زخم کاری نشان داد مافیای ایران چه کرده است
فهمیه نظری، جامعه شناس و پژوهشگر اجتماعی | سریال «زخم کاری» مانند هر اثر هنری دیگری با وجود نقاط ضعف و قوتش توانسته است مخاطبان زیادی را با خود همراه کند. این سریال نشان از ظهور یک طبقه تازه به دوران رسیدهایست که همه ما نیم قرن است شاهد حضور آنها در جامعه هستیم. من با اینکه چگونه این گروه نوکیسه در ایران شکل گرفت، کاری ندارم چرا که یک موضوع تخصصی و جداگانه است. به مرور زمان این طبقه بدون یادگیری منش طبقه ثروتمند آموخت که چگونه با اصحاب ثروت و مناصب دولتی نفوذ پیدا کند. «سیاوش طهمورث» در این سریال نقش سرپرست همین گروه را برعهده داشت که ثروتی را بهم زده و خانواده را دور خود جمع کرده است.
این آسیبها تنها مختص این گروه تازه به دوران رسیده نیست و هرکس که با آنها ارتباط داشته باشد نیز به این آسیبها مبتلا میشود. یکی از آسیبها این است که در این گروه ارزشها و اخلاقهای جامعه دیده نمیشود و روابط افراد مخدوش و درهم برهم است؛ در واقع تعهد و مسئولیتی وجود دارد. ما در این سریال میبینیم که به راحتی کاراکتر «سمیرا» از زنِ صیغهای حاج عمو به همسر «مالک» تبدیل میشود. یکی از دیگر آسیبهای این گروه اختلاف طبقاتی شدید است؛ به این معنا که آنها افراد ضعیف را جذب میکنند و به آنها پر و بال میدهند اما در نهایت اجازه رشد پیدا نمیکنند و این قشر پایینتر را تا ابد برده خود میدانند. این افراد عموما در گذشته زندگی خوبی نداشتهاند و ما بارها در سریال «زخم کاری» این فلشبک را میبینیم. این قشر همچنان تفکر و زخمهای طبقه پایین را دارد اما ظاهرش را با طبقه بالا پوشانده است.
زمانی که دولت کارآمدی نداشته باشد، انگیزه کارآفرینان هم پایین میآید. در واقع کارآفرینان خلاق ما هم که به فکر تولید بودند، اکنون با دیدن اختلاس نهادها همان راه را ادامه میدهند و اینجاست که ما میگوییم فساد اقتصادی کجروها را بیدار میکند. پس فساد مانع توسعهیافتگی یک کشور میشود و ناکامی اجرایی سیاسی و اقتصادی را برای دولتها به وجود میآورد. فساد میتواند آزادی مدنی را هم کم کند و دموکراسی را تحت تاثیر خود قرار دهد و اینجاست که جامعه تعادل خود را از دست میدهد و به مردم فشار وارد میشود چراکه در طبقه بالا نظارتی وجود ندارد. در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا موضوعات اقتصادی هم مثل علمشان حاصل دانش و دستآوردهای علمی آنهاست. آنها قدر پول و اقتصاد را میدانند. در یک جامعهای مانند ایران اقتصاد اولویت ما نیست و برنامهریزی برای آن وجود ندارد و باورهای ایدئولوژیکمان نسبت به اقتصاد بسیاری از سیاستهای ما را تحت تاثیر خود قرار میدهد؛ پس در این مرحله ما دائما با خطا و آزمون روبرو هستیم. حاصل اینکار اقتصاد رانتی و غیرمولد است و همینجاست که مافیا شکل میگیرد. در نتیجه به جای اینکه اقتصاد در گروههای مختلف و به شکل تولیدی دنبال شود، همه در عرصه دور زدن، رانت و اختلاس میافتد.
در اینجا نقش نهاد نظارتی و آموزشی بسیار مهم است چراکه باید از ابتدا به فرزندان این مملکت بیاموزند که اقتصاد مانند خون در رگهای انسان اهمیت دارد. من باید بگویم که یک دولت رانتی هرگز نمیتواند یک اقتصاد سالم را به وجود بیاورد. قبل از هر چیزی اگر یک جامعه آزاد باشد و در آن مدنیت و دموکراسی به معنای واقعی وجود داشته باشد، اقتصاد سالم هم در آن شکل میگیرد و دولتها هم میتوانند نماینده واقعی مردم باشند. در غیر این صورت ما با یک جامعهای روبرو هستیم که دولتش ناکارآمد است و نمیتواند سرش را بلند کند.
فساد در «زخم کاری» در خانواده و خارج خانواده وجود دارد، نوعی ولع شهوت قدرت و ثروت را میبینیم که ویژه همین گروه نوکیسه است. همچنین ما خشونت پنهانی را در این فیلم میبینیم که مهدویان به خوبی آن را نشان داده؛ طی همین خشونت بود که فرزندان دو خانواده از دست رفتند. سریال نشان از یک آنومی و فساد سیستماتیک در بخشی از جامعه ایران استدر این سریال جدا از شخصیتهای اصلی ما زنانی را میبینیم که زنانگی و مهرورزی مادری را ندارند و در پی تجملات و بیقید و بندی هستند. نگاه جنسی به زن در این فیلم بسیار زیاد است. گویی که زن یک موجود منفی و دستدوم است و هر کس میتواند او را تصاحب کند. در این سریال زنها با مردهای دیگر در ارتباط هستند و ما میتوانیم این را ویژگی گروه نوکیسه بدانیم. خانوادهها در این سریال اصلا از بنیه محکمی برخوردار نیستند و خانه مانند هتلی برای خوردن شام و خوابیدن است در نتیجه خبری از آموزش و مسایل معنوی هم نیست. فساد در «زخم کاری» در خانواده و خارج خانواده وجود دارد، نوعی ولع شهوت قدرت و ثروت را میبینیم که ویژه همین گروه نوکیسه است. همچنین ما خشونت پنهانی را در این فیلم میبینیم که مهدویان به خوبی آن را نشان داده؛ طی همین خشونت بود که فرزندان دو خانواده از دست رفتند. سریال نشان از یک آنومی و فساد سیستماتیک در بخشی از جامعه ایران است که در لایههای زیرین آن وجود دارد و مهدویان به خوبی توانسته این را نمایش دهد. هرچند پایان این سریال برای ما مشخص نیست اما مسیرش را به درستی انتخاب کرده است. حرف این سریال این است که مافیای ایران دمار از روزگار مردم درآورده و امیدوارم سریال به خوبی توانسته باشد این مفاهیم را به مردم منتقل کند. فساد چند بعدی است و نمیتوان از یک منظر به آن نگاه کرد. فساد موضوع کوچک و محدود به برخی کشورها نیست بلکه تمام جهان با آن دستوپنجه نرم میکنند. فساد اقتصادی در طول تاریخ و همراه با شکلگیری تمدن بشر وجود داشته است. زمانی که ما از فساد اقتصادی صحبت میکنیم که اتفاقا نمادهایش در این سریال وجود دارد، باید بدانیم که مانند سرطان در جامعه ریشهپراکنی میکند و برای هر قشر پیامدهای خودش را دارد. فساد اقتصادی جدا از اینکه جنبه اخلاقی دارد و قبح بسیاری مسایل را شکسته، پیامدهای دیگری دارد که به فسادهای دیگر میانجامد؛ به عنوان مثال سبب بروز ناکارآمدی روند توسعه خواهد شد. بحث بعدی نارضایتی از فرآیند اجتماعی است که در ادامهاش ما با بحران مشروعیت ساختاری مواجه میشویم که دولت و حکومت مشروعیت خودش را از دست میدهد. پس بیاعتمادی در سطح جامعه گسترش مییابد. در واقع زمانی که مردم میبینند فساد در طبقات بالای حکومتی رخ میدهد، اعتمادشان برچیده میشود. یکی از علل نامتعادلی جامعه همین بیاعتمادی است. فساد حتی توان دولت را کم میکند چراکه یک دولت یه جای رسیدگی به کارهای روتین خود درگیر این فسادها خواهد شد. در واقع دولت با کاهش درآمد و افزایش هزینه با کاهش بودجه مواجه خواهد شد پس نمیتواند برنامهریزی مالی درستی داشته باشد.
زمانی که دولت کارآمدی نداشته باشد، انگیزه کارآفرینان هم پایین میآید. در واقع کارآفرینان خلاق ما هم که به فکر تولید بودند، اکنون با دیدن اختلاس نهادها همان راه را ادامه میدهند و اینجاست که ما میگوییم فساد اقتصادی کجروها را بیدار میکند. پس فساد مانع توسعهیافتگی یک کشور میشود و ناکامی اجرایی سیاسی و اقتصادی را برای دولتها به وجود میآورد. فساد میتواند آزادی مدنی را هم کم کند و دموکراسی را تحت تاثیر خود قرار دهد و اینجاست که جامعه تعادل خود را از دست میدهد و به مردم فشار وارد میشود چراکه در طبقه بالا نظارتی وجود ندارد. در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا موضوعات اقتصادی هم مثل علمشان حاصل دانش و دستآوردهای علمی آنهاست. آنها قدر پول و اقتصاد را میدانند. در یک جامعهای مانند ایران اقتصاد اولویت ما نیست و برنامهریزی برای آن وجود ندارد و باورهای ایدئولوژیکمان نسبت به اقتصاد بسیاری از سیاستهای ما را تحت تاثیر خود قرار میدهد؛ پس در این مرحله ما دائما با خطا و آزمون روبرو هستیم. حاصل اینکار اقتصاد رانتی و غیرمولد است و همینجاست که مافیا شکل میگیرد. در نتیجه به جای اینکه اقتصاد در گروههای مختلف و به شکل تولیدی دنبال شود، همه در عرصه دور زدن، رانت و اختلاس میافتد.
در اینجا نقش نهاد نظارتی و آموزشی بسیار مهم است چراکه باید از ابتدا به فرزندان این مملکت بیاموزند که اقتصاد مانند خون در رگهای انسان اهمیت دارد. من باید بگویم که یک دولت رانتی هرگز نمیتواند یک اقتصاد سالم را به وجود بیاورد. قبل از هر چیزی اگر یک جامعه آزاد باشد و در آن مدنیت و دموکراسی به معنای واقعی وجود داشته باشد، اقتصاد سالم هم در آن شکل میگیرد و دولتها هم میتوانند نماینده واقعی مردم باشند. در غیر این صورت ما با یک جامعهای روبرو هستیم که دولتش ناکارآمد است و نمیتواند سرش را بلند کند.
دیدگاهها (1)
سلام و احترام لطفا اکران مردمی زخم کاری۴ رو در تهران بزارید. ممنون
ارسال دیدگاه