فیلم مهمی که ساخته نشد؛ در کوهستان جنون از دل تورو
تصور کنید گیرمو دل تورو هستید. ببخشید... گیرمو دل تورویی هستید که نامزدی جایزه اسکار را در کارنامه دارد و یکی از محبوبترین فیلمسازان جهان است؛ و میدانید چطور فانتزی و وحشت را با شوخطبعی و تصاویر دیدنی جمع بزنید. شما منتظرید خبر چراغ سبز تولید فیلمی را بشنوید که بیش از 6 سال روی آن کار کردهاید. بماند که همین «انتظار» هم کمی بیمعنی به نظر میرسد. البته این پروژه سینمایی با بودجهای 150 میلیون دلاری تولید خواهد شد و درجه نمایشی «آر» دارد (زیر ۱۷ سال با همراهی بزرگتر میتواند فیلم را ببیند) اما شما فیلمنامه را با مشارکت متیو رابینز نوشتهاید که نگارش فیلمنامههایی چون «آروارهها» (1975) و «برخورد نزدیک از نوع سوم» (1977) هر دو به کارگردانی استیون اسپیلبرگ را در کارنامه دارد. شما جیمز کامرون را به عنوان تهیهکننده همراه پروژه دارید که مهارتهایش با فناوری سهبعدی را نیز برای شما به همراه آورده است. علاوه بر اینها، شما تام کروز را به عنوان ستاره اصلی فیلمتان در اختیار دارید؛ ستارهای که فقط با لبخند بینقص خود میتواند 150 میلیون دلار کمپانی را برگرداند. این یک پروژه با موفقیت تضمینشده است که هیچکس با عقل سلیم آن را رد نخواهد کرد؛ اما ظاهراً این تصور ماست چون کمپانی «یونیورسال پیکچرز» اقتباس 150 میلیون دلاری از کتاب اچ. پی. لاوکرفت با حضور تام کروز و جیمز کامرون و گیرمو دل تورو را رد کرد! چطور این اتفاق افتاد؟ خودتان بخوانید.
ماجرای ساخت فیلم کوهستان جنون از گیرمو دل تورو
دل تورو پس از تندادن به بازی یک استودیوی بزرگ و ساخت فیلم هلبوی (2004) با فیلم هزارتوی پن به فیلمهای کوچک و اسپانیاییزبان کارنامه خود بازگشت. این فیلم که داستانش در سال 1944 و اسپانیای پس از جنگ داخلی روی میدهد، یک فانتزی ترسناک است که دختری به نام اوفلیا را دنبال میکرد که همراه مادر باردارش وارد زندگی یک فرمانده دیکتاتور به نام ویدال میشود. او برای گریز از ترسهای دنیای واقعیاش یک پری را در مارپیچی دنبال میکند؛ جایی که پن با سه آزمون در انتظار اوست. اگر موفق شود به نامیرایی دست پیدا میکند و به پدرش، پادشاه دنیای زیرزمینی، ملحق میشود. «هزارتوی پن» یک شاهکار سینمایی توصیف شد که در سال 2006 اکران شد و از شش نامزدی اسکارش سه جایزه بهترین فیلمبرداری، طراحی صحنه و چهرهپردازی را برنده شد. در جوایز بفتا هم از هشت نامزدی، سه جایزه از جمله بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان را برنده شد؛ و در جوایز گلدن گلوب هم نامزدی بهترین فیلم خارجیزبان را کسب کرد. «هزارتوی پن» فرصت ساخت «هلبوی 2» را برای دل تورو در کمپانی «یونیورسال پیکچرز» فراهم کرد که حقوق این فرنچایز را خریده بود. آنها حقوق پروژه دیگری از دل تورو را هم خریدند: اقتباسی از «در کوهستان جنون»/ At the Mountains of Madness. کتاب لاوکرفت که در سال 1931 نوشته شده بود، داستان دکتر ویلیام دایر از دانشگاه میسکاتونیک را روایت میکند که داستان اکتشافی در ویرانههای باستانی بیگانهها را نقل میکند که در میانشان، رازی برای بشر و خود اهریمن پنهان است. در این بین، پنگوئنهای ششفوتی کوری به نام اِلدر تینگز و یک مراسم عشای اهریمنی به نام شاگوث هم به چشم میخورند. هیولاهای غولپیکر، ترسهای فانتزی و سازههای مرموز، همگی مصالح مشترک هر فیلمی از دل تورو هستند. این مصالح در دنباله «هلبوی 2: ارتش طلایی» هم به کار گرفته شدند و در حالی که همه فکر میکردند دل تورو پس از آن، «در کوهستان جنون» را میسازد، او ناگهان سراغ اقتباس فانتزی متفاوتی رفت. چیزی حدود دو ماه تا اکران دنباله «هلبوی» مانده بود که دل تورو قرارداد نویسندگی و کارگردانی «هابیت» را با کمپانیهای «نیو لاین سینما» و «مترو گولدوین میر» امضا کرد که دنبالههایی بر سهگانه تحسینشده پیتر جکسن هستند و حتی قرار بود دل تورو دو قسمت را پشتسرهم کارگردانی کند. او حتی به نیوزیلند نقل مکان کرد تا نویسندگی و پیشتولید آغاز شوند. تقریباً دو سال بعد در 31 مه 2010، دل تورو سفر غیرمنتظره خودش را در پیش گرفت و از هابیتها هم کنارهگیری کرد. یک ماه و نیم بعد از آن بود که در کوهستان جنون به عنوان فیلم بعدی او اعلام شد.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه