اقتباس در سینما و سریالسازی ایران همواره با چالشهای جدی روبرو است. اصولا اقتباس کردن از رمانهای ایرانی و خارجی با تفاوتها و اختلاف نظرهای زیادی همراه است و هیچگاه به دلیل نبودن عنصر درام در پردازش رمانهای ایرانی نمیتوان به رمانهای ایرانی به عنوان منبع مناسبی برای اقتباس اعتماد کرد. با این حال از چند سال پیش سریالهای نمایش خانگی گاهی با اقتباس از رمانهای ایرانی فضای جدیدی را در فضای تصویر ایجاد کردند که میتوان به این روند امیدوار بود.
فصل اول سریال زخم کاری به کارگردانی محمدحسین مهدویان و با اقتباس از کتاب بیست زخم کاری منتشر و از ۱۴ خرداد ۱۴۰۰ هر جمعه از فیلیمو پخش شد. بد نیست قبل از تماشای فصل دوم سریال، هم داستان فصل اول آن را مرور کنیم، هم دوباره در حالوهوای جذاب و پرهیجان آن روزها قرار بگیریم و هم سرنوشت هرکدام از کاراکترها را یادآوری کنیم.
مهدی حسینینیا پدیده عجیبی در بازیگری است. شاید کمتر بازیگری را در حافظه سینماییمان بتوانیم به یاد بیاوریم که تا این اندازه میان هر نقش و کاراکتری که بازی کرده است بدون کمترین نوسان بوده باشد. گستره تنوع نقشهای او در دهه گذشته آنقدر زیاد است که گاه مخاطب فراموش میکند صاحب تمامی این چهرهها و شخصیتها یک نفر است. اینجا نگاهی داریم بر مهمترین بازیهای مهدی حسینینیا در سینما و نمایش خانگی.
سروش صحت یکی از کارگردانهای خوشفکر و محبوب مجموعههای کمدی تلویزیون است که از سال 76 تا 98 به عنوان نویسنده، بازیگر و کارگردان با این رسانه همکاری داشت و در طول این سالها بخش قابل توجهی از مخاطبان تلویزیونی زمان پخش آثار تازه او را انتظار میکشیدند تا برای لحظاتی خود را در دنیای شیرین قصهها و کارکترهای جذاب و ملموسی که خلق کرده بود، رها کنند.
با این اوصاف، از آخرین همکاری سروش صحت با تلویزیون در مقام کارگردان حدود چهار سال میگذرد و او آخرین بار در ماه رمضان سال 1400 به عنوان مجری برنامه «کتابباز» در قاب تلویزیون دیده شد که بعد از حدود 5 سال اجرا در این برنامه با تماشاگران علاقهمند به کتاب که در طول این سالها با او و میهمانانش همراه شده بودند، خداحافظی کرد و برخلاف همه وعده و وعیدها برای ادامه این برنامه پرمخاطب تا امروز از آن خبری نشده است.
حالا او همه تجربیات موفقش را در ساخت سریالهای کمدی با خود به شبکه نمایش خانگی آورده و به تازگی پخش آنلاین مجموعه جدید کمدی او با عنوان «مگه تمام عمر چند تا بهاره» از فیلیمو آغاز شده است. به بهانه نمایش آنلاین این سریال مروری داریم بر کارنامه هنری این هنرمند.
با انتشار آخرین قسمت از سریال رهایم کن، قصه حاتم، هاتف، مارال و دیگران به سر رسید. سازندگان نیمنگاهی به مسائل اجتماعی هم داشتهاند و بهوضوح میتوان رفتار حاتم و هاتف را از این دریچه رمزگشایی کرد. رهایم کن اوج و فرود داشت؛ داستانش در برخی قسمتها گیرا بود و جایی خستهکننده و به ملودرامهای آشنا تنه میزد. این سریال مثل هر اثری، ضعف و قوت را با هم داشت؛ مورد توجه برخی قرار گرفت و عدهای آن را محصولی مناسب با ذائقه خود ندانستند. با این همه اما نمیتوان محبوبیت و برخی امتیازات رهایم کن را نادیده گرفت.
سریال باعث آشنایی نسل جوان با مرحوم تورج شعبانخانی شد و ترانه «هنوزم چشمای تو» خاطرات را برای قدیمیترها زنده کرد. دو قطعه خوب کارنامه محسن چاوشی هم با این سریال به یادگار ماند. طراحی صحنه سهیل دانشاشراقی دیگر اتفاق ممتاز سریال است… درباره بازیهای خوب هم اتفاق نظر وجود دارد که در پرونده امروز درباره ۱۰ نفر آنها نوشتهایم اما عملکرد تحسینآمیز شهرام قائدی و پژواک ایمانی را نباید فراموش کرد.
این گزارش به قلم احمد رنجبر و در روزنامه هفت صبح منتشر شده است.
نگران بودیم سروش صحت بعد از ۳ فصل موفق از سریال متفاوت «لیسانسهها» و ساخت چند مجموعه پرمخاطب دیگر، این بار چگونه میخواهد یک اثر کمدی تحویل مخاطب دهد که آن خاطرات خوش مخدوش نشود. قسمت اول «مگه تموم عمر چند تا بهاره؟» نهتنها آن نگرانیها را از بین برد که میتوان اطمینان داشت ماجراجویی صحت در کمدیسازی این بار نیز فرجامی خوش خواهد داشت. این گزارش در روزنامه هفت صبح منتشر شده است.
در نقطهای که عشق (بازیگری) و پول در یک سو قرار گرفته بود، علی، آلما و مرتضی حس کردند در یک قدمی خوشبختی هستند و برای داشتن، آن خلق کردند، تمرین کردند، خطر کردند و دست آخر به دل ماجراهایی زدند که نمیدانستند سرانجامش چه خواهد شد. حالا ماجراها و فراز و نشیبهای زندگی مرتضی، علی و آلما سریال آکتور به پایان خود رسیده است. سریالی که از همان قسمت اول نشان داد از نظر موضوع و نوع ساخت، سریالی است که شبیه آن را تا به حال کمتر دیدهایم.
هویت تصویری سریال آکتور یکی از بخشهایی است که مورد توجه تماشاگران این سریال قرار گرفته است. رنگها و نورهای استفاده شده در تصاویر این سریال قطعا از مواردی هستند که باعث این توجه شده و در انتقال مفاهیم و احساسات هر صحنه بسیار تاثیرگذار است.
در سینما پالت رنگی یک فیلم، روشی ظریف برای تقویت دیداری جنبههای احساسی یک فیلم و راهنمایی تماشاگر برای رسیدن به مفهوم و احساسات غالب بر هر صحنه است. برای همین شناخت مولفههای اصلی رنگ، رنگهای گرم و رنگهای سرد و همچنین نحوه واکنش مخاطب به این رنگها برای فیلمسازان ضروری است. به فیلمهای مورد علاقه خود فکر کنید. طرحهای رنگی آنها چگونه بود و پالتهای رنگی فیلم چه چیزی به داستان اضافه میکنند؟