برنامه «شفرونی» بیش از آنکه صرفاً یک مسابقه آشپزی باشد، تلاشی است برای ترکیب سرگرمی، مسابقه، تعامل با چهرههای مشهور و محبوب و معرفی فرهنگ کشورهای مختلف. این برنامه را از نظر صحنهآرایی و ویژگیهای ایجاد سرگرمی بررسی کردهایم.
سریال شغال از جمله سریالهای مهم نمایش خانگی است که علیرغم ضعفهای ساختاری و محتوایی توانسته مخاطبان خوبی برای خود دستوپا کند و حتی به یک الگوی تولید سریال برای آینده نمایش خانگی بدل شود. این سریال که پس از پایان سریال تاسیان پخش شده، هیچ ارتباطی با سریال آمریکایی روز شغال ندارد و داستانی کاملاً ایرانی را روایت میکند.
سریالهای نمایش خانگی در سالهای اخیر تبدیل به پله اول معرفی بازیگران جوان و آیندهدار ایران شدهاند. در شرایطی که تلویزیون بهواسطه سیاستهای جدیدش در تولید سریالها، کمتر فرصت دیده شدن به چهرههای تازه میدهد و سینما نیز بهخاطر حضور پررنگ ستارههای تثبیتشده فضای چندانی برای ورود نسل جدید فراهم نمیکرد، نمایش خانگی نقشی تعیینکننده در شکلگیری و معرفی استعدادهای نو بازی کرده است.
اینجا نگاهی خواهیم داشت به برخی از مهمترین استعدادهایی که به لطف سریالهای نمایش خانگی توانستهاند مسیر حرفهای خود را درخشانتر بسازند.
شبکه نمایش خانگی در سالهای اخیر به فرصتی تازه برای فیلمسازان جوان و فیلماولیها بدل شده است؛ بستری که با حمایت سرمایهگذاران بخش خصوصی و اعتماد پلتفرمها، امکان تجربههای نو در ژانرهای متنوع را فراهم کرده است. در شرایطی که تلویزیون همچنان درگیر محافظهکاریهای رایج خود است، نمایش خانگی به نسل تازهای از کارگردانان میدان داده تا با انرژی، انگیزه و آشنایی با زبان روز سینما و سریالسازی جهانی، آثاری متفاوت خلق کنند. نگاهی به کارنامه چند سریال اخیر نشان میدهد این اعتماد تا حد زیادی نتیجهبخش بوده است.
مراسم هفتاد و هفتمین دوره جوایز امی یکشنبه شب در لسآنجلس برگزار شد و برندگان برترین آثار تلویزیونی سال معرفی شدند. در این مراسم، مینیسریال نوجوانی ۶ جایزه، سریال استودیو ۴ جایزه و سریال گودال ۲ جایزه مهم را به دست آوردند. اینجا فهرست برندهها را بخوانید.
سریالهای تاریخی برای بیان روایت و نشان دادن دورهای که داستان در حین آن جریان دارد، نیاز به ریزهکاری و دقتی فرای هر ژانری دارند. در واقع طراح صحنه باید اطلاعات دقیقی از المانها و فرهنگ آن دوره داشته باشد تا بتواند مخاطب را از لحاظ بصری درگیر قصه و شخصیتها کرده و با خود همراه کند. آیدین ظریف طراح صحنه سریال «شکارگاه» به عنوان فردی که سالهاست در این عرصه فعالیت میکند، به خوبی از عهده طراحی صحنه این سریال برآمده و فضای بصری شکیلی را با وسواس و ریزبینی برای سریال خلق کرده است، که «شکارگاه» را از هر مجموعه تاریخی که طی سالهای اخیر ساخته شده است، متمایز میکند.
در واقع باید گفت نیما جاویدی کارگردان سریال «شکارگاه» برای خلق و فضاسازی معماگونه و تاریخی فیلمنامه خود شاید کسی را بهتر از آیدین ظریف نمیتوانست پیدا کند که سریال را صرفا از نمایش یک روایت تاریخی ارتقا دهد و به یک تجربه بصری خاص تبدیل کند و مخاطب را بیش از پیش به تماشای استانداردهای سریالسازی جهانی نزدیک کند.
مینیسریال نُه قسمتی شکارگاه به پایان رسید و یکی از چالشهای سریال که از قسمتهای ابتدایی آغاز و در فینال قصه به اوج رسید، بحث ایرانی بودن آن و همچنین سندیت اتفاقات و شخصیتهای آن بود. به بیانی دیگر، اینگونه تصویرسازی نیما جاویدی از زنان فیلم این سؤال را نزد برخی مخاطبان سریال ایجاد کرد که آیا اصولاً چنین زنانی در تاریخ وجود داشتند یا فیلمساز باهدف ارج و اهمیت به جایگاه زنان در سریال خود از چنین زنان شجاع و جنگجویی رونمایی کرده است؟
سریال، ساده و بیادعا شروع میشود؛ با ماجرای جواهراتی سلطنتی که به فرموده پیشکار ولیعهد، باید چندروزی در یک عمارتِ بزرگ و قدیمی به امانت بماند و میرعطاخانِ سرهنگ به همراه خانوادهاش، این مأموریتِ ظاهراً ساده را برعهده گرفتهاند. قصه؛ از نقطه درستی آغاز میشود، از خلق ماجرایی تنیده به تارِ قدرت و ثروت که این دو هرجا باشند، منشأ ماجراهای فراوان هستند. ماجراهای «شکارگاه» هم از تقاطع قدرت و ثروت آغاز میشود؛ ثروتی گرانبها که قدرتی مسلط، میخواهد آن را به بهترین شکل برای هدفی که در ابتدا نمیدانیم چیست حفظ کند. «شکارگاه» اما محدود به همین موقعیتِ تکخطی نمیماند و رفتهرفته شاخوبرگ میگیرد تا جایی که در سه قسمت پایانی، ابعاد دیگری پیدا میکند. در انتهای سریال، دیگر مسئله فقط جواهرات سلطنتی نیست و «شکارگاه» به قله میرسد وقتی در قسمت آخر، پای «میراث ایران» را وسط میکشد تا نیما جاویدی در دل یک سریال 9 قسمتی، راهورسمِ خوبقصهگفتن و قصه خوبگفتن را توأمان نشان دهد.
این مطلب پیش از این در فرهیختگان منتشر شده است.
شاید در نگاه اول، مهمترین ویژگی هانیه توسلی و شمایل بازیگری او به زیبایی ظاهری مربوط شود اما توسلی ورای این نعمت خدادادی از یک هوش بالا نیز برخوردار است که او را از دیگر بازیگران زیبای سینمای ایران متمایز کرده؛ بررسی بیش از دو دهه حضور مستمر و فعال در عرصه سینما، تلویزیون و حالا نمایش خانگی نشان میدهد که توسلی خیلی هوشمندانه و درعینحال بیادعا، تصمیمات مهمی برای حضور و عدم حضور در این آثار گرفته است. از حضور در فیلمهای اجتماعی تا کمدیهای آوانگارد، از برخی گیشهپسندها تا سینمای هنری و تجربی. اینجا بهترین های کارنامه او را مرور میکنیم به انضمام ورق زدن پرمخاطبترین فیلمهایش.
نمرهدهی بر اساس اپیزودها برای سریالهای ایرانی هنوز جا نیفتاده و این بازار را داده دست جلوهفروشها. اعداد و ارقام IMDb هم که الحمدلله(!) یک شوخی بی نمک است (سربسته اگر بخواهیم مثال بزنیم، سریال وحشی هومن سیدی از Black Mirror، یکی از مهمترین آنتولوژیهای تاریخ امتیاز بالاتری گرفته است.) همین اتفاق باعث شده آثار آببندی نشدهای همچون شکارگاه حقشان زایل و تولیدات متوسطی -متوسط با اغماضِ اخلاق ایرانی- مثل تاسیان بتوانند از ارزشگذاری فرار کنند و با چند تکه وایرالی، استفاده از جلوههای بصری الصاقی و ساختن عشق کارتپستالی، در فقر محتوای باکیفیت، مخاطب را گیر بیندازند.
این مطلب پیش از این در فرهیختگان منتشر شده است