متولد ۱۳۶۷ | تهران
نویسنده و روزنامهنگار و کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی
او در نشریات دنیای تصویر، فیلمنگار و ۲۴ سابقه فعالیت مستمر دارد و پیش از این، در کافهسینما، ماهنامه فیلم، روزنامه تهران امروز، روزنامه هفت صبح و... نوشته است.
سالها قبل، کسانی که به تماشای دو سری مجموعه تلویزیونی داستان یک شهر نشستند، متوجه شدند که با کارگردان و فیلمنامهنویسی مستعد سروکار دارند که نگاه دقیقی به محیط اطراف دارد. بنابراین وقتی اصغر فرهادی بهسراغ ساخت فیلمهای سینمایی رفت، انتظارات از او چندان پایین نبود. دو فیلم اول فرهادی یعنی رقص در غبار و شهر زیبا، او را بهعنوان فیلمسازی توانا شناساندند. اما با چهارشنبهسوری بود که تغییری جدی در جایگاه سینمایی فرهادی اتفاق افتاد. چهارشنبه سوری نشاندهنده تغییر مسیر فرهادی از نمایش زندگی طبقات پایین جامعه بهسمت بحرانهای طبقه متوسط بود؛ مسیری که در ادامه به خلق درباره الی و جدایی نادر از سیمین انجامید. 26 بهمن ماه سالگرد اکران عمومی چهارشنبهسوری است. نگاهی انداختهایم به بخشی از نقدهایی که در زمان و پس از نمایش این فیلم منتشر شد.
بهرام بیضایی زمانی بهسراغ ساخت مسافران رفت که از میان ۴ فیلم قبلی او دو فیلم (چریکه تارا و مرگ یزدگرد) توقیف شده بودند، یک فیلم (باشو، غریبه کوچک) با چند سال تاخیر اکران شده بود و تنها یک فیلم (شاید وقتی دیگر) با فاصله نهچندان زیادی از زمان ساخت روی پرده رفته بود. اما حتی آن فیلم هم با کمتوجهی نگاه رسمی مواجه شده بود. با این وجود شرایط برای مسافران با ساختههای قبلی بیضایی متفاوت بهنظر میرسید. این فیلم در دهمین دوره جشنواره فیلم فجر رکورددار نامزدی و کسب سیمرغ بلورین لقب گرفت (هرچند باز هم هیچکدام از جوایز اصلی را دریافت نکرد)، با فاصلهای چند ماهه اکران شد و اتفاقا فروش بدی هم نداشت. شاید خیلیها فکر میکردند که مجموعه این اتفاقات آغاز مسیر جدیدی برای بهرام بیضایی است اما چنین نبود. یک دهه طول کشید تا بیضایی فیلم بلند بعدیاش را بسازد. در این مطلب نگاهی به چکیده نقدها و نظراتی انداختهایم که در زمان نمایش مسافران در مورد این فیلم منتشر شدند.
زیر درختان زیتون، سومین بخش از سهگانه عباس کیارستمی محسوب میشود؛ سهگانهای که در شمال ایران میگذشت و با عنوان سهگانه کوکر شناخته میشود. شاید ویژگی مهم این فیلم، خصلت فیلمدرفیلم آن باشد. زیر درختان زیتون در واقع از دل سکانسی از فیلم قبلی این سهگانه، زندگی و دیگر هیچ، بیرون آمده بود و به شرایط تولید آن میپرداخت. زیر درختان زیتون، علیرغم سادگی ظاهریاش، اثری چندبُعدی بود که هم از سوی منتقدان سینمای ایران و هم در محافل جهانی با استقبال گرمی روبهرو شد. در این مطلب به چکیده نقدهایی پرداختهایم که در زمان اکران زیر درختان زیتون در مورد این فیلم منتشر شدند.
دو فیلم سفر به چزابه و نجاتیافتگان -که دومی پس از تاخیری چندساله با نام تحمیلی تا آخرین نفس روی پرده رفت- بخشهایی از یک مجموعه تلویزیونی به نام سفر به چزابه بودند که در قالب دو اثر مستقل در معرض تماشا قرار گرفتند. تماشای این دو فیلم در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر، هم مخاطبان آثار قبلی رسول ملاقلیپور را غافلگیر کرد و هم افرادی را به وجد آورد که مسیر حرکت سینمای جنگی ایران را دنبال کرده بودند. هر دو فیلم، از کلیشههای آشنای فیلمهای جنگی آشناییزدایی میکردند. در این میان، سفر به چزابه با ساختار روایی غیرمتعارف و از بین بردن مرز عینیت و ذهنیت، تا همین امروز تجربهای منحصربهفرد در سینمای جنگ ما محسوب میشود. 14 شهریور سالگرد اکران عمومی سفر به چزابه بود. به این بهانه نقدهای قدیمی را در مورد این فیلم مرور کردهایم.
فیلم بوتیک برای حمید نعمتالله چیزی بیش از یک شروع امیدوارکننده بهشمار میرفت. اولین فیلم نعمتالله خیلیها را بابت ورود یک فیلمساز باذوق و کاربلد به سینمای ایران خوشحال کرد. بیپولی، تجربه غافلگیرکنندهای برای کارگردان بوتیک بهشمار میرفت. هرچند شاید از نظر مضمونی امکان پیداکردن شباهتهایی میان بیپولی و بوتیک وجود داشت اما لحن کموبیش طنازانه و جنس متفاوت روایتی که نعمتالله در دومین ساختهاش انتخاب کرده بود، بیپولی را به اثری متفاوت با بوتیک تبدیل کرد. هرچند بیپولی نتوانست تحسین تقریبا همهجانبه بوتیک را تکرار کند اما در مجموع با پذیرش منتقدان روبهرو شد. اینجا نگاهی داریم به چکیده نقدهای قدیمی بر دومین فیلم حمید نعمتالله.
ناخدا خورشید با چنان استقبالی از سوی اکثر منتقدان روبهرو شده بود که میتوانست کار ساخت فیلم بعدی را برای هر فیلمسازی سخت کند. در چنین شرایطی، حتی برای فیلمساز بزرگی همچون ناصر تقوایی نیز سخت بود که برای پروژه بعدیاش بهسراغ دستمایهای کاملا متفاوت برود. اگر ناخدا خورشید در جنوب ایران (جایی که تقوایی بهخاطر سالها زندگی در آنجا، تسلطی تماموکمال بر حالوهوای کلیاش داشت) میگذشت، داستان ای ایران در شمال کشور روایت میشد. اگر ناخدا خورشید فیلم تلخاندیشانه و نفسگیری بود، ای ایران قرار بود یک کمدی هجوآمیز سیاسی باشد. این تحولات، کنجکاویها را برای مواجهه با فیلم تازه تقوایی بیشتر کرده بود. اما ای ایران نتوانست انتظار اکثر منتقدان را برآورده کند؛ هرچند بهخاطر نام بزرگ تقوایی و ترکیب بازیگران شناختهشده، با واکنشهای گسترده و متفاوتی روبهرو شد.
به بهانه سالگرد اکران عمومی ای ایران، نگاهی به چکیده نظراتی انداختهایم که منتقدان در زمان اکران این فیلم در موردش بیان کردند.
مهمان مامان در مقایسه با فیلم قبلی داریوش مهرجویی یعنی بمانی که فیلم تیرهوتاری بود، غیرمنتظره جلوه میکرد. مهرجویی که متخصص نمایش افرادی به ته خط رسیده، مردد و آشفته بود، اینبار مردمی را نشان میداد که هر چند آه در بساط ندارند اما بهخوبی میدانند که از زندگیشان چه میدانند. فضای امیدوارانه و سرخوشانه مهمان مامان، ربطی به تلخی ذاتی موجود در، حتی، بامزهترین فیلمهای قبلی مهرجویی (مثل اجارهنشینها) نداشت.
با این وجود مهمان مامان، برای کسانی که ساختههای مهرجویی در دهههای 60 و 70 را دنبال کرده بودند چندان هم غافلگیرکننده نبود. مهرجویی بارها نشان داده بود که چه قریحه کمیابی در طنازی دارد و البته فیلم کوتاه دختردایی گمشده مقدمهای برای تغییر مسیر مهرجویی بهنظر میرسید. این تغییر با مهمان مامان تثبیت شد و بنابراین مهمان مامان را میتوان آغاز دوره تازهای در کارنامه داریوش مهرجویی دانست؛ دورهای که با آثاری چون سنتوری، طهران: روزهای آشنایی، آسمان محبوب و نارنجیپوش ادامه پیدا کرد. 19 سال از نمایش عمومی مهمان مامان میگذرد. به این مناسبت، نگاهی به چکیده نظراتی انداختهایم که در زمان اکران این فیلم دربارهاش منتشر شد.
در آغاز دوران معروف به اصلاحات، تهمینه میلانی فیلمساز شناختهشدهای بود. یکی از آثار او (دیگه چه خبر؟) به پرفروشترین فیلم سال نمایش خود تبدیل شده بود و دیگر آثار او نیز عموما بحثهایی را میان منتقدان ایجاد کرده بودند. اما با دو زن بود که میلانی بهعنوان یکی از مهمترین فیلمسازان سینمای ایران شناخته شد. بازتر شدن فضا، فرصت را برای بیان حرفهایی جدید (از جمله بحثهای فمینیستی پیرامون حقوق سرکوبشده زنان) فراهم کرده بود و میلانی یکی از مهمترین آثار را در این زمینه ساخت. نیمه پنهان، فیلمی بود که میلانی پس از موفقیتهای دو زن ساخت و بنابراین از زمان تولید این فیلم، انتظارات زیادی برای مواجهه با آن وجود داشت. نیمه پنهان نتوانست موفقیت دو زن را تکرار کند هرچند باز هم به یکی از فیلمهای بحثبرانگیز سال اکران خود تبدیل شد. 3 مرداد، سالگرد اکران فیلم نیمه پنهان است، به این مناسبت نگاهی به چکیده نظرات منتشرشده در مورد این فیلم انداختهایم.
اگر قرار باشد علیرضا داودنژاد را تنها با یک صفت توصیف کنیم، شاید «تجربهگرا» گزینه مناسبی باشد. داودنژاد بارها نشان داده که هیچ علاقهای به پیمودن مسیرهای تجربهشده ندارد. به همین دلیل است که در کارنامه او با تنوع غیرمنتظرهای روبهرو میشویم. بچههای بد هم یکی از همین فیلمها بود. اما اهمیت بچههای بد را نمیتوان در این امر خلاصه کرد. بچههای بد فیلم جسورانهای بود که داشت روی برخی از خطوط قرمز حرکت میکرد و همین امر منجر به بروز حاشیههایی هم در زمان اکران فیلم شد.
سوم مرداد، سالگرد اکران این فیلم بحثبرانگیز علیرضا داودنژاد بود. به این مناسبت نگاهی به چکیده نظراتی انداختهایم که در زمان اکران این فیلم از سوی منتقدان و سینماگران بیان شد. همچنین حواشی اکران بچههای بد را مرور کردهایم.