محمدابراهیم عزیزی | کارگردان: در ابتدا قرار بود همراه همسرم فیلمی کوتاه بسازم درباره ماجراهایی که بین دو نیمه در رختکن پیش میآید. بعدها همسرم یک خبر فوتبالی دید و به من آن را نشان داد. با کمی پرداخت و گفتوگو درباره آن، به طرحی کلی از مفهوم “تبانی” در فوتبال رسیدیم. یکی از دوستانم فیلمنامه را به دست مصطفی کیایی رساند و در نهایت، فیلمنامه اثر نوشته و فیلم ساخته شد. ما به قهوهخانهها سر میزدیم و در لوکیشنهای مختلف تحقیق میکردیم. آنجا با شخصیتی عجیب آشنا شدم که من را تهدید میکرد اگر فیلمبرداری کنی، دوربینت را میشکنم و کمی ما را ترساند . ساختن این فیلم بیشتر از پول، نیاز به جسارت داشت که خوشبختانه گروهی جسور پای فیلم آمدند و کار ساخته شد. اینکه ما به موضوعاتی درباره فساد اقتصادی بخندیم و موقعیت و اثر را کمدی بسازیم، کملطفی کردهایم. زیرا این موضوع بسیار تلخ و تراژیک است.
محمد ابراهیم عزیزی؛ کارگردان فیلم
پوریا رحیمی سام | بازیگر: اغلب پسربچههای ایرانی، رویای فوتبالیست شدن را گوشه ذهن خود داشتهاند. همه ما درباره فوتبال حرف میزنیم و دقیقه نودهایی را به یاد داریم که آرزو میکردیم ایکاش نتیجه تنها حاصل یک حادثه باشد. اندازه نقش برای من اهمیت ندارد. بیشتر دوست دارم حتی در فرصت زمانی محدود، نقش متفاوت و تأثیرگذاری را بازی کنم. من برای این اثرسینمایی وزن کم کردم و تمام احساسات کاراکتر را بررسی کردم. این که در طول تولید، ما شانس گفتوگو با کارگردان را داشتیم، به خلق هرچه بهتر کاراکتر کمک کرد.
حسین جلیلی | مدیر فیلمبرداری: تمام قواعدی که در این کار استفاده شده است، برآمده از نگاه مستندگونه کارگردان است. من بر همین اساس سعی کردم به فیلم و کارگردان کمک کنم. ما روزانه پلانها و سکانسهای روز بعد را چک میکردیم تا به نتیجهای هماهنگ برسیم.
اطلاعات کامل چهل و سومین جشنواره فجر ۱۴۰۳
محمد بحرانی | بازیگر: من از سودابه جعفرزاده و پوریا رحیمی سام برای کمکی که در یادگیری لهجه به من کردند بسیار تشکر میکنم. من فوتبال را بسیار دوست دارم. ابراهیم عزیزی را از دوران دانشکده میشناسم و میدانم که در برههای میتوانست فوتبالیست شود، اما مسیرش جوری رقم خورد که فیلمی فوتبالی بسازد. از عادل فردوسیپور تشکر میکنم. او در مسیر ساخت این فیلم بسیار به ما کمک کرد. میدانم که او سالها با فساد در فوتبال مبارزه کرده است. نیما جعفری جوزانی | تدوینگر: بخش زیادی از تدوین این فیلم براساس دکوپاژ کارگردان است. فیلم، فضایی ملتهب و ورزشی دارد. نقطهگذاری در تدوین چنین فیلمهایی کار سختی بود و خوشحالم که درنهایت، این کار ساخته شد.پوستر فیلم بازی را بُکش

اولین فیلم ابراهیم عزیزی، ناامیدکننده یا آزارنده نیست. هرچند بعید است اینقدری سر شوقتان بیاورد که بخواهید به کسی توصیهاش کنید. فیلمی درباره شرطبندی و تبانی در فوتبال حرفهای؛ فضایی شبیه آنچه قبلاً در شخصیت احمد (نوید محمدزاده) در فیلم «ناهید» (آیدا پناهنده) -که هوادار انزلی بود- یا قهرمان «تومان» (مرتضی فرشباف) دیدهایم. با این حال کارگردان بازی را بکش!، خیلی روزنامهای و ساده با موضوع ملتهب و حساسش مواجه شده و نهفقط اطلاعات تازهای نسبت به آنچه یک مخاطب نیمهپیگیر اخبار ورزشی از ماجرا میداند به دست نمیدهد، که حتی نگاه متفاوتی به سوژهاش هم ندارد. همه چیز از همان ابتدا کموبیش قابل حدس و پیشبینی است و تقریباً همانطور نیز پیش میرود.
تازه بعد از یک اعتراف مهم در میانههای فیلم، دیگر با تعلیق و هیجان خاصی هم تا پایان قصه مواجه نیستیم. بازی محسن کیایی در نقش «موسی» البته جالب توجه است. یکی از معدود نقشآفرینیهای او در فیلمی غیرکمدی، که کاملاً از طنز و شیرینی شخصیتش فاصله گرفته و با لهجه به اندازه گیلانی و گریمی که خوب به صورتش نشسته، چیزی از آن شخصیت را به یادمان نمیآورد و حتماً به اثری مهم در کارنامه بازیگری او بدل خواهد شد. بهجز او اما فیلم فاقد شخصیت برجسته و متمایزی است که درنتیجهاش از بازیگران آن کاراکترها هم (هدی زینالعابدین، محمد بحرانی، پوریا رحیمی سام و...) کاری برای ماندگار کردن نقش برنمیآید.
بازی را بکش! شستهرفته و تر و تمیز کارگردانی شده، هرچند در اجرای صحنهها بهجز قابهای باز از طبیعت زیبای شمال، ایده جذاب و بدیع و قابل توجهی نمیبینیم. مسألهای که به مهمترین اشکال فیلم تبدیل شده: تخت بودن و یکنواختی فرم فیلم و فقدان شور و هیجان؛ چه در قصه و فیلمنامه، چه در کارگردانی و اجرا. پیامش را که هم در همان اواخر داستان خیلی صریح و رسا با تصویری گلدرشت به مخاطبش میدهد: فوتبال کثیفی که حتی لجنمال شدن در گل و لای شالیزارهای گیلان به آن ترجیح دارد.
۳ نکته از فیلم:
موسیقی بازی را بکش یک موسیقی ارکسترال با تاکید بر سازهای کوبهایست. فضای موسیقی فضاییست ملهم از فیلم که هیجان و غم در آن نقش ویژه دارد. پیام آزادی آهنگساز خوش قریحه آن را آهنگسازی کرده است که در جشنواره امسال گوزنهای اتوبان را هم آهنگسازی کرده است.
شاید مهمترین ویژگی موسیقی بازی را بکش را باید در امضا داشتن و اریجینال بودن آن دانست. موسیقی که حجم زیادی هم دارد کمک به درک بهتر قصه توسط تماشاگر دارد. در حالیکه قصه، داستان فساد در فوتبال است، موسیقی علاوه بر داشتن فضای هیجان و اکشن در جستجوها و بگیر و ببندهای فیلم، موسیقی راوی داستان غصه و غم برادریست که در حال یافتن حقیقت است و در این راه با جانش بها میپردازد.
یکی از بهترین سکانسهای موسیقی، سکانس بازی کردن عمو موسی ( محسن کیایی) با دختر برادرش
مقتولش است. در این سکانس موسیقی از فضای عمومیاش مه در حال و هوای ارکستر بزرگ و اکشن است، لحنی کودکانه پیدا میکند و با ضرب های کوتاه پیانو و بعد شبفت شدن به تنهاییهای موسی و فوتبال بازی کردن پسرها کنار ساحل ادامه مییابد.
عشق موسی به فوتبال که در غمگینترین روزهایش هم راهگشاست با گیتاری شادمانه روایت میشود. یکی دیگر از لحظات بیادماندنی موسیقی آزادی، صحنه شر ط بندی در قهوهخانه قدیمی با حضور پیرمردهای گیلانیست که با گیتار و ارکستر زهی و صدای هیجانی و پرشور، ریتمی سرخوشانه و در عین حال غمگین دارد. غمی که در میانه روایت میشود حضور موسی برادر جستوجوگر را روایت میکند.
صدای خستگیهای ذهن موسی با زهیهایی که با خشم نواخته میشوند شنیده میشود. به اینها صداهای ترکیبی به موسیقی را هم باید افزود. از صداهای محیط گرفته تا تمهایی که در تعقیب و گریز صدای ضربات قلب یا ثانیهشمار ساعت را تداعی میکنند.
بهترین پارت موسیقی اما در انتهای فیلم و سکانس متفاوت فوتبال بازی کردن در شالیزار برنج است. در این سکانس که شور و در عین حال فساد فوتبال را میبینیم، موسیقی همینقدر متناقض قصه را از زاویه دید خودش روایت میکند. موسیقی با سازهای زهی و پیانو و در عین حال حضور کوبهایها داستان را به شکلی همانقدر پرشور و پر غم تعریف میکند.
بازی را بکش همچون دیگر اثار مصطفی کیایی فیلم جسورانهای است و قصد دارد پشت پرده فوتبال و بحث شرطبندی و فساد را به عنوان یکی از مشکلات تمام نشدنی فوتبال ایران نشان دهد، این خلاقیت و شجاعت در انتخاب و نزدیک شدن به سوژه به خودی خود قابل تحسین و تمجید است.
مشکل بازی را بکش همچون بیشتر فیلمهای سینمای ایران به مرحله تبدیل ایده به فیلم مربوط میشود جایی که فیلمنامهنویس توانایی تبدیل ایده به فیلمنامه را ندارد و نتیجه این میشود که وقت زیادی از مخاطب برای کشدار شدن فیلم، ماجراهای زاید و اطلاعات بدیهی آن تلفی میشود.
فیلم در کارنامه کیایی بجز ایده کمتر کار شده، امتیاز زیادی نمیگیرد و نمیتواند جزو فیلمهای خوب او طبقهبندی شود. علاوه بر فیلمنامه ضعیف، در کارگردانی و بازیها نیز دستاورد جدیدی برای عوامل بدست نیامده و محسن کیایی و هدی زین العابدين در بهترین حالت بازیهای قبلی خود را تکرار کردند.
موسی قهرمان فیلم است و بقیه از همسر مقتول تا خود فرد به قتل رسیده و سرمربیان تیم همگی در ماجرای فساد درگیر شدهاند اما این تنهایی بجز یک یا دو میزانسن در بقیهجاها در نمیاید و فیلم از همین باورپذیر نشدن شخصیتها ضربه سختی میخورد.
۳ نکته از فیلم:
هرچند که فوتبال در میان مردم جهان جایگاه ویژهای داشته و طرفداران زیادی در ایران (به ویژه شهرهای استان گیلان) پیگیر اخبار و درگیر مسابقات ورزشی در این رشته هستند، اما تعداد فیلمهای کمی با موضوع فوتبال در سینمای ایران ساخته شده است. بازی را بکش به عنوان اثری پیش رو قصد دارد نمایشی از حوادث پشت پرده فوتبال به بهانه مرگ یک بازیکن در زمین بازی و ورود به موضوعات شرطبندی در ورزش باشد.
از این رو بازی را بکش با ترسیم تصویر هولناک قمار در ورزش در تلاش است ضمن آگاهسازی مخاطب از وقایع پشت پرده که به واسطه اشاره به برنامه نود و اجرای عادل فردوسی پور سویهای مستند به خود میگیرد، در پیام اخلافی مستتر در بطن فیلمنامه، مخاطب را متوجه ابعاد این مسئله کند. اما برخلاف جریان فیلم، در عمل، رویکرد انفعالی فیلم و موضع محتاطانه نویسنده و کارگردان، مخاطب را تشویق به محافظهکاری و عبور نکردن از خط قرمزها کرده است.
۲ نکته از فیلم:
تقریبا 12 فیلم از 32 فیلم امسال جشنواره در لوکیشنهای خارج از تهران ساخته شد و این اتفاق خوبیست که تجمع موضوعات محدود به تهران نباشد. ضمن اینکه در طول سال فضای کار و اشتغال در شهرستانها هم فراهم می شود. بعضی از این انتخابها غیر ضروری و بیربط بود و بعضیها انتخاب درست و قابل طرحی بود. یکی از این انتخابهای درست فیلم بازی را بکش بود که به موضوع جریانها و فسادهای حاشیه فوتبال در دستههای پایین میپرداخت. امسال دو فیلم درباره حواشی فوتبال داشتیم که موفقیت سال گذشته فیلم پرویز در ساخته شدن آنها بی تاثیر نبود.
بازی را بکش با بازی خوب محسن کیایی که خودش را برای بازی در فیلم کلی لاغر کرده بود درخشان و باورپذیر شده بود. اما هدی زین العابدین و محمد بحرانی دو چهره معروف فیلم بازی قابل باور و تمیزی نداشتند و صرفا فقط در فیلم حضور داشتند. بازی را بکش ایده و فیلمنامه خوبی دارد و ریتم خوبش تا حدی به فیلمنامه برمیگردد اما بازی را بکش اسم سختی برای یک فیلم است و در دهان نمیچرخد و مناسب یک فیلم فوتبالی نیست. فیلم با خطای محرز یک بازیکن روی محسن برادر موسی (محسن کیایی) شروع میشود که منجر به فوتش میشود. پس از طرح گره، فیلم چرخش خوبی پیدا میکند و ضربه خوبی به مخاطب میزند.
شاید برای خیلی ها که اهل فوتبال و حواشی آن نباشند این قصهها بیربط و بیاهمیت باشد اما واقعیت اینست که فساد حواشی فوتبال در شهرستانها بسیار زیاد است. شرط بندی های کلان و مافیای زد و بندهای بازیکن ها تبدیل به نوعی شغل شده و تاسف بار است. اولین ساخته ابراهیم عزیزی، فیلم خوب ولی کم جانیست با این حال پیشبینی میشود اگر تبلیغات مناسبی در زمان اکران داشته باشد، در گیشه با استقبال مناسبی روبرو شود.
۳ نکته از فیلم:
دیدگاهها (7)
چه جوریه که خلاصه تعریف شده داستان برای فیلم “بازی را بکش” و “بچه مردم” محمود کریمی موضوعش یکی است؟!!
پرداختن به حواشی مستطیل سبز خصوصا اینکه از یک داستان واقعی الهام گرفته باشه در نوع خودش خیلی میتونه جذاب باشه . امیدوارم تو جشنواره عالی بدرخشه و مورد استقبال مردم واقع بشه . همچنین برای کلیه عوامل فیلم بالاخص نویسنده و کارگردان این اثر آرزوی موفقیت دارم
فیلم خوش ساختی بود و بازی خوب محسن کیایی. در همه فیلمهای مبارزه با فساد اخرش با امید افرینی به جامعه باید باشد. کاش در جایی که فیلمبرداری میکرد یا با صحبت فردوسی پور تموم میشو و جنازه مبارز با فساد را نشان نمیداد
این فیلم کدام نقطه شمال فیلمبرداری شده
فیلم خوبی بود. واقعیت داشت. ابتدای فیلم موسی پیراهن در تن داشت وقتی سوار پاترول بود اما هنگام پیاده شدن در زمین فوتبال پیراهن تبدیل به تیشرت شد. لطفا مراقب هوش تماشاگر باشید.
واقعا فیلم خوبی بود ؛ دمتون گرم ؛ از اونجایی که من از فوتبال و مخصوصا فیلم های فوتبالی به شدت به شدت بدم میاد ، یک روز فقط به خاطر بازیگراش و تبلیغات فیلم ، گفتم در حد چند دقیقه از فیلم رو ببینم و سریع تا حالم بد نشده ، از این فیلم که در فیلیمو میدیدم بیام بیرون و یک فیلم اکشن خارجی ببینم . ولی اولا خدا رو شکر صحنه های داخل زمین فوتبال کم بود و ثانیا داستان انقدر جذاب پیش میرفت که نه تنها قطع نکردم ، بلکه تا تیتراژ پایان فیلم رو دیدم و بعدش هم حتی چند ثانیه خشکم زده بود . خلاصه بازم میگم دمتون گرم …. ( ادامه متن امکان اسپویل شدن دارد ) در ضمن در مورد انتخاب بازیگر ، محمد بحرانی چقدر کار درستی انجام شده بود ؛ با اون گریم و لباس یک شخصیت ظاهر الصلاح که یک مرتبه درون پلیدش برای مخاطب رو میشه .
بنظر من فیلمی بسیار عالی و در عین حال شجاعانه بود و من به کارگردان ،تهیه کننده و محسن کیایی برای بهترین نقشی که تاکنون بازی کرده تبریک میگم .حقایقی تلخ از پشت صحنه فوتبال در یک شهر کوچک ساخلی که میتونه بیانگر مسائلی بسیارعمیقتر در فوتبال اصلی مان باشه . بسیار لذت بردم و بهش نمره ۴٫۵ میدم.
ارسال دیدگاه