فیلم بلمی به سوی ساحل؛ صمیمی اما شعاری
زندهیاد رسول ملاقلیپور متعلق به نسلی از فیلمسازان بود که مستقیما از جبهههای جنگ پا به عرصه سینما گذاشتند. این فیلمسازان با تجربه بیواسطه حالوهوای جنگی، میتوانستند فضایی واقعی از محیط جبهه به تصویر بکشند اما مشکل این بود که هیچ تجربهای در عرصه سینما نداشتند. این نسل از سینماگران، در فضای خاص نیمه اول دهه 60، توانستند با استفاده از بودجه نهادهای عمومی، تجربهگریهایی در سطح جریان اصلی سینمای وقت ایران انجام دهند. این، امکانی است که در نظامهای پیشرفته فیلمسازی، بعید است به این راحتیها و در همان ابتدای راه برای هیچ فیلمسازی بهوجود آید. اما نکته بعدی این است که تعداد کمی از آن فیلمسازان بهقدری استعداد داشتند که بتوانند خود را اثبات کرده و گلیم خود را از آب بیرون بکشند. ملاقلیپور یکی از آن فیلمسازان بااستعداد بود. بلمی بهسوی ساحل، دومین فیلم سینمایی او پس از فیلم نینوا بود. اگر این 2 فیلم را با هم مقایسه کنیم، میتوانیم نشانههای پیشرفت و استعداد را در فیلم دوم ملاقلیپور ببینیم. با این وجود ملاقلیپور، زمانی که بلمی بهسوی ساحل را میساخت، هنوز به پختگی دوران اوج کاریاش نرسیده بود. به مناسبت سالگرد اکران عمومی بلمی بهسوی ساحل، نگاهی انداختهایم به چکیده نقدهایی که در زمان اکران این فیلم در موردش نوشته شد.
فیلم عیار 14؛ شهر گناه
پرویز شهبازی همواره فیلمساز گزیدهکاری بوده است. اما شاید بتوان گفت که این کمکاری بعد از نفس عمیق جدیتر شد. موفقیت نفس عمیق به اندازهای بود که جایگاه شهبازی را نزد بسیاری از منتقدان در حد یکی از بزرگترین فیلمسازان فعال سینمای کشور بالا برد و طبیعی بود که چنین دستاوردی، شهبازی را دچار وسواسی بیش از گذشته کند. شهبازی پس از نفس عمیق به مدت 5 سال فیلمی نساخت. این طلسم سرانجام در سال 1387 و با ساخت عیار 14 شکست. از همان زمان ساخت، طرفداران نفس عمیق بیصبرانه منتظر تماشای فیلم بودند. رونمایی از عیار 14 در بیستوهفتمین دوره جشنواره فیلم فجر اتفاق افتاد و هر چند به اوج نفس عمیق نرسید اما بسیاری از منتقدان آن را یکی از بهترینهای سال سینمای ایران دانستند. فیلم در تماشای مجدد، هنوز هم نکات جذابی دارد که کیفیت بالای عیار 14 را بازتاب میدهند.
فیلم تشریفات؛ هم عامهپسند، هم انقلابی
تشریفات دومین فیلم بعد از انقلاب مهدی فخیمزاده در مقام کارگردان است. فیلم قبلی او (میراث من جنون) علیرغم کیفیت فنی قابل توجه، سرنوشت چندان خوبی نداشت و بهعلت ساختهشدن پیش از تصویب قانون حجاب اجباری، اکران نسبتا محدودی (تا حدی که سرمایهگذار فیلم ضرر چندانی نکند) داشت. تشریفات فیلمی بود که جایگاه فخیمزاده را بهعنوان یک فیلمساز موفق در جریان اصلی سینمای ایران تثبیت کرد. به مناسبت سالگرد اکران تشریفات نگاهی انداختهایم به برخی از نظراتی که در زمان اکران این فیلم منتشر شده بود.
فیلم درخت گلابی؛ یک عاشقانه روشنفکرانه
داریوش مهرجویی، درخت گلابی را در موفقترین دوره فیلمسازیاش ساخت. او از میانههای دهه 1360 توانسته بود پلی میان مخاطب خاص و مخاطب عام بزند و بنابراین اکثر فیلمهایش (بهجز موارد استثنایی مثل فیلم بانو که 7 سال توقیف شد) هم نظر مثبت اکثر منتقدان را به خود جلب میکردند و هم به فروش بالایی دست پیدا میکردند. حتی فیلم عارفانه و غیرمتعارفی مثل پری هم در میان پرفروشهای سال قرار میگرفت. بهنظر میرسید که مهرجویی مهره مار دارد! شاید همین موفقیتهای پیدرپی به مهرجویی شجاعت ساخت درخت گلابی را داد؛ فیلمی کند و بسیار کنترلشده که بهنظر نمیرسید با هیچ چسبی بتوان صفت عامهپسند را به آن چسباند. نتیجه، یک شکست تجاری سنگین بود. با این وجود همان زمان هم خیلی از منتقدان درخت گلابی را یکی از بهترین فیلمهای سینمای مهرجویی دانستند. بهنظر میرسد گذر زمان هم خللی در این دیدگاه ایجاد نکرده است. به مناسبت سالگرد نمایش عمومی درخت گلابی، نگاهی به نظرات منتقدان در مورد این فیلم خاص داریوش مهرجویی انداختهایم.
فیلم روبان قرمز؛ تجربه متفاوت حاتمیکیایی
تماشای روبان قرمز، بلافاصله بعد از فیلم مهم آژانس شیشهای، تقریبا همه را غافلگیر کرد. روبان قرمز تقریبا از هیچ جنبهای یادآور فیلم قبلی حاتمیکیا نبود. هنوز هم میتوان روبان قرمز را یکی از یکّهترین تجربههای فیلمسازی ابراهیم حاتمیکیا دانست. از این جنبه، روبان قرمز را میتوان یکی از کنجکاویترین ساختههای حاتمیکیا قلمداد کرد. به مناسبت سالگرد اکران فیلم روبان قرمز نگاهی انداختهایم به چکیده نقدهایی که در زمان نمایش این فیلم در موردش نوشته شد.
فیلم بوی کافور، عطر یاس؛ روزهای ترانه و اندوه
بوی کافور، عطر یاس بازگشت بهمن فرمانآرا به فیلمسازی بعد از غیبتی 21 ساله بود. البته فرمانآرا در فاصله بین 2 فیلم سایههای بلند باد (1357) و بوی کافور، عطر یاس از سینما دور نبود و (در آمریکا و کانادا) در تولید فیلمهای مهمی مشارکت کرد. اما مشخصا بوی کافور، عطر یاس آغاز دوره جدیدی از فعالیتهای سینمایی این فیلمساز قدیمی محسوب میشد. این فیلم، شاید بهترین شروع ممکن برای فرمانآرا بود و جایگاه او را، یک بار دیگر، بهعنوان یک فیلمساز کاربلد در سینمای ایران تثبیت کرد. به مناسبت سالگرد اکران فیلم بوی کافور، عطر یاس نگاهی انداختهایم به چکیده نقدهایی که در زمان نمایش این فیلم در موردش نوشته شد.
فیلم آدم برفی؛ نمونه خوب سینمای عامهپسند
بعضی از فیلمها هستند که از همان زمان تولید میتوان روی موفقیتشان شرطبندی کرد. این پشتوانه ممکن است بهواسطه عوامل مختلفی ایجاد شود: از تیم پشت دوربین و ترکیب بازیگران گرفته تا دستمایه ملتهب اولیه و حواشی فراوان در زمان تولید. آدمبرفی فیلمی بود که تمام این مشخصات را داشت و بنابراین بهسرعت به یکی از پروژههای پرسروصدای سینمای ایران در دهه 70 تبدیل شد. اولین فیلم سینمایی میرباقری که در سال 1373 تولید شده بود، پس از مدتی توقیف و مواجهه با انواع حاشیهها در سال 1376 روی پرده رفت. به مناسبت سالگرد اکران فیلم آدم برفی نگاهی انداختهایم به چکیده نقدهایی که در زمان نمایش این فیلم در موردش نوشته شد.
فیلم سگ کشی؛ در ستایش سازشناپذیری
بهرام بیضایی در دهه 60 دوره سختی را سپری کرد. اما پس از دوم خرداد 1376، فضا برای فیلمسازی او فراهمتر از همیشه بهنظر میرسید. ساخت فیلم کوتاهی با عنوان «گفتوگو با باد» مقدمه آغاز دوره جدید فیلمسازی بیضایی تلقی میشد و سگکشی، راه را هموارتر از همیشه نشان داد. در فضای ایجادشده در دوران پس از دوم خرداد، سگکشی بیش از تمام فیلمهای قبلی بیضایی با رویکرد مثبت نگاه رسمی مواجه شد (استقبال داوران از فیلم در جشنواره فیلم فجر نشاندهنده این تغییر است) و فروش بالای فیلم برای خیلیها غافلگیرکننده بود. ضمن اینکه از دید خیلیها، مسیری که قهرمان داستان طی میکرد بیشباهت به مسیر طیشده توسط خود بیضایی نبود: عبور از سنگلاخی پر از نظامیگری، افراطیگری، خباثت و سوءتفاهم برای رسیدن به رستگاری. به مناسبت سالگرد اکران فیلم سگکشی نگاهی انداختهایم به چکیده نقدهایی که در زمان نمایش این فیلم در موردش نوشته شد.
فیلم بودن یا نبودن؛ انساندوستی بدون مرز
مرور نقدهای منتشرشده در زمان اکران بودن یا نبودن آدم را دچار حیرت میکند! کارنامه کیانوش عیاری پر است از فیلمهای قابل ستایشی که عموما با استقبال پرشور منتقدان هم روبهرو شدهاند. اما یکدستی نظرات منتشرشده در مورد بودن یا نبودن (در کنار تنوع دیدگاهها) نمونهای کمیاب محسوب میشود. حتی در مورد اکثر فیلمهای بزرگ هم با منتقدانی مواجه میشویم که دلایلی برای مخالفت با آن فیلم دارند. اما در مورد بودن یا نبودن بهسختی میتوان (لااقل در رسانههای رسمی پرتیراژ و پرمخاطب) نقدی منفی پیدا کرد. همین امر، بازخوانی نظرات منتشرشده در مورد این فیلم را کنجکاویبرانگیزتر میکند. به مناسبت سالگرد اکران بودن یا نبودن نگاهی انداختهایم به چکیده نقدهایی که در زمان نمایش این فیلم در موردش نوشته شد.