تمام ماجرا، بر سر «مو» است؛ یک تار مو، سیبیل، موی بلند، موی خوشرنگ، موی مقاوم، کله، شستن کله و یک سلمانی کوچک با سه صندلی. «مسخرهباز» داستانی پر از مو است که تنها در یک لوکیشن تک اتاقه اتفاق میافتد. لوکیشنی که کارگران از آن هوشمندانه استفاده کرده است و با وجود اینکه مخاطب خیابان، آدمها، روز، شب، دریا، ساحل و … را نمیبیند اما نشانههایشان بهموقع وارد فیلم میشود تا هم بعد مکانی پیدا کند و هم بعد زمان. فیلم مسخره باز ، اولین تجربه کارگردانی سینما برای همایون غنی زاده است که تا پیشازاین تئاترهای پرمخاطب و بزرگی از جمله «می سی سی پی نشسته میمیرد» و «کالیگولا» را در تالار وحدت به روی صحنه برده است. فیلم او هم بسیار شبیه به تئاتر و بسیار نزدیک به جهان ذهنی تئاتری کارگردان است، اما ابزارش تفاوت پیداکرده و البته که از این تفاوت به خوبی بهره برده است.
غلامرضا تختی یکی از جذابترین چهرههای ورزشی تاریخ ایران برای اهالی سینماست؛ این بار، فیلم غلامرضا تختی به کارگردانی بهرام توکلی، زندگی او را روایت میکند.
فیلم سینمایی ساحره، فیلمی اتمسفردار است. فیلمی که فضا را به خوبی میپروراند و در تماشاگر رسوخ میکند. داستان فیلم درباره یک دختر شهرستانی بازیگر تئاتر است.
از همان آغازِ فیلم، بیننده به درون فیلم شیرجه میزند. دوربینِ روی دستی که دختری را تعقیب میکند. رزتا، همانگونه که از نامش پیداست، فیلمی کاراکتر محور است.