فیلم مهمی که ساخته نشد؛ آخرالزمان هیولایی از تیم برتون
تیم برتون در ماه مارس 2010 شاهد فروش افتتاحیه فوقالعاده بازسازی زندهاش از انیمیشن «آلیس در سرزمین عجایب» کمپانی دیزنی بود. فیلم در اولین هفته از نمایش عمومیاش در فروش جهانی به رقم 220 میلیون دلار رسید و به دومین فیلم پرفروش در اکران غیرتابستان یا تعطیلات بدل شد. «آلیس...» پس از 85 روز اکران، به ششمین فیلم تاریخ سینما در آن زمان بدل شد که از مرز فروش یک میلیارد دلار عبور میکرد؛ و البته دومین فیلم دیزنی بود که به چنین موفقیتی دست پیدا میکرد (پس از آن، تا پاییز سال 2019، فیلمهای دیزنی 23 بار این مرز فروش را رد کردند). برتون پس از این موفقیت شگفتانگیز بهراحتی میتوانست دیر سر هر قراری حاضر شود؛ و این موفقیت هیولاگون بود که باعث شد این فیلمساز مؤلف در آستانه ساخت یک پروژه سینمایی هیولاگون و واقعاً عظیم قرار بگیرد؛ فیلم آخرالزمان هیولایی.
آشنایی یک زوج موفق فیلمنامهنویس و کارگردان
جان آگِست فیلمنامهنویس در سال 1999 با فیلمنامهاش برو Go وارد صحنه هالیوود شد؛ فیلمی که از سه زاویه دید متفاوت روایت شد و درباره گروهی از جوانهای ساکن کالیفرنیا بود و رویاروییهای آنها با مواد مخدر و آزادی جنسی در یک بازه زمانی 24 ساعته. «برو» که داگ لایمن آن را کارگردانی کرد، نام آگست را در فهرست آرزوی تمام استودیوهای هالیوود قرار داد. آگست کارهایش را با نوشتن فیلمنامههای «تایتن اِی. ای.» Titan A.E.، «فرشتگان چارلی» و «فرشتگان چارلی: با نهایت سرعت» Charlie's Angels: Full Throttle ادامه داد. او در 1998 هم نسخه دستنویس کتاب منتشرنشده «ماهی بزرگ: رمانی درباره تناسبهای اسطورهای» Big Fish: A Novel of Mythic Proportions را خواند و چون با توجه به مرگ اخیر پدرش ارتباط ویژهای با آن برقرار کرد، کمپانی «کلمبیا پیکچرز» را متقاعد کرد که حقوق اقتباس از رمان را بخرد که در ماه سپتامبر محقق شد. استیون اسپیلبرگ در سال 2000 به عنوان کارگردان وارد پروژه شد و در نظر داشت جک نیکلسون، نقش ادوارد بلوم سنیور را بازی کند که در نهایت، آلبرت فینی در نسخه سال 2003 بازی کرد. آگست و اسپیلبرگ نسخههای متفاوتی از فیلمنامه را کار کردند تا نیکلسون را متقاعد به بازی کنند؛ اما پس از مدتی اسپیلبرگ تمرکز خود را روی فیلم اگر میتونی منو بگیر Catch Me If You Can گذاشت. تیم برتون پس از تجربههای تیرهروزانهاش در بازسازی سال 2001 فیلم سیاره میمونها Planet of the Apes میخواست یک بار دیگر فیلم کوچکتری بسازد. او هم در سال 2000 با مرگ پدرش درگیر شد و همین طور مرگ مادر در 2002. فیلمنامه ماهی بزرگ نهفقط فرصت روایت داستانی احساسی درباره والدین را در اختیار برتون گذاشت، بلکه امکانی را برای او مهیا کرد که سالها در سینما از آن بیبهره بود: فرصت روایت یک داستان حقیقتاً منحصربهفرد روی پرده بزرگ سینما. او در آوریل 2002 قرارداد کارگردانی را امضا کرد تا ماهی بزرگ به اولین نمونه از همکاریهای پرشمار برتون و آگست بدل شود. این زوج پس از اکران ماهی بزرگ (2003) دو فیلم دیگر با هم کار کردند که سال 2005 اکران شدند. آنها با نسخه سینماییشان از چارلی و کارخانه شکلات Charlie and the Chocolate Factory یک گابستاپر (نوعی آبنبات) ابدی را برای کمپانی «برادران وارنر» در گیشه به ارمغان آوردند. این فیلم در ضمن، دوباره همکاری جانی دپ با کارگردان ادوارد دستقیچی Edward Scissorhands و اسلیپی هالو Sleepy Hollow را رقم زد. این سه نفر، برتن و آگست و دپ، در گام بعدی با اکران انیمیشن توقف-حرکت (استاپ-موشن) عروس جنازه Corpse Bride دوباره در سال 2005 به سینماها برگشتند. پس از این دو همکاری، برتن و دپ برای سویینی تاد: سلمانی اهریمنی خیابان فلیت Sweeney Todd: The Demon Barber of Fleet Street همکار شدند و آگست هم نویسندگی و کارگردانی رتبههای نه The Nines را با بازی راین رینولدز تجربه کرد. برتن و دپ پس از این بود که «آلیس در سرزمین عجایب» را کار کردند. در تابستان 2010 بود که برتن و آگست همکاری جدیدشان را روی یک پروژه عظیم آغاز کردند.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه