رفتن به محتوای اصلی

چیزی شبیه غریزه اصلی

مسعود میر |
از همان جشنواره سی‌و‌هفتم شروع شد، همان روز که ۳ نامزدی سیمرغ بازیگری، عقد شناسنامه‌ای «درخونگاه» نشدند. حسرت‌ها از همانجا شروع شد. فیلم درست و درمان کارگردان جوان البته به مرور در جان سینمادوست‌ها، ته‌نشین شد و حالا که آن سکانس سانسور شده از ملاقات امیرریزه و شهرزاد منتشر‌شده و  رفاقت رضا میثاق یا همان رضا ژاپنی را به رخ می‌کشد، خیلی‌ها مثل من دوباره دوست دارند بروند سروقت «درخونگاه»...

نقد و معرفی فیلم غریزه

سیاوش اسعدی کارگردان خوش‌ذوقی است و تجربه تماشای «غریزه» در زمستان سرد سال گذشته ثابت‌کرد که یک فیلمساز می‌تواند بطور اتفاقی یک فیلم خوب بسازد اما وقتی مسیر فیلمسازی‌اش در هر اثر، بیشتر قابل‌اعتنا می‌شود دیگر حرف اتفاق و پیشامد، مسخره است. اسعدی به وضوح پیشرفت کرده‌است و با اینکه حواشی عجیبی بر زندگی شخصی‌اش سایه انداخت که اصلا به من و ما ارتباطی ندارد اما حالا در خانه فیلم اوستا فیلم می‌سازد و به فرزندش؛ اوستا تقدیم می‌کند. ما جماعت اهل سینما هم در این احوالات، از تماشای فیلم کیفور می‌شویم. کارگردان فیلم غریزه اکران غریزه با آن امین حیایی و ژاله صامتی و پانته‌آ پناهی‌های معرکه، فعلا بلاتکلیف است. شهریور تمام شد و فیلم اکران نشده تا مردم عاشقانه‌ای با اتمسفر قدیمی ببینند و حظ کنند. الان وقتش نیست تا درباره جزئیات خواستنی تلالو دوست‌داشتن بین دو نوجوان فیلم و یگانگی طراحی‌صحنه فیلم بنویسم اما تماشای غریزه فارغ از اینکه فیلم را بپسندید یا نه، تیک‌های قبولی زیادی را در ذهن مخاطب به ثبت می‌رساند.

*

به قول امیرریزه: «می‌خوای رفاقت کنی دیگه؟». خب آقایان و خانم‌ها و مدیران و مسوولان محترم حوزه فرهنگ و مشخصا سینمای ایران، لطفا رفاقت کنید و با توقیف و عدم صدور مجوز‌ نمایش و این اطوارها، شوق یک فیلمساز را خفه نکنید. آن کام عمیق از سیگار تلخکامی‌ها هنوز امتداد دارد و  حسرت‌های کشدار ما را رها نمی‌کند...
م
مسعود میر — تهران

متولد ۱۳۶۱ | تهران روزنامه‌نگار و مستندساز او مدرک کارشناسی سینما از دانشکده خبر دارد و از سال ۱۳۸۱ کار مطبوعاتی خود را با گروه سینما و تلویزیون هفته‌نامه سروش جوان آغاز کرد و کمی بعد به روزنامه همشهری رفت و اکنون هم به‌عنوان دبیر صفحه آخر این روزنامه مشغول به کار است

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه