متولد ۱۳۵۱ | تهران
نویسنده، مترجم و عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی و کارشناسی علوم سیاسی
او فعالیت رسانهای را از ۱۳۷۸ شروع کرده و سردبیر ماهنامه سینمایی ۲۴ (۱۳۹۸-۱۴۰۰)، سردبیر رسانه سینمااعتماد (۱۳۹۹-۱۴۰۰) بوده و سابقه همکاری با ماهنامههای فیلم، دنیای تصویر، فیلمنگار و فیلمامروز را در کارنامه دارد.
فیلمهای جادهای کمیابند و قابلیت تبدیل شدن به فیلمهای خاطرهساز را دارند. در فیلمهای جادهای شخصیتهای اصلی معمولا به دلیلی از خانه دور میشوند و به سفری خواسته یا ناخواسته میروند. یکی از عناصر این ژانر این است که سفر دیدگاه شخصیت نسبت به زندگی را تغییر میدهد. انگار که سفر برای آنها تنها به معنای پشت سر گذاشتن خانه نیست و جهانبینی خود را هم پشت سر میگذارند و وارد مرحله تازهای از زندگی میشوند.
ژانر اکشن به شدت تابع فرمولها و مولفههای امتحان پسداده نزد توده تماشاگر است. در فیلم اکشن، قهرمان قصه با مجموعهای از حوادث روبرو میشود که اصولاً سرشار از خشونت و نیازمند قدرت فیزیکی هستند. در اینگونه از فیلمها تلاشهای قهرمان برای پیروز شدن بر دشمنان محوریت متن را برعهده دارد. از مؤلفههای اصلی این ژانر میتوان به موقعیتهایی همراه با تهدید جانی قهرمان و یارانش، حضور یک ضدقهرمان یا شخصیت منفی قدرتمند و شرور و البته تعقیب و گریز یا مبارزه در سکانسهای پایانی است که در آن معمولاً قهرمان فیلم زنده و سربلند بیرون میآید.
در سالهای اخیر با پیشرفت فنآوری جلوههای ویژه بصری و صوتی، هزینه و دردسرهای تولید یک فیلم اکشن را پایین آورده است. هرچند در مواردی، پایین بودن کیفیت این جلوههای ویژه به باورپذیری فیلمها آسیب جدی وارد کرده و گاه تمسخر و رویگردانی مخاطب را موجب شده است. دهه 70 میلادی دوران شکوفایی و رشد اکشن بود. چرا که فنآوری تولید فیلم پیشرفت کرده و تعداد و مهارت بدلکاران هم افزایش یافته بود. ژانر اکشن به لحاظ ماهوی با دو ژانر تریلر و ماجرایی (در قسمتهای بعدی به این دو ژانر هم خواهیم پرداخت) به ویژه در زمینه شکلگیری درام نزدیکیهایی دارد. اریک. آر. ویلیامز فیلمنامهنویس و پژوهشگر سینمایی ژانر اکشن را در ردیف یازده اَبَر ژانر سینمایی، از منظر فیلمنامهنویسی قرار میدهد.
ژانر ترسناک Horror یا فیلم وحشت یکی از عجیبترین و پیچیدهترین ژانرهای سینماست. چرا که با روانشناسی سروکار دارد و از عمیقترین لایههای وجودی انسان ریشه میگیرد. در تمام جوامع و در همه دورههای تاریخی ترسیدن امری نکوهیده بوده و اکثریت مردم کسانی که از چیزی میترسند را مورد تمسخر و تحقیر قرار میدهند. اما با همه اینها گروهی از مخاطبان سینما از ترسیدن لذت میبرند و به شعف میآیند. شاید بتوان ترسیدن از تماشای یک فیلم وحشت را نوعی واکنش خودآزارانه دانست. به ویژه در مورد عواملی ناشناخته و موهوم. انسان ذاتاً از تاریکی میهراسد. چون نمیداند در دل تاریکی چهچیزی در انتظار اوست. خرافههای مذهبی و غیرمذهبی و موجودات خیالی مانند جن، پری، روح شریر، زامبی و... هم از دیگر عواملی است که میتواند موجب ترس انسان شود. در حالی که گروهی از مخاطبان سینما از ترسیدن پرهیز دارند و فیلمهای ژانر وحشت را نمیبینند، گروهی دیگر شیفته فیلمهای این ژانر هستند، بهطور مرتب فیلمهای ترسناک را تماشا میکنند و لذت میبرند.
فیلمهای ترسناک با اهداف تجاری این حس نیاز به ترسیدن و تخلیه هیجانات روحی را به مخاطب عرضه میکند. هیولاها، رویدادهای فاجعهبار و آخرالزمانی و باورهای پیچیده قومی یا مذهبی مؤلفههای اصلی و اساسی این ژانر هستند. اگر فکر میکنید ژانر وحشت از جمله ژانرهای نوظهور تاریخ سینماست اشتباه میکنید. عمر فیلمهای ترسناک در سینمای جهان به بیش از یک قرن میرسد.
بر اساس شواهد تاریخی یعنی آنچه از سالهای اولیه پیدایش سینما در قالب محصولات تصویری کوتاه و بلند موجود است، کمدی شاید اولین ژانر به مفهوم واقعی باشد که میشود بسیاری از آثار دهههای آغازین پیدایش سینما را در آن دستهبندی کرد. از منظر روانشناسی میتوان نیاز انسان به شادی و خندیدن را بدویترین دلیل شکلگیری رویکرد طنزآلود به امور دانست. به مانند رسانههای قدیمیتر دراماتیک –ادبیات و تئاتر- سینما هم این نیاز سطحی اما واقعی بشری را دستمایه قرار داد.
به دنبال ریشههای کمدی اگر بگردیم، به سنت نمایشیِ یونان باستان میرسیم. جایی که متون نمایشی و اجرای آن متون در قالب واژه لاتین کمدی (شادینامه یا شادانه) شناسایی میشدند. اینگونه نمایشها در ظاهر با هدف خنده و تفریح مخاطب اجرا میشدند اما بیشتر آنها زیر پوسته طنزآلود و خندهدارشان، مسائلی جدی و گاه عمیق را بازتاب میدادند. کمدیهای یونان باستان در گذر زمان طبعاً به زیرشاخههای متعدد و قابل بازیابی تقسیم شدند. اما برخی از مؤلفههای کمدی صدها سال بعد به عناصر پایهای سینمای کمدی هم رسیدند. مثلاً شکستها، اشتباهات و بدبیاریهای شخصیتهای کمدی همواره دستمایه جدید خنداندن مخاطب است. آدمی از خندیدن به اتفاقها و بلاهایی که ممکن است بر سر خودش هم بیاید، اما در این لحظه گرفتار آن نیست به خنده میافتد.