داستان «هزار و یک شب» از معدود متونی است که نمیتوان آن را به یک نگارنده، یک سرزمین یا حتی یک دوره تاریخی محدود کرد. این مجموعه داستانی، حاصل قرنها انباشت روایتها، بازنویسی، ترجمه و تحولات فرهنگی است. متنی سیال که از شرق دور تا خاورمیانه و از آنجا تا اروپا سفر کرده و در هر ایستگاه، بخشی از هویت خود را از بستر تازهای که در آن قرار گرفته، وام گرفته است.
پخش فیلم «لیپار» از فیلیمو فرصتی فراهم آورده تا با دقت بیشتری به جنبههای بصری این فیلم، از طراحی لباس و صحنه گرفته تا هویت فرهنگی نهفته در جزئیات آن، پرداخته شود؛ اثری که بخش مهمی از ارزش خود را مدیون شناخت عمیق کارگردانش از جغرافیا و فرهنگ بلوچستان است.
سریال «محکوم» که این روزها در حال پخش است، در ژانر جنایی ساخته شده و جهانی تیره و واقعگرایانه را روایت میکند. در چنین ژانری، طراحی صحنه، لباس و گریم از عناصر بنیادین به شمار میآیند؛ عناصری که باید تمامقد در خدمت ساخت فضای رازآلود و اضطرابآور داستان قرار گیرند. در آثار جنایی این چنینی، استفاده آگاهانه از رنگ، جنس پارچه، جزئیات پوشش و نوع چهرهپردازی، ابزاری برای تصویر کردن جهان درونی شخصیتها و نشان دادن موقعیتهای پرتنش و محدودکننده است.
برنامه «کدو بلو» از جمله تولیدات سرگرمکنندهای است که میکوشد مفهوم آموزش و تفریح را در قالب یک خانواده چهارنفره صمیمی برای گروه سنی کودک و نوجوان بازتعریف کند. در روزگاری که بخش عمدهای از تولیدات تصویری کودک بر فانتزیهای تکراری و اغراقآمیز متکی است، «کدو بلو» با تکیه بر فضایی خانهمحور و سرشار از رنگ، توانسته تجربهای واقعیتر و نزدیکتر به زیست روزمره مخاطب خردسال خلق کند. در این میان، انتخاب رنگها و چیدمان محیط خانه نقشی کلیدی در القای این حس واقعگرایانه و در عین حال شادیآفرین دارد.
سریال «شغال» یکی از سریالهای فیلیمو به کارگردانی بهرنگ توفیقی است. میخواهیم از زاویه دیگری به این سریال بپردازیم. اینبار سراغ طراحی لباس و صحنه سریال رفتهایم تا ببینیم چگونه طراحی لباس در سریال شغال هویت شخصیتها را میسازد؟
برنامه «اکنون» توانسته با زبانی ساده، صمیمی و در عین حال تأثیرگذار، تجربهای اندیشمندانه از گفتوگو را به مخاطب ارائه دهد. همانند بسیاری از برنامههای مشابه، صحت در هر قسمت با مهمانانی از حوزههای گوناگون همچون سینما، موسیقی، فلسفه، جامعهشناسی، نقاشی و ادبیات به گفتوگو مینشیند. اما آنچه «اکنون» را متمایز میکند، هماهنگی چشمگیر میان فرم، محتوا و مفهوم مرکزی آن است؛ یعنی گفتوگو و تأمل در زمان حال و درک لحظهای که در گذر است.
فیلم «طرح فنیقی» تازهترین اثر وس اندرسون، فیلمساز تحسینشده آمریکایی، بار دیگر نشان میدهد که چرا او در سینمای معاصر بهعنوان یکی از کارگردانان صاحب سبک و اثرگذار شناخته میشود. اندرسون با سبک بصری متمایز خود و دقتی مثالزدنی به عناصر تصویری، جهانی خلق میکند که در مرز باریک میان واقعیت و فانتزی قرار دارد؛ جهانی که تماشاگر را نه فقط از طریق قصه، بلکه با اتکا به جزئیات دیداری، درگیر میسازد.
برنامه «شفرونی» بیش از آنکه صرفاً یک مسابقه آشپزی باشد، تلاشی است برای ترکیب سرگرمی، مسابقه، تعامل با چهرههای مشهور و محبوب و معرفی فرهنگ کشورهای مختلف. این برنامه را از نظر صحنهآرایی و ویژگیهای ایجاد سرگرمی بررسی کردهایم.
سریالهای تاریخی برای بیان روایت و نشان دادن دورهای که داستان در حین آن جریان دارد، نیاز به ریزهکاری و دقتی فرای هر ژانری دارند. در واقع طراح صحنه باید اطلاعات دقیقی از المانها و فرهنگ آن دوره داشته باشد تا بتواند مخاطب را از لحاظ بصری درگیر قصه و شخصیتها کرده و با خود همراه کند. آیدین ظریف طراح صحنه سریال «شکارگاه» به عنوان فردی که سالهاست در این عرصه فعالیت میکند، به خوبی از عهده طراحی صحنه این سریال برآمده و فضای بصری شکیلی را با وسواس و ریزبینی برای سریال خلق کرده است، که «شکارگاه» را از هر مجموعه تاریخی که طی سالهای اخیر ساخته شده است، متمایز میکند.
در واقع باید گفت نیما جاویدی کارگردان سریال «شکارگاه» برای خلق و فضاسازی معماگونه و تاریخی فیلمنامه خود شاید کسی را بهتر از آیدین ظریف نمیتوانست پیدا کند که سریال را صرفا از نمایش یک روایت تاریخی ارتقا دهد و به یک تجربه بصری خاص تبدیل کند و مخاطب را بیش از پیش به تماشای استانداردهای سریالسازی جهانی نزدیک کند.
اولین چیزی که از فیلم ببر کاغذی توجه همه را جلب کرد، ظاهر متفاوت جوهانسون با موهای فرفری و استایل کلاسیک دهه 80 بود که توسط عکاسان منتشر شد. طوری که در زمان فیلمبرداری جوهانسون به دلیل مزاحمت عکاسان عصبانی شد. این فیلم درام جنایی است که تا به حال با واکنشهای اولیه خوبی از رسانهها مواجه شده و حضور بازیگران پرطرفدار و ظاهر متفاوتشان، فروش فیلم را تضمین میکند؟ انتظار میرود با یکی از پروژههای جذاب امسال سینمای هالییود روبرو شویم.