فیلم شعله همچنان زنده است
نیم قرن پس از اکران فیلم شعله ساخته رامش سیپی، فیلمی که ابتدا شکست خورده بود، امروز به یکی از ماندگارترین آثار سینمای هند بدل شده است. دوستی جی و ویرو، دیالوگهای فراموشنشدنی و موسیقی پرشور آر.دی. بورمن، این وسترن هندی را به تجربهای نسلبهنسل و جاودانه در تاریخ بالیوود تبدیل کرده است.
مدتها پیش از آنکه تراژدی جک و رز در «تایتانیک» را بفهمم، مجوز داشتم کل نیمۀ دوم فیلم و صحنه غرق شدن کشتی را در زمان واقعی تماشا کنم. هنوز خاطره واضح و البته هولناکی از دیدن صحنهای دارم که «مارتی مکفلای» (مایکل جی. فاکس) در فیلم «بازگشت به آینده ۳» در سال ۱۸۸۵ در «هیلولی» با طناب به گردن کشیده میشود، پیش از آنکه اصلاً سهگانه را بهدرستی دیده باشم. یا صحنهای که «اندی» (تیم رابینز) در «رستگاری در شاوشنک» از میان فاضلاب میگریزد، بیآنکه زمینه داستان را بدانم (هرچند دانستن زمینه هم خیلی تسکیندهنده نبود). ما همیشه فیلمهای کلاسیک را به شیوه سنتی در خانه تماشا نمیکردیم.
راج کاپور؛ بهترین فیلم های چارلی چاپلین هند
پس وقتی نوبت به فیلم شعله (Sholay) اثر رامش سیپی، وسترن کلاسیکی که سینمای هند را دگرگون کرد، رسید، طبیعی بود که تماشای من با پایانبندی جایگزین آغاز شود. فیلم شعله داستان دو تبهکار خردهپا، «جی» (آمیتاب باچان) و «ویرو» (دارمندرا) است که بهوسیله بازرس بازنشسته پلیس «تاکور بالدیف سینگ» (سانجیو کومار) مأمور میشوند تا راهزن مخوف «گبّر سینگ» را – در صورت امکان زنده – دستگیر کنند. جی و ویرو در رویارویی با گبّر در نزدیکی روستای تاکور، نیروی تازهای از دوستی و مأموریتشان پیدا میکنند و در عین حال دل به دختران محلی میبازند؛ ماجرایی بهیادماندنی که نسلها را درگیر کرده است. اوایل دهه ۲۰۰۰، پدرم نسخه رسمی DVD این فیلم را تهیه کرد (تأکید میکنم «رسمی» چون آن روزها نسخههای غیرقانونی رایجتر بودند) و بلافاصله همه ترانهها و صحنههای حذفشده را مرور کرد. او لذت عجیبی در نشان دادن پایان اصلی فیلم داشت؛ پایانی که به دستور سانسورچیان بدنام هند تغییر کرده بود. هرچند شاید بیش از آن، از مکثهای مکررش لذت میبرد تا دستان تاکور را زیر کورتا نشان دهد، وقتی قرار بود شخصیتش اصلاً دستی نداشته باشد.
شکست اولیه، افسانه ماندگار
فیلم شعله در سال ۱۹۷۵ اکران شد و در ابتدا با واکنشهای سرد و حتی منفی روبهرو شد. یکی از منتقدان نوشت: «فیلم همهچیز دارد جز هوش، هنر و هدف.» فیلمنامه را زوج افسانهای سلیم خان و جاوِد اختر نوشته بودند و از میان دو فیلم بزرگشان در همان سال، این «دیوار» بود که تحسین منتقدان را برانگیخت و فوراً کلاسیک شد، نه «شعلۀ جاوید». اما پس از چند روز در سینماها و با وجود افت اولیه فروش، فیلم مثل آتش در خرمن پخش شد. دیالوگهایش در گفتگوهای روزمره نفوذ کرد، ترانههای آر.دی. بورمن همه جا شنیده شد و میراثی سینمایی برای همیشه در تاریخ حک شد. بیشتر کسانی که والدین یا خواهر و برادرشان «شعلۀ جاوید» را روی پرده دیدهاند، آن را همچون یک واقعه تاریخی توصیف میکنند. پدرم و دوستانش برای دیدنش از مدرسه فرار کردند و همان دقایق نخست – جایی که راهزنان به قطار حمله میکنند – فهمیدند که با تجربهای خاص مواجهاند. حتی کسانی که در کودکی با فیلم آشنا نشدند، بعدها ستارگان یا ترانههایش را میشناختند و اثر آن را بر سینمای پسین احساس میکردند.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه