خطرناکترین صحنه بدلکاری ماموریت غیرممکن
در جدیدترین قسمت از پادکست جعبهابزار فیلمسازان Filmmaker Toolkit از وبسایت ایندیوایر، کریستوفر مککواری، نویسنده و کارگردان فیلم ماموریت غیرممکن – حساب نهایی Mission: Impossible – Dead Reckoning، از پشتصحنه یکی از جسورانهترین و فنیترین بدلکاریهای تاریخ سینما پرده برداشت.
کریستوفر مککواری کارگردان فیلم ماموریت غیرممکن، حساب نهایی توضیح داد که چگونه برای طراحی بدلکاری سکانس نهایی فیلم، که با مشارکت مستقیم تام کروز در آفریقای جنوبی فیلمبرداری شد، بیش از چهار ماه تحقیق، تمرین و آزمون صرف شده است. او حتی شخصاً برای درک بهتر شرایط فیزیکی صحنه، خودش روی بال هواپیمای استیرمن کلاسیک نشست و با سرعت ۱۴۰ مایل بر ساعت در معرض باد قرار گرفت.
ردهبندی همه فیلم های ماموریت غیرممکن
آخرین سکانس اکشن فیلم ماموریت: غیرممکن – حساب نهایی نه تنها به عنوان نقطه اوج روایی مجموعه طراحی شده بود، بلکه بلندپروازانهترین و پرریسکترین بدلکاری این فرانچایز محسوب میشود. در این سکانس، ایتن هانت (با بازی تام کروز) باید کلیدی حیاتی را از گردن شخصیت منفی داستان، گابریل (با بازی ایسای مورالس)، که سوار بر یک هواپیمای دوباله کلاسیک از نوع استیرمن در حال فرار است، به دست آورد. این سکانس بهخودیخود مانند فیلمی مستقل از نظر طراحی، تحقیق، تمرین و اجرا بود و چهار ماه و نیم از زمان تیم تولید را در آفریقای جنوبی به خود اختصاص داد. کریستوفر مککواری، نویسنده و کارگردان فیلم، توضیح داد که این سکانس از مدتها پیش بهصورت پیشنمایش (Previs) با کمک تیمی از انیماتورها طراحی شده بود. اما در عمل، زمانی که وارد فاز تحقیق و توسعه واقعی در آفریقای جنوبی شدند، با محدودیتهای غیرقابل پیشبینی مواجه شدند – محدودیتهایی که تنها در تعامل فیزیکی با هواپیمایی نزدیک به یک قرن قدمت، قابل درک بودند.از انیمیشن تا واقعیت: وقتی فیزیک حرف آخر را میزند
مککواری گفت:«در مرحله طراحی، سکانسی داشتیم که تام کروز باید از روی بال بالا میرفت و به خلبان مشت میزد تا کنترل هواپیما را به دست بگیرد. این صحنه در پیشنمایش فقط چند ثانیه طول میکشید. اما وقتی کروز برای اولین بار آن را در یک پرواز آزمایشی امتحان کرد، برگشت و گفت: شما نمیتوانید روی بال یک هواپیمای قدیمی با سرعت ۱۴۰ مایل بر ساعت کارها را سریع انجام دهید. حتی بلند کردن دستم زمان میبرد. هر حرکت ساده، یک تلاش عظیم فیزیکی است.» کروز در ادامه به مککواری پیشنهاد داد: «بهترین کاری که میتوانی انجام بدهی این است که خودت روی بال هواپیما بنشینی و ببینی واقعاً چه احساسی دارد.»گام گذاشتن روی بال مرگ: تجربه شخصی کارگردان
مککواری، مهار شده با دو طناب ایمنی و متصل به یک پایه در بیرون کابین خلبان، آموزش لازم را از تام کروز گرفت و روی بال هواپیما رفت. او این تجربه را چنین توصیف میکند:«همین که از کابین خلبان خارج میشوید، وارد دنیایی دیگر میشوید. واقعاً نمیتوانید نفس بکشید. اکسیژن هست، اما مولکولها با چنان سرعتی به صورتتان برخورد میکنند که اصلاً احساس ورود هوا نمیکنید. فشار هوا و تلاطم آنقدر شدید است که ایستادن روی بال به معنای هل دادن خودتان در برابر طبیعت است. باید درکتان از بدن، فضا و تعادل را از نو بسازید.» او میافزاید:«۳۰ ثانیه نشستن روی بال هواپیما برایم مثل پنج دقیقه بود. احساس کردم یک تمرین بدنسازی ۳۰ دقیقهای را تمام کردهام. و بعد از این تجربه بود که دقیقاً فهمیدم تام کروز در آن لحظات چه چیزی را تحمل میکرد. این تجربه بهشدت بر نحوهی کارگردانی من تأثیر گذاشت.»
دیدگاهها
ارسال دیدگاه