کارگردان بازیگران
شاید مهمترین شاخصی که بتوان سیدنی پولاک کارگردان مشهور آمریکایی را با آن معرفی کرد و نسبت به همتایانش متمایز ساخت اصرار و مهارت او در بازی گرفتن از بازیگران مشهور سینماست و بخش مهمی از شهرت او هم به دلیل همین ویژگی است. در همین رابطه جمله معروفی دارد و گفته است: «اگرچه اسبهای اصیل (بازیگران تراز اول) گاهی بدخلق و تند مزاجند، وقتی بتوانید از آنها سواری بگیرید، تجربهای شیرین و لذتبخش است.»
سیدنی پولاک در شهر لافیت ایالت ایندیانا متولد شد و در سن ۱۷ سالگی بازی در تئاتر نیویورک را آغاز کرد. او مدتی دستیار سنفورد مایزنر بود و پس از چندی ایفای نقش در تلویزیون از سال ۱۹۶۰، به جرگه فیلمسازان پیوست. پولاک برای فیلم مگر آنها اسبها را خلاص نمیکنند؟ با بازی جین فوندا در سال ۱۹۶۹ برای نخستین بار نامزد دریافت جایزه اسکار شد که بدان دست نیافت. وی بار دیگر با فیلم توتسی در سال ۱۹۸۲، با حضور داستین هافمن، نامزد دریافت اسکار شد که بازهم در دستیابی بدان ناکام ماند. پولاک در نهایت با ساخت فیلم خارج از آفریقا با بازی مریل استریپ و رابرت ردفورد در سال ۱۹۸۲ برنده ۷ اسکار شد. او در دوران فعالیت هنری خود کارگردانی ۲۱ فیلم و مجموعه تلویزیونی، بازی در ۳۰ فیلم و تهیهکنندگی ۴۴ فیلم را در کارنامه خود ثبت کرد. همانطور که اشاره کردیم مهمترین خصوصیت پولاک تواناییاش در ارتباط برقرار کردن با بازیگران فیلمهایش و گرفتن بازیهای درخشان از آنها بود.
او در طول سالها با بسیاری از ستارگان روز هالیوود کار کرد و بسیاری از آنها با بازی در فیلمهای او نامزد اسکار شدند. پولاک یک هالیوودی تمام عیار به حساب میآمد. فیلمهایش معمولا خوب میفروختند و به دفعات نامزد اسکار میشدند. او بازیگری را هم هیچ وقت کنار نگذاشت و در فیلمهای کارگردانان بزرگی چون وودی آلن و کوبریک بازی کرد. تهیهکنندگی فعالیت مهم دیگر او بود که مخصوصا در ۲ دهه پایانی عمرش آن را جدیتر دنبال میکرد. آقای ریپلی با استعداد (۱۹۹۹)، کوهستان سرد (۲۰۰۳)، مایکل کلیتون (۲۰۰۷) و کتابخوان (۲۰۰۸) از فیلمهای مهمی بودند که پولاک تهیهکنندگی یا مدیریت تولیدشان را به عهده داشت. شاید جالب باشد که بدانید خود او به چه فیلمهایی در تاریخ سینما علاقه داشته است. در مصاحبهای با مجله سایتاند ساوند در سال ۲۰۰۲ پولاک از این ۱۰ فیلم به عنوان فیلمهای محبوبش نام برد: کازابلانکا، همشهری کین، دنباله رو، پدر خوانده قسمت دوم، توهم بزرگ، یوزپلنگ، روزی روزگاری در آمریکا، گاو خشمگین، مهر هفتم (برگمان) سانست بولوار.
به جز توجه و وسواسی که پولاک نسبت به بازیگری داشت، التزام او به تدوین هم از ویژگیهای برجسته اوست. او درباره اهمیت تدوین گفته است: «بخش مورد علاقهام در پروسه ساخت یک فیلم تدوین آن است. چون موقع تدوین تنها هستم و لازم نیست کلی را آدم را سازماندهی کنم. تدوین یک جورهایی مثل مجسمهسازی یا ادامه نوشتن فیلمنامه است.» جالب اینکه خود این سخت کوشی در فیلمسازی برای او یک ارزش محسوب میشود چنانکه گفته: «ارزشی برای فیلمی که هنگام ساختش بهم خوش گذشته باشد قائل نیستم. اگر فیلم خوبی باشد باید برای ساختش حسابی سختی کشیده باشم.» پولاک به همراه سیدنی لومت از برجستهترین روشنفکران هالیوود به شمار میروند. فیلمهای او معمولا به مسائل سیاسی و اجتماعی و نمایش فسادهای سازمانی (در مقابل شرارت فردی) میپردازد. فیلمهای پولاک مشخصات بصری به خصوصی ندارند که از رویشان بشود حدس زد او کارگردانشان بوده است. اگر چه او ژانرهای متفاوتی را تجربه کرده اما بیشتر فیلمهایش در ۲ دسته درام – اکشنهای مردانه و ملو درامهای زنانه قرار میگیرند. از گروه اول میتوان به جرمیا جانسون، سه روز کندور و یاکوزا و از دسته دوم میتوان به نخ باریک، این ملک نفرین شده است و آن گونه که بودیم اشاره کرد.
قهرمان معمول فیلمهای پولاک آدم تنهایی است که گذشتهاش مانع از داشتن یک زندگی عادی در حال میشود. در طول داستان این قهرمان کسی را پیدا میکند که میتواند بهش اعتماد کند و با او رابطه برقرار کند. قهرمانهای زن فیلمهای او اغلب زنانی باهوش و شاغل هستند که اصول اخلاقی مشخصی دارند اما کمبودهای احساسی و عاطفی رنجشان میدهد.
تفاوتهای فرهنگی معمولاً هسته مرکزی فیلمهای پولاک را شکل میدهند. نوع این تفاوتها میتواند نژادی (نخ باریک، شکارچیان جمجمه، جرمیا جانسون)، مذهبی (آن گونه که بودیم)، جغرافیایی (این ملک نفرین شده است) یا جنسیتی (توتسی) باشد. اگرچه پولاک در طول سالها فیلمسازی به مسائل مهمی چون تبعیض نژادی، ویرانگری جنگ، افسردگی، فساد مالی، فساد رسانهای، فمینیسم و غیره پرداخته اما معمولا این انتقاد از او میشود که همیشه این موضوعات در پس زمینه فیلمهایش وجود داشتهاند و او به طور جدی و عمیق به بررسی آنها نپرداخته است. راجر ایبرت منتقد معروف سینما درباره پولاک گفته است: «یک کارگردان قد بلند و خوش قیافه و کاریزماتیک که بازیگران دوست داشتند با او کار کنند. چون وقتی که درباره بازیگری بهشان توضیح میداد میدانست که دارد راجع به چی صحبت میکند.»
به جز توجه و وسواسی که پولاک نسبت به بازیگری داشت، التزام او به تدوین هم از ویژگیهای برجسته اوست. او درباره اهمیت تدوین گفته است: «بخش مورد علاقهام در پروسه ساخت یک فیلم تدوین آن است. چون موقع تدوین تنها هستم و لازم نیست کلی را آدم را سازماندهی کنم. تدوین یک جورهایی مثل مجسمهسازی یا ادامه نوشتن فیلمنامه است.» جالب اینکه خود این سخت کوشی در فیلمسازی برای او یک ارزش محسوب میشود چنانکه گفته: «ارزشی برای فیلمی که هنگام ساختش بهم خوش گذشته باشد قائل نیستم. اگر فیلم خوبی باشد باید برای ساختش حسابی سختی کشیده باشم.» پولاک به همراه سیدنی لومت از برجستهترین روشنفکران هالیوود به شمار میروند. فیلمهای او معمولا به مسائل سیاسی و اجتماعی و نمایش فسادهای سازمانی (در مقابل شرارت فردی) میپردازد. فیلمهای پولاک مشخصات بصری به خصوصی ندارند که از رویشان بشود حدس زد او کارگردانشان بوده است. اگر چه او ژانرهای متفاوتی را تجربه کرده اما بیشتر فیلمهایش در ۲ دسته درام – اکشنهای مردانه و ملو درامهای زنانه قرار میگیرند. از گروه اول میتوان به جرمیا جانسون، سه روز کندور و یاکوزا و از دسته دوم میتوان به نخ باریک، این ملک نفرین شده است و آن گونه که بودیم اشاره کرد.
قهرمان معمول فیلمهای پولاک آدم تنهایی است که گذشتهاش مانع از داشتن یک زندگی عادی در حال میشود. در طول داستان این قهرمان کسی را پیدا میکند که میتواند بهش اعتماد کند و با او رابطه برقرار کند. قهرمانهای زن فیلمهای او اغلب زنانی باهوش و شاغل هستند که اصول اخلاقی مشخصی دارند اما کمبودهای احساسی و عاطفی رنجشان میدهد.
تفاوتهای فرهنگی معمولاً هسته مرکزی فیلمهای پولاک را شکل میدهند. نوع این تفاوتها میتواند نژادی (نخ باریک، شکارچیان جمجمه، جرمیا جانسون)، مذهبی (آن گونه که بودیم)، جغرافیایی (این ملک نفرین شده است) یا جنسیتی (توتسی) باشد. اگرچه پولاک در طول سالها فیلمسازی به مسائل مهمی چون تبعیض نژادی، ویرانگری جنگ، افسردگی، فساد مالی، فساد رسانهای، فمینیسم و غیره پرداخته اما معمولا این انتقاد از او میشود که همیشه این موضوعات در پس زمینه فیلمهایش وجود داشتهاند و او به طور جدی و عمیق به بررسی آنها نپرداخته است. راجر ایبرت منتقد معروف سینما درباره پولاک گفته است: «یک کارگردان قد بلند و خوش قیافه و کاریزماتیک که بازیگران دوست داشتند با او کار کنند. چون وقتی که درباره بازیگری بهشان توضیح میداد میدانست که دارد راجع به چی صحبت میکند.»
ر
رضا صائمی
— بابل
متولد ۱۳۵۵ | بابل نویسنده، عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران او از سال ۱۳۸۲ به عنوان منتقد سینما در روزنامههای شرق، جامجم، ایران، اعتماد، هممیهن، همشهری و اطلاعات همکاری کرد و از سال ۱۳۸۵ در مجله فیلم، خبرآنلاین، سینما سینما، سروش، هنر و تجربه و... نوشته است. صائمی هماکنون عضو هیت مدیره انجمن منتقدان سینمایی است.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه