیلم بعدی او (آن سوی آتش و شبح کژدم) این اعتبار را پلهبهپله افزایش داده بودند. بنابراین غیرمنتظره نبود که بسیاری از سینمادوستان جدی در آن دوران انتظار تماشای فیلم را میکشیدند.
اما روز باشکوه فیلم غافلگیرکنندهای بود. این غیرمنتظره بودن البته بهواسطه کیفیت فیلم نبود (همانطور که در ادامه خواهید خواند، بسیاری از منتقدان فیلم را تحسین کردند و عدهای حتی آن را بهترین فیلم عیاری تا آن روز دانستند) بلکه به لحن و حالوهوای طنزآلودی برمیگشت که در تضاد با روحیه عبوس ساختههای قبلی عیاری قرار داشت. اگر فیلمهای متأخر عیاری را دیده باشید حتماً میدانید که او در فیلمهایی که در سالهای اخیر ساخته هم میانه چندانی با شوخی و طنازی نداشته و همین، روز باشکوه را به تجربهای کمیاب در کارنامه کیانوش عیاری تبدیل میکند.
بعد از پیروزی انقلاب، بحثهای زیادی در مورد چگونگی حرکت سینمای ایران در دوران جدید در گرفت. در سالهای 1357 تا 1361 تکلیف سینمای ایران هنوز بهدرستی مشخص نبود و نوعی سردرگمی میان مدیرانی که مدام جابهجا میشدند و سینماگران به چشم میخورد. اما پس از سال 1361 بهتدریج ویژگیهایی از سوی مدیران وقت بهعنوان خصوصیات سینمای مطلوب مورد توجه قرار گرفت؛ مواردی چون تلاش برای انتقال مفاهیم ارزشمند به مخاطبان در عین تلاش برای سرگرمکننده بودن، دوری از ستارهمحوری، پرهیز از قهرمانپروری بهسبک فیلمهای قبل از انقلاب، تلاش برای افزایش اهمیت نقش کارگردان و فیلمنامهنویس برای جذب مخاطبان بهجای توجه صرف به بازیگران، و موارد دیگر. سناتور، سومین فیلم مهدی صباغزاده، در چنین شرایطی ساخته و پس از اکران در تاریخ 7 آذر 1363 به یکی از مهمترین فیلمهای آن سال تبدیل شد.