سینما همیشه تحت تاثیر نقاشی بزرگان قابهای ماندگاری خلق کرده و بسیاری از سکانسهای ماندگار خود را وام دار نقاشان بزرگ و سبکهای مختلف هنری است. بسیاری از نقاشان بزرگ در زمانهای که در حال ترسیم نقاشیشان بودند، هیچ گاه به این فکر نمیکردند که بعدها آثار آنها در هنر دیگری یعنی سینما تاثیر خواهد گذاشت. در این مطلب رفتیم سراغ فیلمهایی که در کادرها، طراحی صحنه و لباس و ایجاد احساسات در تماشاگر از نقاشی های معروف الهام گرفتند.
فهرست جذاب بهترین های کامیک بوک
بهترین فیلم هایی که نقاشی را تصویر کردهاند، به ترتیب تاریخ مرتب شدهاند
فیلم خباثت ذاتی | 2014 | Inherent Vice
- کارگردان: پل توماس اندرسون
درست در سکانسی که گروهی از هیپیها دور میز جمع میشوند تا پیتزا بخورند، عکاس تصویر آنها را لحظهای ثبت میکند که دقیقا مثل حواریون حضرت مسیح ما را به یاد تابلوی شام آخر لئوناردو داوینچی میاندازد، لحظهای که برگرفته از یک واقعه تاریخی و جمع شدن 12 یار حضرت مسیح دور هم و اعلام خیانت یکی از حواریانش است.
فیلم شرلی: مناظری از حقیقت | 2013 | Shirley: Visions of Reality
شخصیت اصلی به نام شرلی که نقش یک راهنمای سینما را ایفا میکند به دیوار تکیه داده و حسی از بی حوصلهگی و خستگی را به بیننده القا میکند در واقع تاثیر گرفته از یکی از نقاشیهای ادوارد هاپر به نام سالن سینما در نیویورک است که استفانی کامینگز در نقش شرلی مانند خانم در نقاشی واقعا حوصلهاش سر رفته و در حال فکر است.
فیلم جانگوی از بند رها شده | 2012 | Django Unchained
- کارگردان: کوئنتین تارانتینو
شخصیت اول داستان با بازی جیمی فاکس داستان مردی سیاه پوست را روایت میکند که به کمک یک شکارچی آلمانی در تلاش است تا زنش را از بردگی نجات دهد، وقتی طراح لباس فیلم متوجه شد که جنگو قرار است به عنوان همکار مرد آلمانی لباس یک سلطنتی را بپوشد به پرتره پسر آبی اثر توماس گینزبرا فکر کرد و به کارگردان پیشنهادش داد تا بتواند حتی در لباسها هم این کلیشههای نژادی را به سخره بگیرد.
فیلم شوالیه تاریکی | 2008 | The Dark Knight
از بهترین فیلمهای ابر قهرمانی ساخته شده میتوان به قسمت دوم سهگانه نولان اشاره کرد که شهر گاتهام و شخصیت جوکر را برای سینما دوستان به یادماندنی و تاثیرگذار کرد. نولان برای شخصیت شرور و بدمن جوکر با بازی هیث لجر تصمیم گرفت از نقاشی سر ششم اثر فرانسیس بیکن که هنرمند مورد علاقهاش است الهام بگیرد و از رنگ بنفش در لباس و موهای آشفته برای خلق شخصیت عجیب و غیر قابل پیشبینی فیلم خود استفاده کند.
فیلم هزارتوی پن | 2006 | Pan’s Labyrinth
فیلم که در زمان خودش سروصدای زیادی به پا کرد، داستان درباره اوفلیا دختر بچهای است که با مادر باردارش و نا پدریاش زندگی میکند. آدمخوار بیچهره فیلم که به گونهای تشنه به خون بچهها است و از ضیافتهای اوفلیا هم نگهبانی و هم تغذیه میکند و به دنبال کلید پن میگردد. همین موجود عجیب و ترسناک بود که گیرمو دل تورو را به فکر انداخت تا برای خلق شخصیت خود به سراغ تابلوی معروف و غمبار (ساتورن پسرش را میبلعد) اثر فرانسیسکو گویا برود که پرتره خدای یونانی را نمایش میدهد که یکی از فرزندان خود را میبلعد.
فیلم جیغ | 2000 | Scream
فیلم جیغ یک اسلشر آمریکایی به نویسندگی ارن کروگر آمیختهای از خشونت و وحشت است و علاقهای که کریون به نقاشی معروف و مدرن جیغ اثر ادوارد مونک داشت باعث شد تا او شخصیت آشفته و ترسناک خود را در فیلم با یک ماسک نمادین که هویتی مبهم و بدون جنسیت است را از تابلوی معروف مونک الهام بگیرد.
فیلم گلادیاتور | 2000 | Gladiator
داگلاس ویک تهیه کننده فیلم در یکی از مصاحبههایش گفت: ما این نقاشی را نشان اسکات دادیم و او آنقدر تحت تاثیر سایهزنی و رنگهای این نقاشی بود که به نقاشی نگاه کرد و گفت من این فیلم را میسازم. فیلم گلادیاتور که یکی از تحسین شده ترین فیلمهای سال 2000 است در یکی از سکانسهایش از نقاشی معروف شست برگشته اثر ژان لئون ژروم که داستان گلادیاتوری پیروز بر امپراتور روم را روایت میکند الهام گرفته است.
فیلم رویاها | 1990 | Dreams
یکی از قابهای زیبای فیلم رویاها بازآفرینی از نقاشی معروف ون گوگ به نام گندومزار با کلاغها است که جزوی از آخرین نقاشیهای ونگوگ قبل از اقدام او به خودکشی محسوب میشود. این اثر با سبک امپرسیونیسم خود و آسمان تیره که لکههای رنگ سیاه را نمادی از پرندگان در حال پرواز نمایش میدهد در ذهن آکیرا کوروساوا چنان تاثیر گذاشت که او از مارتین اسکورسیزی خواست تا با بازی در نقش ونسان ونگوگ این صحنه را به کمک هم زنده کنند.
فیلم سکههایی از بهشت | 1981 | Pennies from heaven
ماجراهای فیلم در زمان رکود شهر شیکاگو رخ میدهد و کارگردان در فیلم خود از چهار نقاشی معروف کمک گرفت. از تابلوی شب زندهداران از ادوارد هاپر که یک نقاشی مینیمال به حساب میآید و یک بوفه سینمایی خلوت در شب را نشان میدهد، به عنوان منبع الهام فیلم خود استفاده کرد. البته که هاپر هشت سال بعد از اکران فیلم، نقاشی خود را تکمیل کرد و تصویر کافه را در واقع نمایی از یک کافه در شهر نیویورک کشید.
فیلم دوئل بازها | 1977 | The Duelists
ناپلئون بناپارت شخصیتی است که بارها موضوع اصلی بسیاری از فیلمها و کتابها بوده است. ریدلی اسکات در فیلم خود که برگرفته از داستان کوتاه جوزف کنراد است به سراغ این شخصیت تاریخی رفت و در نمایش قابهای فیلم سعی کرد از تصاویر کشیده شده الهام بگیرد. یکی از نقاشیهای به جا مانده از آن زمان ناپلئون را در بالای صخرهای که به افق خیره شده و خورشید را تماشا میکند نشان میدهد که اثری از رابرت هیدون است و ریدلی اسکات در یکی از سکانسهای خود به این نقاشی اشاره دارد.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه