متولد 1363| تهران
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی، مهندس شیمی
او کار روزنامهنگاری را از سال 1389 آغاز کرد. تقیزاده در طول سالهای گذشته با بسیاری از روزنامهها و نشریات مثل مجله سینمایی ۲۴، فیلم ، هنر و تجربه، شرق، اعتماد،ایران، خبرگزاری ایرنا، سازندگی و... همکاری داشته است.
دوران فیلمسازی جعفر پناهی در طول بیش از ۳ دهه را میتوان به ۴ دوره تقسیم کرد: نخست دوره درخشان ورود او به سینمای بلند داستانی بود که با همکاری عباس کیارستمی و در ژانر کودکونوجوان آغاز شد. دوره دوم پناهی به خروج او از سینمای کودک و ورود او به سینمای اجتماعی مربوط میشود.
سومین دوره فیلمسازی پناهی به دوران انزوا، شخصیسازی و نوعی محرومیت سیاسی اجتماعی او مربوط میشد که حاصل آن ضعیفترین آثار دوران کارنامه کاری پناهی است که از قضا از سوی فستیوال های خارجی به شدت مورد تحسین قرار میگرفت. آخرین دوره کارنامه کاری این فیلمساز که هنوز برای تحلیل این دوره زود است. اینجا معرفی و تحلیلی میذخوانید بر بهترین فیلم های جعفرپناهی در طول سه دهه فعالیت او.
هیچکس فکرش را هم نمیکرد که بازیکن تیم فوتبال پرسپولیس با تنها یک گل ملی، بعد از یک دهه به پولسازترین ستاره سینمای ایران بدل شود. زمانی که پژمان جمشیدی به واسطه ارتباط و رفاقت با پیمان قاسمخانی برای نخستینبار در سریال «پژمان» نقش خودش را در دنیای واقعی بازی کرد و هنگامی که فیلم «50 کیلو آلبالو» با وجود اکران محدود، سومین فیلم پرفروش سال 1395 شد، هیچکس از حضور یک ستاره پولساز در عرصه سینما و تلویزیون حرفی نزد. مرور بازخوردهای اولیه حضور جمشیدی در عرصه سینما و تلویزیون، اوج این بیمهریها را به ستاره این روزهای هنر هفتم نشان میدهد. اما حالا کسی نمیتواند از درخشش نام او روی پرده نقرهای ساده بگذرد.
پانتهآ پناهیها از پرکارترین، توانمندترین و خلاقترین بازیگران یکی دو دهه سینما و نمایش خانگی ایران است که حجم بالای حضور وی و همچنین موفقیتهایی که در جشنوارهها و جلب نظر مخاطبان کسب کرده به خوبی تاییدکننده این ادعا محسوب میشود. پناهیها در دو دهه اخیر در آثار بزرگانی چون بهمن فرمانآرا، ابراهیم حاتمیکیا، نرگس آبیار، حسن فتحی، تورج اصلانی، مستانه مهاجر، تینا پاکروان، بهرام توکلی و صفی یزدانیان حضور دارد و با حضور در 7 سریال نمایش خانگی یکی از رکوردداران بازی در سریالهای نمایش خانگی محسوب میشود.
یکی از وجوه توانمندی این بازیگر به تنوع نقشهای آن مربوط میشود چنانکه از زن روستایی تا زن خیابانی، از مادر تا مادربزرگ، از وکیل تا پرستار و از زن فقیر و بیچاره تا توانگر و ثروتمند از جمله شمایلی است که پناهیها در آن ایفای نقش کرده است و هیچ وقت نگذاشته که مخاطبان سیما و کاراکتر او را در یک نقش کلیشه و محدود ببینند.
ریناز ایزدیار پس از سالها نیاز سینمای ایران برای یک ستاره زن زیبا و هنرمند را مرتفع کرد و توانست با حضور در آثاری چون «ابد و یک روز»، «سرخ پوست»، و «شهرزاد» انتخاب تازه ای برای سینماگران و فیلمسازان ایرانی باشد که تعداد زیادی از ستاره های پیشین آن یا به نوعی بازنشسته شده یا مهاجرت کرده بودند. ایزدیار اگرچه شمایل زن قربانی و معصوم را بیش از هر چیز تداعی می کند اما انتخابهای او در فیلمهای پرفروش و سریالهای پربیننده نشان داد که با یک بازیگر باهوش و خوش سلیقه مواجهیم که گویا برای همه فیلمهایی که بازی کرده و نکرده، دلایل محکمی برای حضور داشتن و نداشتن داشته است.
اینجا معرفی و تحلیل بازی ایزدیار را در فیلم ها و سریالهایی که از سال 1385 تا کنون ایفای نقش کرده، میخوانید و سپس فروش فیلمها و تعداد مخاطبان فیلمهایش را بررسی میکنیم. یعنی یک پرونده کامل برای این ستاره پرفروغ.
هدیه تهرانی از معدود بازیگران سینمای ایران است که صفت سوپراستار بودن برازنده اوست؛ بازیگری که صرف حضورش در یک پروژه سینمایی، تضمینی برای فروش فیلم در سینماها محسوب میشد. کاریزما از مهمترین ویژگیهای بازیگری تهرانی محسوب میشود؛ چهره سرد و جذاب تهرانی سبب شده که انواع و اقسام نقشها از زن اغواگر فیلم شوکران تا کاراکتر مظلوم فیلم قرمز را بازی کند و در این میان علاوه بر ارتباط با تماشاگر و باورپذیری، جذابیت و کشش لازم برای همراهی مخاطبان سینما را برانگیزد. او برنده ۲ سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلمهای قرمز و چهارشنبه سوری است. اینجا مهمترین نقشهای دوران حرفهای هدیه تهرانی در نمایش خانگی و سینما تحلیل و بررسی شده است.