درباره فیلم تصور

...و عشق همیشه در مراجعه است

مازیار فکری ارشاد | | به‌روزرسانی:
در برهوت فیلم‌های عاشقانه در سینمای ایران، در شرایطی که اوضاع نابسامان جامعه از ما مردمانی خسته، بی‌حوصله و بی‌انگیزه ساخته، فیلمی مثل «تصور» می‌تواند به ما یادآوری کند که چه‌چیزهایی مثل عشق را آسان به دست فراموشی سپرده ایم. فیلم همان‌گونه که از نامش برمی‌آید، بیشتر در فضایی ذهنی پرسه می‌زند و داستان سرراست و مشخصی ندارد. انگار با یک راننده جوان تاکسی اینترنتی همراه می‌شویم و در این همراهی، کمی با زندگی او و بیشتر با زندگی زنانی که به عنوان مسافر سوار خودرویش شده‌اند آشنا می‌شویم. در خلال این پرسه‌های شبانه با مسافرانی ناشناس برخورد می‌کنیم که هریک قصه‌ای پیچیده و جذاب دارند و دنبال دانستن قصه‌ی راننده‌ای هستند که به احتمال فراوان پس از پایان سفر دیگر او را نخواهند دید. اما هریک نکته‌ای یا موضوعی مشخص را در اشتراک با او پیدا می‌کنند.

فهرست عاشقانه ترین فیلم های ایرانی

«تصور» با آن روایت سورئالیستی‌اش کوشیده رنج‌های کوچک و بزرگ درونی آدم‌هایش را برای مخاطب بازگو کند. شاید به‌نظر برسد در جامعه‌ای درگیر مشکلات عمیق اقتصادی، تضادهای سیاسی و چندگانگی‌های فرهنگی، حکایت یک قصه عاشقانه بیهوده و احتمالا از سر شکم‌سیری به‌نظر برسد. اما حقیقت آن است که در چنبره این مشکلات اجتماعی که توده مخاطب سینما را تحت تاثیر خود قرار داده چیزهایی، چیزهای ارزشمندی همچون عشق است که آسان به‌دست فراموشی سپرده می‌شود. لیلا حاتمی در فیلم تصور راننده در طول زندگی شبانه‌اش با چند زن مواجه می‌شود که هیچ‌یک رابطه عاطفی به‌سامان و معقولی ندارند. خلاصه زندگی‌شان هم چندان از نگاه اخلاق عرفی اجتماع مثبت و قابل دفاع ارزیابی نمی‌شود. اما این بخشی از واقعیت‌های اجتماع است که لزوما خوشایند و جذاب نیستند ولی وجود دارند. راننده جوان خود نیز درگیر تنهایی عمیقی است که شاید مشکلات اقتصادی و یا ویژگی‌های شغلی‌اش در آن موثرند. زندگی او خالی از مهر و محبت است و اعتراف می‌کند دل به دختر شیرینی فروشی بسته که شهامت ابراز علاقه به او را ندارد. جایی از فیلم، در بخش‌های خیالی و سوررئالیستی روایت، در فضایی ذهنی، راننده همراه با چند جوان دیگر با ترانه اینک کلاسیک شده گروه BeeGees یعنی Stayin, alive (به معنای زنده ماندن) می‌رقصند. گویی فیلم و فیلم‌ساز می‌خواهند با استفاده از این ترانه اشاره‌ای تلویحی به این نکته داشته باشند که بخشی از جامعه امروز در تلاش و تقلا برای زنده ماندن و ادامه زندگی‌اند و در این تقلا، فرصتی برای عاشقی نمانده است. به این ترتیب با عاشقانه‌ای خوش خیالانه و دلپذیر مواجهیم. عاشقانه‌ای به ظاهر شیرین اما آکنده از تلخی که این شعر شاملو را به یاد می‌آورد: همه لرزش دست و دلم از آن بود/ که عشق پناهی گردد/ پروازی نه/ گریزگاهی گردد. عشق برای زن‌های اثیری و نامتعارف فیلم چنین پدیده‌ای است. پناهی و گریزگاهی که به دست نمی‌آید. تمام زمان فیلم در شب و تاریکی می‌گذرد و تنها با دو بازیگر و بیشتر داخل خودرویی می‌گذرد. در نتیجه جنس و شکل بازی بازیگران معدود فیلم در فضای محدود خودرو اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. لیلا حاتمی در نقش چند زن بدون نام و مسافر گذری، بازی دلپذیری ارائه داده است. همان سرمای همیشگی لحن و چهره که گرمایی درونی را به ذهن منتقل می‌کند. مهرداد صدیقیان هم در نمایش سرگشتگی و درونگرایی شخصیت راننده بیش و کم موفق است. اما مهم‌ترین نکته فیلم «تصور» حال و هوایی است که القا می‌کند. حال و هوایی درونی و آرام که خلایی پر نشدنی در احوالات شخصی کاراکترها را بازتاب می‌دهد. پیداست که ساختار فیلم در مرحله ممیزی آسیب دیده است اما در همین شکل و شمایل هم بیش و کم می‌تواند ایده اصلی –زندگی‌های کسالت‌بار و خسته کننده خالی از محبت و عاطفه- را بازتاب دهد. «تصور» قطعا یک شاهکار سینمایی نیست. اما توان همراه ساختن مخاطب را با حال و هوای شاعرانه خود دارد. تماشای آنلاین فیلم تصور در فیلیمو

دیدگاه‌ها (20)

ارسال دیدگاه

غ
غزل 12 مهر 1402

خیلی نقد خوبی بود👌

ک
کیمیا 13 مهر 1402

لیلا برای این نقش خوب نبود

ع
علیرضا 15 مهر 1402

ولی به نظر من تنها فیلمی بود که لیلا حاتمی تونست هنر خوب بازیگری خودش رو نشون بده و به رخ بکشه! بازی کردن در چند نقش متفاوت در یک فیلم رو به نظر من به خوبی اجرا کرد و به جرات میتونم بگم تنها کارگردانی بود که تونست از ليلا حاتمی چنین بازی بگیره!! فیلم و لیلا حاتمی مکمل هم بودند!! اینکه همش حرف از لیلا حاتمی زدم چون واقعا هردو بهم وابسته بودند و هرکسی جز او نمیتونست همچنین نقشی بازی کند.

م
محمد 19 مهر 1402

من لذت بردم 🤍

ر
ریحانه 27 آبان 1402

موسیقی متن فیلم عالی بود آدم رو به خلسه می برد

N
N 13 آذر 1402

من یک مادرم وامروزفیلم رودیدم وبیشترنگران جوانهاشدم. آفرین به کاگردان وآفرین به لیلاومهرداد

گ
گل 22 آذر 1402

من یک فرزند دختر ۳۳ ساله ی مجرد هستم و با این پیام شما در شگفتی فرو رفتم که مگه پر واضح نیست حال ما چقدر بده و آینده مون در تنهایی چقدر بغرنجه؟ یعنی هر لحظه که فرزندتون برای شما کاری انجام میده به این فکر نیوفتادین که قراره کی یه لیوان آب در پیری به دست ماها بده؟

M
Mojtaba 10 بهمن 1402

خیلی خوشم اومد لیلا حاتمی مثل همیشه خااص و متبهر مهرداد صدیقیان هم که عاااشقم…فوق العااده‌…

م
مجیدرشیدی 5 اسفند 1402

از نظر من فیلم خوبی بود صحبت در این مباحث با توجه به محدودیتهای موجود کار اسانی نیست بازی بازیگران اصلی باوجود فاصله سنی زیاد خوب از کار در امده وحتی پخته گی بازیگر زن باعث جذابیت بیشتر شده کا فیلم در شب فیلم بر داری شده وباران و مه باعث شده به خیال انگیز تر شدن فیلم کمک کند روی این فیلم اگر بیشتر کار میشد وکارگر دان و فیلمنامه نویی دست بازتری می داشتند قطعا بسیار موفقتر در گیشه و در جذب مخاطب میشد

ر
روناک 12 اسفند 1402

بهترین نقدی که میشد در مورد این فیلم نوشت! ممنون

م
مهناز 21 اردیبهشت 1403

کاش این ممیزی نبود تا ماهم می‌فهمیدیم یه فیلم خوب ایرانی چه جور فیلمی می تونه باشه‌..

ا
احمد صفی 3 خرداد 1403

بنظرم نقد خیلی خوبی بود، البته کارگردان توی این فیلم قصد نداشت که یک زندکی عاشقانه رو به تصویر بکشه بلکه تنها قصد نداشت زندگی عاشقانه بدون معشوق رو ایجاد کنه، همونطور که دیدید راننده جوان عاشق بود و معشوقش هم دختر شیرینی فروش بود، اما با اینحال او در کنارش و در این رابطه عاشقانه وجود نداشت بنابر این راننده جوان تمامی زنهایی رو که میدید بچشم معشوقه دور افتاده خودش میدید و تصور میکرد تا به این ترتیب شاید بتواند جای نیمه دیگرش را پر کند، غافل از اینکه تنها چیزی که در نهایت بدست آورد تاریکی و تنهایی در یک جاده خارج از شهر بهمراه ماشینش که دیگر نمی توانست او را همراهی کند.

ا
احمد صفی 3 خرداد 1403

بنظرم نقد خیلی خوبی بود، البته کارگردان توی این فیلم قصد نداشت که یک زندکی عاشقانه رو به تصویر بکشه بلکه تنها قصد داشت زندگی عاشقانه بدون معشوق رو به تصویر بکشه، همونطور که دیدید راننده جوان عاشق بود و معشوقش هم دختر شیرینی فروش بود، اما با اینحال او در کنارش و در این رابطه عاشقانه وجود نداشت، بنابر این راننده جوان تمامی زنها را بچشم معشوقه دور افتاده خودش میدید و تصور میکرد، تا به این ترتیب شاید بتواند جای نیمه دیگرش را پر کند، غافل از اینکه تنها چیزی که در نهایت بدست آورد تاریکی و تنهایی در یک جاده خارج از شهر بهمراه ماشینش که دیگر نمی توانست او را همراهی کند.

R
Rasasalamati 2 آذر 1403

عالیه یه فیلم که تا حدودی آسیب‌های اجتماعی را از دید مجریان آسیب بیان میکند

ز
زهرا 7 فروردین 1404

فیلمی که با آرامش و لذت تماشا کردم، دوستش داشتم.

M
M 27 فروردین 1404

سلام از نظر من جالب نبود……..

م
منا 31 اردیبهشت 1404

به نظر من بازیگر مرد هر بار داشت دختری رو‌که عاشقشه در قالب یکی از مسافرهاش تصور می‌کرد ، همه‌ی زن‌ها رو به شکل اون می‌دید و در عین حال با شناخت زن‌های دیگه به دنبال شناخت عشق سرکوب شده‌ی خودش بود که متاسفانه مرحله به مرحله اون رو به سمت بی اعتمادی محض سوق می‌داد، که در نهایت هم متوجه شد خود اون دختر احتمالا توی رابطه هست، اما اونقدر سرخورده شده‌بود که حتی نتونست با آخرین مسافرش که به نظر کیس مناسبی بود، تعامل خوبی پیدا کنه.

ا
امیرحسین 16 تیر 1404

سلام من فیلم رو دیدم، خیلی عاشقانه بود، با اینکه خیلی سال است از فیلمهای عاشقانه ایرانی فاصله گرفتم با این فیلم “به فضای عاشقانه و زن و شوهری فیلم” برگشتم، خیلی زیبا بود، یک عاشقانه مینیمال، من رو یاد فیلم زیبا و شاعرانه ” شبهای روشن” می اندازه، بازی خانم حاتمی طبق معمول عالی و بی نقص بود، شخصاً خیلی خیلی خوشحالم که “ایشون در بازیگری هستند و وجود دارند” گوهر یک دانه “استاد حاتمی و خانم خوشکام” که روح هردوشون شاد، آقای صدیقیان هم در فیلم خوب بودند، به نظرم نقش بهشون نشسته بود، من که از دیدن فیلم لذت بردم، یک بار تنهائی فیلم رو دیدم، و یک بار هم با همسرم، هر دوبارش هم کیف کردم، ممنونم از آقای بهراد و آقای نوروزبیگی که این لحظات عاشقانه رو برای ما خلق کردند

🫵
🫵🏻😎😎😎 17 تیر 1404

بنظرم این واقعیت جامعه نیست، این فیلم بیشتر از عشق داره جامعه ما رو جامعه لی نشون میده که هر کسی با هر کسی ارتباط داره و همه دنبال روابط جنـ*س*ی هستن

ف
فاطمه 17 مهر 1404

سوال من این بود که چرا راننده معشوقش رو در چنین حالاهایی تصور میکرد؟مثلا زن خیانتکار ؟!